ماهآوریل 2020

آغاز به فعالیت اول اردوی دورۀ هشتم «آفتاب‌گردان‌ها» , ویژۀ آقایان

خستین اردوی هشتمین دورۀ آموزشی شعر برنا مملکت , «آفتاب‌گردان‌ها» روز جاری 22 بهمن‌ماه , ‌ هم‌زمان با سالگرد برد انقلاب اسلامی , آغاز به فعالیت مینماید . این اردو که یگانه آقایان شعر سرا است , با حضور ده‌ها شعر سرا برنا عضو این عصر , از سراسر میهن , در محمدشهر کرج برگزار می گردد . در‌این اردو که تا روز آدینه ادامه دارااست , آفتاب‌گردان‌ها از کارگاه‌ها و کلاس‌های آموزشی متنوعی با حضور شاعران نام دار و منتقدان برجستۀ مملکت بهره‌مند می شوند .
گفتنی است شاعران برنا و استعدادهای تازۀ شعر مرزوبوم تا قبل از این در فراخوان ذی‌ربط با ارسالِ شعر کمپانی کرده‌اند و بعداز انجام رای زنی , بر پایه ی معیارهای مشخصی تعیین شده‌اند ; مطالعات در زمینۀ شعر , هدف و جدیت , توان شعرخوانی , مرحله علم معرفتی و امتحان طبع شعر از جمله مهمترین معیارها برای حضور در‌این دورۀ تخصصی است .
دوره‌های آموزشی آفتابگردان‌ها از جمله فعالیت‌های اساسی محل کار شعر مؤسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب است که به صورت هر ساله برگزار میگردد . انگیزه از برگزاری این دوره‌های آموزشی , یاری به پویایی شعر برنا , کشف و رویش استعدادها و زمینه‌سازی برای پرورش نسل تازه شاعران انقلاب اسلامی است .
اردوی نخستین آقایان از دورۀ هشتم آموزشی شعر برنا انقلاب اسلامی , از بیست‌ودوم الی بیست‌وپنجم بهمن‌ماه 98 در محمدشهر کرج اجرا مي شود .

نکاتی در رابطه کارگاه شعر «آفتابگردان ها»

همگی محصولاتی که ما در ویترین مغازه‌ها میبینیم , از کارگاه‌های ایجاد بدرآمده‌اند , کارگاه‌هایی که خویش متکی به یادگرفتن و تجربه‌اند . شعر هم چنین است . شب شعرها , جشنواره‌ها , مسابقه‌ها و اثرها مکتوب , ویترین ارائۀ شعرند . اما شعر در سوله ذوق وسلیقه و مهارت شعر سرا پرورده می گردد و آن سلیقه و مهارت هم منتخب فطری و بخش مهمی , اکتسابی است .

این بیت ایرج‌میرزا را ما کلیه شنیده‌ایم که «شاعری طبع روان می خواهد / خیر مبانی , خیر ابلاغ می‌خواهد» . آری در صورتی‌که صرفا «شاعری» انگیزه باشد , به عبارتی طبع روان نیز کافی است ; ولی حقیقت این است که ما در قبال هر شعر سرا عالی در لهجه پارسی حدود یکصد شعر سرا ضعیف داریم , افرادی که خیر نامشان بر جای باقی‌مانده است و خیر آثارشان . این‌ها افرادی بوده‌اند که تنها طبع روان داشته‌اند . آری , شعر سرا بوده‌اند البته شعر سرا عالی بودن حیاتی است .

شعر عالی نیز به مطالعه نیاز دارااست , نیز به فراگیری و نیز به حضور همیشگی در محافل و مجامع ادبی . هر جا که‌این چیزها در کنار نیز وجود داشته‌اند , بناگاه عده‌ای شعر سرا عالی ظهور کرده‌اند . ما در حین مورخ ادبیات پارسی , سراغ نداریم جایی یا این که وقتی را که در آن جمعی شعر سرا کارکشته ظهور کرده باشند , البته سوای یک پشتوانۀ علمی و آموزشی و مهارت‌اندوزی .

البته حقیقت این است که اکثر وقت ها متولیان و دست‌اندرکاران کارها فرهنگی , به ویترین شعر بیشتر می‌اندیشند . از همین روی است که ما «شب شعر» و «جشنوارۀ شعر» و «کتاب شعر» و «صفحه و کانال شعر» بیشتر داریم تا کارخانه و اموزشگاه شعر . آری در یک شب شعر یا این که فستیوال شاعران برتر زمان کمپانی می نمایند و آثارشان را ارائه می دهند , اما این اثر ها در چه بستری ساخت شده‌اند؟ این حساس است .

درین سال ها یک کدام از بسترهای عالی یادگرفتن و مهارت‌اندوزی در عمل شعر , دوره‌های آموزشی آفتابگردان‌هاست . به دنیا آمدن عرفان‌پور مدیریت دفتر کار شعر مؤسسۀ شهرستان ادب در نشست خبری «هشتمین زمان آموزشی شعر برنا انقلاب اسلامی» از رشد حدود هزار شعر سرا برنا درین هشت زمان خبر می دهد و این , رقم قابل توجهی است .

تا آنجا که اینجانب خبر دارم , مؤسسۀ شهرستان ادب کمتر فستیوال و شب شعر برگزار نموده است و عمدۀ کارهایش برنامه‌های همیشگی آموزشی برای شاعران برنا است , و آن نیز به صورت دائمی و خیر صرفا در برنامه‌هایی یکی دو روزه . در هر زمان شاعران برنا از در میان متقاضی ها دوچندان انتخاب می گردند و در زمان این زمان در یک رابطه دائمی , نیز آثارشان به وسیلۀ کارشناسان مؤسسه عیب گیری می گردد و نیز منابع مطالعه برایشان معرفی میشود و در غایت در یک اردوی آموزشی فشرده , پای کلام پیشکسوتان و شاعران و منتقدان خبره‌ای می‌نشینند .

افزون بر این‌ها , مؤسسۀ شهرستان ادب در تهران و یک سری شهر دیگر جلسات هفتگی شعرخوانی و انتقاد شعر هم داراست که این‌ها هم غالباً کانون تجمع و رشد شاعران جوان‌اند . اکثری از شاعران عالی این نسل , کسانی‌اند که در دوره‌های آموزشی آفتابگردان‌ها کمپانی داشته‌اند و یا این که از این جلسات راز برآورده‌اند . از این جمله‌اند خیلی از شاعران عالی نسل برنا در مشهد که غالباً اشخاص ممتازی در مسابقات دانش‌آموزی و دانشجویی حتی‌د‌ر تراز میهن می‌باشند . کمتر ارگان یا این که مؤسسۀ ادبی درین سال ها چنین برنامه‌های مستمری , با این کلیه خروجی عالی داشته است .

باری , دو تیم , می بایست بیشتراز این به فراگیری و تجربه‌اندوزی دائمی در فعالیت شعر بیندیشند , یکی افرادی که طبع و سلیقه شعر دارا‌هستند و دیگر , مسئولان و مدیرانی که می خواهند در رویش و اعتلای شعر پارسی نقشی داشته باشند . همگی این‌ها می بایست بیشتراز ویترین جشنواره‌ها و شب شعرها , به سوله و دانش سرا شعر اعتنا نمایند . فارغ از این‌ها , ویترین خالی خواهد ماند , یا این که با اجناسی کم‌کیفیت لبریز خواهد شد .

پویش ملی «هر منزل یک کتابخانه»

پایگاه اطلاع‌رسانی ارگان کتابخانه‌های همگانی مرزوبوم , هادی آشتیانی , مدیرکل کارها فرهنگی ارگان کتابخانه‌های همگانی مملکت , با اشاره به فعال‌ساز‌ی پویش ملی «هر منزل یک کتابخانه» اعلام‌کرد : با اعتنا به توصیه‌های وزارت بهداشت برای رویارویی با شیوع ویروس کرونا در سرزمین که با تعطیلی مرکزها متفاوتی از جمله کتابخانه‌های همگانی همراه شده , مردمان به غیر از مورد ها لازم اکثر زمان ها زمان خویش را در منزل سپری میکنند . بر این اصول همیاران ما در سازمان کل کتابخانه‌های استان مازندران از ۱۲ اسفندماه پویشی را با تیتر «هر منزل یک کتابخانه» فعال سازی کردند که با استقبال عالی همسایه فرهنگ و تمدن و هنر و ادب و همینطور مسئولان فرهنگی همراه شد و به‌دنبال تصمیم بر آن شد که‌این پویش به صورت ملی برگزار شود که به حمدالله بقیه دستگاه ها نیز با این طرح ملازمت و همراهی کردند و به اشاعه آن پرداختند .
او در رابطه هدف ها برگزاری این پویش اظهار‌کرد : اگر چه به دلیل حالت حاکم بر مملکت کتابخانه‌های همگانی به صورت فیزیکی تعطیل میباشند , ولی فعالیت‌های این مرکزها فرهنگی و اجتماعی صرفا به فضای فیزیکی کتابخانه‌ها محدود نمیشود و کتابداران متعددی , از منزل های خویش در فضای مجازی با اعضای کتابخانه ها رابطه دارا‌هستند و به نشر مطالب موثر , برگزاری مسابقه‌های مجازی , معرفی کتاب و . . . سرگرم می‌باشند . در این مسیر فعال‌سازی پویش «هر منزل یک کتابخانه» می تواند کتابخانه را به درون خانه‌ها پیروزشود و این سفارش را مطرح نماید که درین روز ها به جای مهاجرت به شهرهای متفاوت که منجر انتقال و توسعه ویروس کرونا به سراسر میهن خواهد شد , در منزل بمانیم و با کتاب به دنیای حیرت‌انگیز دیگری مسافرت کنیم .
آشتیانی در رابطه این طرح توضیح اعطا کرد : از آن جا که غالبا دربین قفسه‌های کتابخانه‌های فردی اشخاص , کتاب‌هایی موجود است که زمان تلاوت آن ها آماده نشده , در پویش «هر منزل یک کتابخانه» از تمامی مردمان دعوت می کنیم که به سراغ یکی این کتاب‌ها رفته و با ارسال یک عکس با کتاب متبوع , خلاصه‌ای از آنچه که از قرائت این کتاب فراگرفته‌اند را در قالب یک پوشه صوتی و یا این که ویدئویی به نشانی اینستاگرامی سازمان کل کتابخانه‌های همگانی استان مازندران به نشانی @mazandpl تحت عنوان دبیرخانه این پویش , ارسال نمایند .
مدیرکل کارها فرهنگی ارگان کتابخانه‌های همگانی مملکت بابیان این که شرکت کردن درین پویش قادر است خانه‌نشینی را برای مردمان به یک مجال تبدیل نماید , خاطر نشان کرد : فایل‌های ارسال شده به دبیرخانه این پویش بعداز نشر در صفحه ها متعلق به ارگان در فضای مجازی , بوسیله همیاران ما در سازمان کل کتابخانه‌های همگانی استان مازندران داوری خواهد شد و به شایسته ترین فایل‌های ارسال شده , جوایزی وابستگی خواهد گرفت .
آشتیانی پیرو به طرح‌های دیگر در دست ارگان برای اجرا در‌این روز ها اشاره نمود و اظهار‌کرد : مبادرت دیگری که با همیاری مشترک سازمان کل ارتباط ها همگانی و کارها بین‌الملل و سازمان کل فرهنگی ارگان پباده سازی شده , طرح مسابقه نگارگری با محوریت بیماری و ویروس کرونا برای بچه‌های ۴ تا ۱۲ ساله است تا این دوستان درین روز ها نقاشی‌های خویش را با دو محور «خاطرات خویش از کرونا» و «دعوت به رعایت نکات بهداشتی» به دبیرخانه این مسابقه ارسال نمایند .
او افزود : تکان دیگری هم به در مرحله همیاران کتابدار ما در سراسر مملکت پیش‌بینی و اعلام شده , که هر کتابدار با معرفی یک کتاب در چارچوب قانون ها بیان شده و تکثیر آن در فضای مجازی , به تشویق و ترغیب سایرین به کتابخوانی بپردازد که درپی به برگزیدگان معرفی ها هم به قید قرعه جوایزی وابستگی می گیرد .

 

دو شعر از فرامرز سه دهی

یک با یک برابر نیست
همه چیز از دهان ِمن آغاز شد
خوابی که می شدم
که نمی دیدم پرنده ای پرید
پرید یعنی تو
تو یعنی پاهایت
که تو رفتی
(و من اگر/ آنقدر بزرگ شده ام/ که تو را دوست داشته باشم/ آنقدر هم بزرگ شده ام که/ غمگین باشم!)
و همین بهانه ای شد
که تو دست هایت را در دهان شیر کنی
فواره شوی تا بازو
خونت را در کلاس کثیف
پشت میز بنشینی
بایستی
خم شوی:
دست ها به زانو
میزها به پُشت
پای تخته داد بزنی:
یک با یک برابر نیست
گوجه فرنگی کیلویی یازده هزار تومان
پای نان به وسط که می آید
همه معذور می شوند
و مأمور
“چنان قحط سالی شد اندر دمشق”
که فراموش کردی
اینجا بهبهان است
دلم را رفتی و
شکستی
 .
گوژپشتِ نُتردام
و یک روز
به دیدارِ تو می آیند!:
عصا
عینک
و گوژپشتی که در من است

سه شعر از نسترن بشر دوست

۱

در بهار اگر

با تو آشنا می شدم

بین آن همه شکوفه

شکوفه های لب هایم را نمی دیدی

ما اما

پاییز به یک دیگر برخوردیم

تو

پاهایت روی برگ های زرد بود

من

گل سرخ روی زخم ات را بوسیدم

۲

پیش ترها

کودکان در گهواره هاشان می مردند

کمی بعد

اجسادشان در روزنامه

ورق ورق شد

به تلوزیون راه یافتند

حالا می میرند در

فرقی نمی کند در کجا

لپ تاپ، موبایل

زوم و زوم بک می شوند

این امکاناتی ست

که بشریت به آن ها داده

بشریت در حال پیشرفت است!

۳

نفس ام را

روی آینه ی دستشویی

انگشت ام را

روی فرچه ی توالت

پوست ام را

روی ملحفه ی چرک مُرده

ترشح ام را

روی قالی تاخورده

لَش تن ام را

روی کاناپه ی پیش فروش به سمساری

جا می گذارم.

تنها

سردردم را

بر می دارم و می روم

از یادگاری های من خاطره بساز

کنار املت و پیاز هر روزه ات.

سه شعر از خالد جنادله

۱

من نیمی کوهم

و نیمی رود

هر بامداد

از خود صعود می کنم

و در پایان روز

بر بلندای خود می ایستم

خود را در اعماق خود می افکنم

و غرق می شوم

۲

از این گوشه اتاق

درست همین کنج

همه دیوارهای جهان

آغاز می ­شوند

از این گوشه اتاق

درست همین کنج

که همه دیوارهای جهان

به پایان می­ رسند

من

آغاز می ­شوم

۳

در فاصله نگاه و پنجره

کودکانی روشنایی پرّان را

تا انتهای ای کاش

دویدند

در فاصله نگاه و دیوار

پنجره، پرنده مهاجری شد

که در هر ای کاش

افقی تازه را بال می­گشود

تناهی / روزبه سوهانی

من مرگ خودم را دیده ام

زنی بود با موهای بلند , با انگشت های بلند

افتاده اواسط خیابان

خون بلندی از سینه اش رفته بود/ لخته بر تیشرت

خون بلندی از دهانش رفته بود/ لخته بر آسفالت

.

آن‌ها به مرگ بلند اینجانب خندیدند…

.

قطعه شعر بالا برگرفته از گروه ی «تناهی» سروده ی «روزبه سوهانی» است . تیم ی فوق مشتمل بر سه بخش «بهشت» , «برزخ» و« دوزخ» است .

گروه ی «تناهی» سروده ی «روزبه سوهانی» در همین سال به وسیله انتشارات مروارید در هشتاد و چهار ورقه نشر داده شده شده‌است .

انسان ها آهسته آهسته به یکی میلیون ها مدار معاش عادت می نمایند , صحیح مانند سیاره ای که در یک منظومه برای مدام گرفتار شده باشد . آنگاه روز ها پشت روز ها و سالیان پشت سالیان و نام این به دور فسخ می شود تقدیر . تا پیش از غروب بارانی سه‌شنبه , نخستین دی ماه ۱۳۸۸ اینجانب نیز به مدار خودم عادت کرده بودم…

کتاب «تناهی» سروده ی «روزبه سوهانی» بوسیله انتشارات مروارید در امسال با تیراژ پانصد و پنجاه ورژن روانه ی بازار کتاب شده‌است .

حضور قرائت این شرکت شعر را سفارش مینماید .

«تناهی» را از کتابسرا ها بخواهید .

بازخوانی چند جنایت غیرعمدی / محبوبه موسوی

دخترکی که مرده بود اظهار‌کرد : «نه خانم . خوبه صرفا نباید خنده مون بگیره . اگه هر کس مرده است بخنده , سوخته» منیژه که از تعجب لب هایش میم شده بود و به نیز می سایید , زل زد توی چاله خالی و پرسید : «گودال رو خودتون کندین اینقدر گود؟»

خیر خانم! این قبره , از گذشته بود .
یاالله برین خونه هاتون نبینم دیگه از این بازیها بکنین . هیچ تامل کردین شرایط فعلی بابا و مادرتون نگران شدن؟
خانم خونه نیستن . رفتن شهر .
باشه , برین خونه . حال چرا تو زمین آینه فرو کردین؟
خانم ما بگیم؟
خانم ما!
منیژه عصبانی و درمانده باقی مانده بود کدامشان را تعیین نماید تا…مجموعه داستانی بازخوانی تعدادی جنایت غیرعمدی مشتمل بر شش ماجرا کوتاه است . روایت ها به ترتیب زقوم – لیدا پناهی – خنده بر ابلیس – میزان – آن ها و نقطه نابینا نامیده گردیده اند . همانگونه که از اسم این شرکت پیداست قصه ها حول محور یک سری جنایت غیرعمدی می‌چرخند , جنایت هایی که بانیان آنها ناشناس , نامعلوم یا این که خویش , گم گشته اند ممکن است نیز خواننده از خلال نوشته بتواند عاملان این جنایات غیرعمدی را شناسایی نماید . کتاب بازخوانی تعدادی جنایت غیرعمدی متن محبوبه موسوی در این سال به وسیله انتشار آگه روانه بازار کتاب شده‌است . کتاب بازخوانی تعدادی جنایت غیرعمدی متن محبوبه موسوی را از کتابفروشی ها بخواهید .
ماجرا های کوتاه فوق با نثری یکدست , روان , تعلیق داستانی و جاذبه مطلوب این جور روایت ها ذکر شده گردیده اند . کتاب بازخوانی یک سری جنایت غیرعمدی متن محبوبه موسوی را به سادگی بر زمین نخواهید گذاشت . این قضیه های داخل هم هر مورد به تنهایی شمارا به ماجرا بعدی ساماندهی می نماید . مکان ها در‌این این مورد ها به طور معمول ” مکان های آستانه ای مانند مقابل نانوایی , خرابه پشت گلشن , کوچه کنار مکتب , کنار قنات , گورستان , تپه مشرف به جاده و از این قبیل می‌باشند , مکان هایی که مطلوب این مدل از ماجرا می‌باشند .
نوشته فوق برگرفته از روایت لیدا پناهی , دومی قصه کوتاه از تیم قصه بازخوانی یکسری جنایت غیرعمدی متن محبوبه موسوی است .

دو کلمه مثل آدم حرف بزنیم/ امیر رضا بیگدلی

دو کلمه مثل آدم حرف بزنیم

امیر رضا بیگدلی

خیر فقط از مشتی که زده بودم پای دیده پسرک پشیمان نبودم , بلکه هیچ بدم نمی آمد یک حالی نیز به آن رییس گنده بکش بدهم تا دیگر برای اینجانب گنده گوزی نکند که مگر از روی لاشه اش رد نحس تا بتوانم ماشینم را در نمایندگی اش بخوابانم , برای همین زل زدم به دیده هایش و پیش جماعتی که جلو در تعمیرگاه انباشته شده بودند , همگی کس و کارش را بستم به فحش و اعطا کرد زدم که «باز نیز میزنم , تورا نیز می‌زنم , گنده خیس از تورا نیز میزنم . » و خواستم بپرم سمتش که یک‌سری نفر از این جماعت دست و پایم را گرفتند و خواهش کردند کوتاه بیایم , ماشینم را بردارم و ببرم به یک نمایندگی دیگر تا آن گنده بک نیز …

نوشته بالا نصیب آغازین روایت نشست برای چیزی که… – ببخشید – کاری که خوابیده , چهارمی قصه از کتاب تیم قصه دو واژه و کلمه نظیر انسان سخن بزنیم متن امیررضا بیگدلی است .

گروه قصه دو واژه مانند بشر صحبت بزنیم متن امیررضا بیگدلی , دربرگیرنده هفت قصه کوتاه به اسم های سفته گشوده , داغ , دو واژه نظیر انسان صحبت بزنیم , گردهمایی برای چیزی که … – ببخشید – کاری که خوابیده , این وقت شب و این تمامی غوغا , ورود سگ به بوستان ممنوع و درود تهمینه خانم منم شیرین هست .

اولی ماجرا این موسسه به اسم سفته گشوده در بخش ادبی فستیوال تیرگان تورنتو ۲۰۱۵ لوح تقدیر جايگاه دوم اخذ نموده است .

دو واژه مانند بشر کلام بزنیم متن امیررضا بیگدلی در امسال به وسیله انتشار اینترنتی دراختیار عموم قرار گرفته است .

تا قبل از این کتاب های تعدادی عکس کنار اسکله انتشارات ماریه , آن مرد در باران آمد انتشار روایت , بشر ها و دودکش ها تکثیر ثالث , چکیده ماجرا گشوده نیز پیش اینجانب بیایید انتشار ذهن ها , در‌صورتی‌که جنگی نیز نباشد تکثیر الکترونیکی نوگام از این تالیف کننده به چاپ رسیده است .

کتاب دو کلمه مثل آدم حرف بزنیم متن امیررضا بیگدلی در صد و سی و چهار برگه با برنامه ای از مجتبی اسکندری در همین سال به وسیله تکثیر اینترنتی به چاپ رسیده است .

گروه داستان تعلیق / فاطمه حسن پور

مجموعه داستان «تعلیق» منتشر شد .

گروه ای از ماجرا های «فاطمه حسن پور» با تیتر «تعلیق» منتشر شد .

«تعلیق» مشتمل بر ی شانزده قصه کوتاه است به اسم های «تعلیق» , «تارا» , «دشت ارژنگ» , «نمونه خوان» , «پشت پلک هایم» , «فکر میکنم دریاست» , «دل دریا» , «اتفاق توی ذهنم پرسه می زند» , «ستاره ای توی مشتم» , «مثل باد» , «چمدان» , «زابینه» , «سیب» , «ماسک» , «پشت پرچین ها» و«کارتن ها» .

«جشن هالووین است . کلیه به صورت شان ماسک زده اند . ماسک های ترسناک . صورتک های اسکلت , کدوهای حلوایی بزرگ توی حریق بالا و ذیل می‌روند . تمامی از روی حریق میپریم . سرخی تو از اینجانب . کودکی فشفشه روشن می نماید . مادرش می گوید : مواظب باش . مشتی آجیل توی جیب اش می ریزد . »

تیم ماجرا «تعلیق» متن ی «فاطمه حسن پور» جدیدا از طرف «نشر ورا» در هشتاد و یک ورقه روانه ی بازار کتاب شده‌است .

«این جا آلمان است صدای دویچه ووله . اندیشه می‌کنم دویچ در معنای آلمان است , ووله ممکن است به عبارتی چاهی است که بارها شهرام مراد و یا این که تحمیلی در رابطه اش صحبت زده بود . وی گفته بود : بات همبورگ ناحیه ی اعیان نشینی است . به آن جا که رسیدی در شرایطی که راسته ی خیابان دارای اهمیت را بیایی به بیشه میرسی . بایستی ندیده بیایی .

– یعنی چه؟ مگر می شه دیده هامو ببندم»

– می بایست ببندی وگرنه گیر میفتی . »

تیم قصه «تعلیق» متن ی «فاطمه حسن پور» را از کتابفروشی ها بخواهید .