دسته بندیاخبار فرهنگی

داستان های برگزیده جایزه ارغوان چاپ شد

داستان های برگزیده جایزه ارغوان چاپ شد

کتاب «شب» شامل داستان‌های برگزیده دومین دوره جایزه ارغوان با گردآوری اوژن حقیقی و واقعی به‌تازگی بوسیله نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شده‌است .

دومین‌دوره جایزه داستان‌کوتاه ارغوان سال ۹۸ برگزار شد و دبیری آن به‌عهده اوژن حقیقی بود که اکنون داستان‌های برگزیده این‌رویداد را در قالب یک‌مجموعه گردآوری نموده است . نشر مرکز , پیش‌تر کتاب «آخرین روزهای سال» را با گردآوری واقعی چاپ کرده که داستان‌های برگزیده اولین‌دوره جایزه مذکور را شامل می‌گردد .

این‌کتاب مقدمه‌ای دارد که پیش از داستان‌های برگزیده آمده و به قلم حسین‌سناپور نویسنده و پژوهشگر نوشته شده شده‌است . مقدمه سناپور با عنوان «صدای بلند داستان‌های کوتاه» در این‌کتاب درج شده شده‌است . پس از داستان‌ها هم گزارش دبیرخانه جایزه ارغوان از دومین دوره این‌جایزه و چگونگی برگزیده‌شدن داستان‌های نوشته شده در کتاب , آمده است .

جایزه ارغوان

عناوین داستان‌های برگزیده  جایزه ارغوان چاپ‌شده در کتاب و نویسندگانشان به این‌ترتیب است :

«شب پادشاه ستمگر و ننه‌اش» نوشته زهرا گودرزی , «شب‌کاری» نوشته سارا ( عظیمه ) کنعانی , «یک قوطی نرم‌کننده» نوشته سیده فاطمه حجازیان , «روسیاه» , نوشته منوچهر زارع‌پور , «کابوس‌های شبانه» نوشته فیروزه زارع , «فروردین , ماه اول پاییز» , نوشته محمدصادق افشاری , «فصل کشتار» نوشته محمدرضا عزیزی , «می‌شه بخوابم؟» نوشته آرمیتا زراسی و «شبِ نازبانو» نوشته فرناز ( زینب ) قربانی .

در بخشی از داستان «فروردین , ماه اولیه پاییز» از این‌کتاب می خوانیم :

وقتی توی اتومبیل نشستم ساعت پنج‌ونیم شده بود .

می بایست می‌رفتم سمت افسریه . مقداری هوا گرگ‌ومیش شده بود و این یعنی خطر طلوع خورشید وجود دارد .

بهترین راهم آزادگان بود . هنگامی آزادگان را با بیشترین سرعت ممکن به سمت شرق می‌رفتم , آفتاب از روبه‌رویم کم‌کم بالا می‌آمد .

نسبتاً مطمئن شده بودم به منزل نمی رسم . با یک معکوس سرعتم را بالا بردم . دیگر آفتاب آمده بود بیرون . به‌سختی خودرو را کشیدم کنار بزرگ راه . دیگر نمی شد ادامه داد . اتومبیل عین اوراقی‌ها شده بود . تکیه دادم به گاردریل کنار خودرو و سیگار روشن کردم . موبایلم را درآوردم . شماره سعید را گرفتم . حتما آن‌موقع توی خط ونک – میدان صنعت بود . برای سومین‌بار که گرفتم , پاسخ داد . هنوز الو نگفته بودم که قطع شد . صفحه موبایل سیاه شده بود .

این‌کتاب با۸۶ صفحه , شمارگان ۹۰۰ نسخه و قیمت ۱۹ هزار و ۸۰۰ تومان منتشر شده شده‌است .

کتابفروشی در آذربایجان و مشکلات مربوط به آن

کتابخوان ها کمتر از کتاب باز ها کتاب می خرند

کتاب‌فروشان استان آذربایجان‌غربی در سال‌های اخیر با مشکلات زیادی در مورد کتابفروشی روبه‌رو بوده‌اند . کاهش شایان توجه آمار خرید کتاب و حذف غیررسمی این کالای استراتژیک از سبد خانوار و مشکلات اقتصادی کتابفروشی‌ها و تغییر تحول شغل بسیاری از آنان به عطرفروشی و لوازم‌التحریر فروشی , از تبعات این مشکلات بوده است .

در پاساژ دو طبقه‌ای ارک در شهرستان ارومیه بنا شده در خیابان امام خمینی ( ره ) که طبقه پائین آن لباس‌فروشی است و طبقه بالا نیز از بین نزدیک به 40 مغازه‌ متروکه و خالی , یک کتابفروشی با کلیه مشکلات و موانع اقتصادی , کماکان مشغول به کار است ; کتابفروشی «فضولی کتاب ائوی» . با «رحمان حسین‌زاده» مدیریت این کتابفروشی درباره مشکلات کار در عرصه فروش کتاب , به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه از دید مخاطبان می‌گذرد .

چگونه به کتاب عشق و علاقه پیدا کردید؟

دوران کودکی‌ام در روستا گذشت ; در دل طبیعت و با کارهای دامداری و کشاورزی . در هفت سالگی در دبستان ایرانشهر برای علم آموزی ثبت‌نام و سال ۱۳۵۰ کلاس ششم را تمام کردم . علاقه‌مندی‌ام به کتاب و مطالعه‌ به همین روز ها برمی‌گردد . با توجه به این‌که آن وقت‌ها رسم بود شب‌های فصل پاییز و فصل زمستان خانواده‌ها بدور کرسی جمع می‌شدند و برای هم
مردم انتظار دارند که کتاب بایستی خیلی ارزان باشند تا آن را بخرند ; بارها پیش میاید که هر که چند صد هزار تومان و چند ده میلیون بابت خرید لباس و اتومبیل هزینه مینماید , سر قیمت کتاب بحث کرده و تقاضای تخفیف دارد
قصه و بایاتی می‌خواندند , پدرم داستان‌های کوراوغلو , اصلی‌کرم و پادشاه اسماعیل را از بَر برایمان می‌گفت و با نغمه خوشی ترانه‌ها را میخواند . وی ترانه‌های متعددی از برداشت . در صحرا و در هنگام عمل ; ترنم ترانه‌هایش هنوز در گوشم طنین‌انداز است . کنجکاو بودم که‌این داستان‌ها را یاد بگیرم و کتاب‌های مربوط به آن‌ها را پیدا کنم . آن وقتها جستن کتاب به زبان ترکی کار سختی بود . یادم میباشد برای اولین بار کتاب کوراوغلو را پیدا کردم و بعدتر کتاب‌های اشعار کریمی و شاه اسماعیل را . این فعالیت ادامه داشت تا به کتاب‌های مذهبی و تاریخی علاقه‌مند شدم و قرآن را در همین زمان از همسایه یاد گرفتم . تا سال ۱۳۵۳ این وضعیت ادامه داشت . سال ۱۳۵۴ من هم برای درس خواندن و هم کار کردن از «یکان» کوچ کردیم . در کلاس‌های شبانه ثبت‌نام کردم و آمدنم به شهر , قابلیت مطالعه را برایم بیشتر کرد . زمان ها فراغتم بیشتر با مطالعه و در مراسم مذهبی مساجد می‌گذشت . با شنیده شدن صدای انقلاب , ما نیز علاقه‌مند شدیم به‌ویژه به قرائت کتاب‌های صمد بهرنگی و علی شریعتی , که مخفیانه می‌گرفتیم و می‌خواندیم . هجده دی‌ماه ۱۳۵۷ انقلاب در پیرانشهر کلید خورد و اولین تظاهرات برگزار شید و آن گاه دیگر ادامه‌‌ی درس را رها کردیم و بیشتر و بیشتر به مطالعه و اما کارهای انقلاب علاقه‌مند شدیم .

کتابفروشی
چه شد که کتابفروشی را به عنوان شغل خودتان گزینش کردید؟

همان روز ها در بازار شاغل شدم تا سال ۱۳۷۳ برای خودم به همراه بابا و برادرانم مغازه و خانه خریدم و اعتبار خیر کسب کردم . متأسفانه یک پیشامد ناگوار , یک عمر اندوخته‌ ما‌را بر باد اعطا کرد و بعد از مدتی , بیکاری و کارگری , در سال ۱۳۷۹ مغازه را اجاره کرده و کتابفروشی را دایر کردم و بعداز 1سال هر چه اندوخته و دارایی داشتم , جمع کردم
دایر کردن کتابفروشی , شاید برای بعضی‌ها از روی عشق باشد ; اما این عشق تا وقتی خوب است که فرد , تأمین مالی باشد . کتابفروشی از شغل‌های کم‌‌درآمد است و به همین خاطر در یک کتابفروشی , نوشت‌افزار , فتوکپی و برخی صحافی , تایپ , فاکس , حتی کهنه‌فروشی و ورقه باطله نیز می بینیم ; که حکایت از کم‌درآمد بودن رشته کتابفروشی دارد
و این مغازه را خریدم ; که تا به حال هم ادامه دارد .

چرا نام «فضولی کتاب ائوی» را برای کتابفروشی‌تان انتخاب کردید؟

این نام به دلیل ارادت خاص من به دکتر ملامحمد فضولی است . این مرد بزرگ نه‌تنها به آذربایجان و ملت تُرک بلکه در سطح جهان شناخته شده‌است . ولی من برای تمام شاعران , نویسندگان , و به کسانی که دارای فکر و اندیشه میباشند , احترام خاصی قائل هستم و خواندن آثارشان و جویای حال آنان‌را بدهی خودم به این اشخاص می دانم .

در زمینه‌ی شیوه کار کتابفروشی‌های دیر باز بگوئید؟ روش کارشان چه‌گونه بوده است؟

کتابفروشی‌ها در دیرباز شآن و جایگاه مختص خودش را داشتند . مردمان با دید یک کسب یگانه به آن نگاه می‌کردند و اعتبار شخصیتی خاصی نیز برایش قائل بودند .

آتی شغل کتابفروشی را چه‌طور می‌بینید؟ فکر می‌کنید فناوری‌های جدید آینده کتابفروشی را به چه سمت و سویی خواهد برد؟

فعالیت کتابفروشی‌ها در ایران فراز و فرودهای فراوانی داشته است ; در بحبوبه انقلاب , استقبال از این شغل زیاد بود ولی به تدریج و با گذر زمان و گران شدن ورقه , بازار سرد شد و به سمت تحت سقوط کرد . در بازه بیست سالی که اینجانب به این حرفه مشغول هستم , می‌توانم بیان کنم که در 10 سال اخیر , این وضعیت بدتر شده‌است . بعضی از مشتریان فقط برای تزيین منزل , کتاب میخرند , خود من نیز یک کتابخانه درون خانه‌ام داراست که کتاب‎ها را باطن آن جای داده‌ام ; بالاخره باطن هر قفسه , کتابی می‌باشد که در طول سال‌ها خاک بخورد . به جرات می‌توانم بگویم که کتاب‌بازها بیشتر در سمت خرید کتاب میروند تا کتابخوان‌ها . مردم توقع دارند که کتاب می بایست خیلی ارزان باشند که آن را بخرند ; بارها پیش میاید که هر که چند صد هزار تومان و چند آبادی میلیون بابت خرید جامه و ماشین هزینه می‌کند , سر قیمت کتاب مشاجره کرده و تقاضای تخفیف دارد .

با اعتنا به گرایش اکثر کتابفروشان به نوشت‌افزارفروشی و تغییر کاربری کتابفروشی‌ها در سال‌های اخیر , دلیل استقامت شما در این حرفه چیست؟

دایر کردن کتابفروشی , شاید برای بعضی‌ها از روی علاقه باشد ; اما این علاقه تا وقتی خوب
در‌حالتی که بخواهیم دو تومان برای یک کتاب 10 تومانی اضافه کنیم , آن نیز چاپ گذشته , دادِ مشتری بلند می‌شود و صحبت از قانون و مدارا و گرانفروشی می‌شود ; وقتی هم توضیح می دهیم و مقایسه می کنیم با گرانی کالاها و مایحتاج زندگی روزمره , میگویند کتاب فرق مینماید
است که فرد , تأمین مالی باشد . کتابفروشی از شغل‌های کم‌‌درآمد است و به همین خاطر , در یک مغازه کتابفروشی , نوشت‌افزار , فتوکپی و بعضا صحافی , تایپ , فاکس , چه بسا کهنه‌فروشی و ورقه باطله نیز میبینیم ; که حکایت از کم‌درآمد بودن رشته کتابفروشی است . فروشگاه عبد و بنده , به‌علت این‌که در طبقه بالای این پاساژ ( ارک ) قراردارد و از سمت دیگر کلِ پاساژ هم کم‌رونق است و عمدتا نیمه‌باز , چندان تعریفی ندارد . به‌علت سرقفلی بالای مغازه‌ها و نداشتن تمکن مالی , نقل مکان هم برایم میسر نیست ; تغییر شغل نیز همینطور ; چون امکانات و سرمایه بالایی می‌طلبد که متأسفانه ما فاقد آن هستیم و به همین خاطر مجبوریم با این درآمد کم – که هیچ درآمد دیگری نداریم – هزینه خانواده چهار نفری خودمان را دربیاوریم . حالت کتابفروشی‌ها را که خودتان می‌بینید ; کتابخانه‌ها نیز مانند ما خلوت و بی‌مشتری می‌باشند . در همین خیابان شهر ارومیه , زمانی چند کتابفروشی بود , حال به‌جای آن‌ها وسایل آرایشی فروشی , طلافروشی , لباس‌فروشی و عطر و ادکلن‌فروشی دایر شده‌است .

تارا جون وینچ برنده جایزه 2020 استرالیا شد

تارا جون وینچ برنده جایزه 2020 استرالیا شد

تارا جون وینچ نویسنده بومی استرالیایی برای نوشتن کتابی با عنوان «محصول» یا این که «بازده» به عنوان پیروز سال ۲۰۲۰ این جایزه گزینش شد .

این اول باری است که برنده این جایزه به صورت آنلاین و از طریق یوتیوب معرفی شد و دلیل این امر توسعه و گسترش شیوع بیماری کرونا بود .

«محصول» ترکیبی از سه داستان کوتاه است که نشان میدهد چگونه تاریخ بومیان این کشور از ورای رنج و درد هنوز آکنده‌از شقفت , مقاومت , وقار و طنز و انسان‌دوستی است .

این جایزه به خواست مایلز فرانکلین نویسنده مشهور استرالیایی تاسیس شده تا از ارایه زندگی استرالیایی در ادبیات تجلیل نماید . خود او بیشتر از همه به خاطر نخستین رمانش یعنی «مسیر فوق‌العاده من» شناخته میشود .

تارا جون وینچ

جایزه 60 هزار دلاری خانم ویچ!

خانم وینچ سال جاری این جایزه ۶۰ هزار دلاری را برای «محصول» دریافت کرد که از سوی هیات داوران تحت عنوان رمانی جذاب و موفقیت‌آمیز تعریف شده‌است .

این مولف به این ترتیب به گروهی از نویسندگان ممتاز استرالیایی ملحق شده که قبلا چیره به کسب این جایزه شده بودند . سال پیش ملیسا لوکاشنکو برای «بیش از حد تفسیری» به عنوان موفق این جایزه گزینش شد .

ریچارد نویل رییس هیات داوران همین سال گفت : به زبان انگلیسی «محصول» نشان دهنده چیزی است که از زمین برداشت میشود . در گویش بومی این کلمه در معنای چیزهایی است که شما از دست می‌دهید , انعطاف پذیری و امید و فاصله در میان چیزهاست .

این رمان به جا مانده خشونت استعماری , رودربایستی , ترومای بین‌نسلی و نابودی محیط زیست را مورد بررسی قرار می دهد .

«محصول» از فهرست نهایی‌ای گزینش شده که مشتمل بر چهار تالیف کننده سرشناس بود که پیشتر این جایزه را تصاحب کرده بودند و دربرگیرنده تونی بریچ , پگی فرو , فیلیپ سالوم و کری تیفانی میشد . یک تالیف کننده نوقلم یعنی جان هیوز هم به این فهرست راه یافته بود .

هر مورد از فینالیست‌ها هم یک جایزه ۵ هزار دلاری دریافت مینمایند .

وینچ با سپاس از انتخابش ابراز امیدواری کرد که نویسنده‌های بیشتری ترغیب شوند تا قصه‌های بومی‌های این کشور را در داستان‌هایشان روایت نمایند و ایمان داشته باشند که زمان شنیده شدن صدایشان در صنعت نشر استرالیا وجود دارد .

جایزه مایلز فرانکلین از سال ۱۹۵۷ تاسیس شده و تاکنون بیشتراز ۱ . ۲ میلیون دلار به نویسندگان استرالیایی جایزه داده است .

کالسون وایت‌هد برنده جایزه دیگری شد

کالسون وایت‌هد برنده جایزه دیگری شد

کارلا هیدن رییس کتابخانه کنگره آمریکا اظهار‌کرد که کالسون وایت‌هد , تالیف کننده رمان‌های برنده جایزه پولیتزر «نیکل بویز» و «خط آهن زیرزمینی» در جشنواره کتاب ملی کتابخانه کنگره ۲۰۲۰ که بین روزهای بیست‌وپنجم تا بیست‌وهفتم سپتامبر برگزار میشود , جایزه ادبیات داستانی کتابخانه کنگره ایالات متحده را اخذ مینماید .

وایت‌هد ۵۰ ساله جوان‌ترین شخصی است که به خاطر مجموع آثارش موفق به کسب این جایزه میشود .

هیدن ذکر کرد : «آثار کالسون وایت‌هد با استفاده از بینش‌هایی عمیق در وضعیت انسانی و هم‌دلی با اشخاصی که با اعماق تیره زندگی دست‌وپنجه نرم می نمایند خلق میشوند . او در رمان‌های خویش گستره رخدادهای تاریخی را افزایش داده و آن‌ها را تبدیل به استعاره‌هایی از دنیای امروزی نموده است . »

هیدن گفت برنده امسال با انتخاب این نویسنده از سوی ۶۰ چهره ادبی شاخص از جمله برندگان گذشته این جایزه و نویسندگان و منتقدان ادبی شناخته‌شده سراسر جهان انتخاب شده‌است .

کالسون وایت هد

امسال مراسم اهدای جایزه به صورت آنلاین برگزار می گردد .

جایزه هر ساله ادبیات داستانی ایالات متحده که یکی‌از مهم‌ترین جوایز اهداشده توسط کتابخانه کنگره است , به تجلیل از یک نویسنده ادبی آمریکایی میپردازد که بدنه کاری‌اش نه تنها به خاطر استادی در هنر بلکه به خاطر اصیل بودن ذهن ها و تصوراتش متمایز است . این جایزه می خواهد صداهای قدرتمند , یگانه و مانایی را تحسین نماید که در مسیر حرفه‌ای کاری‌شان چیزی تازه از تجربه زندگی آمریکایی بیان کرده‌اند .

وایت‌هد گفت : زمانی بچه بودم , در قالب اردو یا تکلیفی برای مدرسه وارد کتابخانه‌های بزرگ نیویورک سیتی از جمله شومبورگ و میدمنهتن می‌شدم و حسی عمیق از شگفتی داشتم , انگار که وارد یک گوشه مقدس از شهر شده‌ام .

وی اضافه کرد : به این امیدوارم که همین حالا یک کودک مشابه من , می‌بیند که کتابخانه کنگره هنرمندان سیاهپوست را به رسمیت میشناسد و به این خاطر حس می کند میتواند بینش و رویایش را دنبال نماید و منبع الهام مقدس خودش را کشف نماید .

کتابخانه کنگره بزرگ‌ترین کتابخانه جهان است و به بازدیدکنندگان اجازه دسترسی به آرشیوی خلاقانه از ایالات متحده و سراسر جهان را هم به صورت فیزیک و هم به صورت آنلاین میدهد . این کتابخانه همچنین خانه دفتر کپی‌رایت آمریکاست .

کالسون وایت‌هد متولد ۶ نوامبر ۱۹۶۹ سال ۱۹۹۱ از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد . او تاکنون ۲ جایزه پولیتزر اخذ کرده و هفته پیش برای نوشتن رمان «پسرهای نیکل» یا این که «نیکل بویز» غالب به کسب جایزه جورج اورول هم شد . او نخستین رمانش را با عنوان «اندیشمند» سال ۱۹۹۹ منتشر کرد و با «راه‌آهن زیرزمینی» که سال ۲۰۱۶ منتشر شد جایزه کتاب ملی برای ماجرا و جایزه پولیتزر را از آن خویش کرد . «روزهای جان هنری» در سال ۲۰۰۱ , «غول در نیویورک» در سال ۲۰۰۳ , «ساگ هاربور» در سال ۲۰۰۹ و «آپکس صدمه را پنهان می کند» در سال ۲۰۱۱ از سایر آثار او می‌باشند .

صحبتی با برنده «قلم زرین» یوسف قوجق

صحبتی با برنده «قلم زرین» یوسف قوجق

یوسف قوجق شتابزدگی و برخورد ساده‌انگارانه را از مساله ادبیات کودک و نوجوان میداند و معتقد است ما در محتوای کتاب‌های مان هم ضعف داریم و نویسندگان عموم نوجوانان را درنظر نمی‌گیرند و به اصطلاح لاکچری می‌نویسند . وی همچنین با انتقاد از نهادهای گوناگون , معتقد است برگزیده شدن کتاب در حد یک خبر و جشنواره باقی میماند .

این تالیف کننده که کتاب «تاریخ با طعم ذغال‌اخته» وی به عنوان برگزیده بخش داستان کودک و نوجوان جشنواره «قلم زرین» شناخته شده‌است , در گفت‌وگو با ایسنا درباه وضعیت ادبیات داستانی نوجوان ها , با اشاره به تأثیر وضعیت اقتصادی بر نشر کتاب و نویسندگی اظهار‌کرد : دورادور کتاب‌های دوستان را می‌خوانم و احساس می کنم نوعی شتابزدگی در کار دوستان وجود دارد , انگار میخواهند زود به حق تألیفی برسند . در واقع وضعیت مادی بر مساله فنی و محتوایی کارها غلبه نموده است . مورد دیگر این است که شم می کنم دوستانی که تازه در این میدان شروع به عمل کرده‌اند پاره ای در کارهای‌شان پرحرفی میکنند و عامل آن را نمی‌دانم . آنها مخاطب را خیلی معمولی گرفته‌اند و طول و تفصیل زیادی در کارهای‌شان موجود هست , کارهای‌شان عمیق نیست و بیشتر شرح ماوقع است . قصه تنها شرح ماوقع نیست بلکه چیزهای اکثری وجود دارد که روایت را قصه مینماید ; از جمله نثر عالی , مفاهیم عمیق تربیتی , اخلاقی و مساله انسانی . قصه‌نویس می بایست این‌ها را در تار و پود قصه‌اش مطرح نماید و به مخاطب لذت کشف بدهد .

وی بابیان این که ساده‌نویسی خیلی هم عالی نیست , خاطر نشان کرد : نویسنده‌ها خیلی سخت نمی‌گیرند و روی کارهای‌شان فکر نمی کنند , به‌ویژه در فعالیت نوقلمان این موضوع بیشتر چشم میگردد . تالیف کننده می بایست پاره ای زحمت کشف لذت را به مخاطب بدهد و نباید مساله را خیلی ساده مطرح نماید , قصه بایستی لایه‌های زیرین و نهفته نیز داشته باشد . ولی این مسئله به معنای این نیست که پررمز و راز بنویسد بلکه مخاطب را مقداری درگیر نماید . این ضعف‌ها موجود است .

قوجق با تأکید بر اهمیت محتوا برای ادبیات کودک و نوجوان بیان کرد : در کشورمان فرهنگ خاص و سبک زندگی خودمان را داریم , اما احساس می کنم بعضی از نویسندگان از آن طرف بام افتاده‌اند و یک‌سری مساله ضدارزش را مطرح می‌کنند که باعث فاصله افتادن بین داستان‌ها ‌و سبک زندگی عموم مردم میگردد . فکر می‌کنم داستان‌های‌مان باید دربرگیرنده سبک زندگی ایرانی باشد تا قشر خاصی از ایرانیان . ما در محتوا دچار مشکل شده‌ایم و محتوای داستان‌هایی که برای نوجوانان نوشته می‌شود افت و خیز زیادی دارد , هم از حیث پیام‌هایی که در داستان‌ها مطرح می‌شود و هم به لحاظ مضامین . اگر خیلی مصداقی بگویم داستان‌ها را لاکچری می‌نویسند , در حالی که عموم نوجوانان ما زندگی آن‌چنانی را تجربه نکرده‌اند .

یوسف قوجق

وی بابیان این که کتاب‌های ترجمه دراین باره بی‌تأثیر نیستند , اظهار کرد : من مخالف کتاب‌های ترجمه نیستم البته یک‌سری آسیب‌شناسی میخواهد . ناشر چون کپی‌رایت را رعایت نمی کند , خیلی راحت کتاب‌های کشورهای دیگر را ترجمه میکنند و تالیف کننده هم خبر ندارد . گاه آثاری به زبان پارسی ترجمه میشود که تماما با سبک زندگی و فرهنگ ما مختلف است . دو زمینه در ترجمه با اهمیت است ; یکی این‌که فرم تازه‌ای در کتاب وجود داشته باشد و دیگری محتوا . من مولف دوست دارم کتاب‌هایی که فرم و تکنیک جدیدی در نوشتن دارند بخوانم , ولی زمانی که کتاب را میخوانم می بینم نه فرم و قالب تازه‌ای دارد و نه محتوایش با فرهنگ و سبک زندگی‌مان یکی ‌است . مخالفتی با این کتاب‌ها ندارم البته دیگر ترجمه کتاب‌ها به‌ویژه کتاب‌های کودک و نوجوان خیلی ول شده و به یک آسیب‌شناسی نیاز دارد . مخاطب نوجوان کتاب‌های ترجمه‌شده را می‌خواند و زیرا قوه تشخیص ندارد تأثیر می‌پذیرد , غرب را مدینه فاضله‌ای تجسم می‌کند و زیست‌بوم‌های بخش ها متفاوت کشورمان را در سایه می‌بیند .

یوسف قوجق گفت : نوک فلش به سمت ما هم می باشد , هنگامی که من نویسنده از فرهنگ بومی خودم در داستان‌هایم بهره نمی‌برم و به مخاطب نوجوان عرضه نمی کنم خلایی وجود خواهد داشت . خودمان به سبک زندگی خودمان نمی‌پردازیم و انتظار داریم این کتاب‌ها ترجمه نشود و مخاطب هم آنان‌را نخواند . در ۳۰ – ۴۰ سال اخیر ورود کتاب‌های ترجمه به بازار کتاب بی‌قاعده شده‌است . بلبشویی که در ادبیات کودک و نوجوان می‌باشد در ادبیات بزرگسال کمتر دیده می گردد , کم کم آثاری منتشر می‌شود که کیفیت خوبی به لحاظ محتوا و ساختار تکنیکی نداشته باشد . نهادهای فرهنگی در ترجمه اثرها بچه و نوجوان بی‌سیاست و بی‌کیاست عمل مینمایند . هرکسی مترجم شده و اثراتی را ترجمه می کند . کتاب‌های ترجمه‌ای حساب‌شده نیستند , نتیجه‌اش را نیز میبینیم . نویسندگان یواش یواش کارهای‌شان شبیه آثار ترجمه شده‌است , نویسند می‌بیند مخاطب آنها را میخواند , پس کتاب‌های ترجمه‌شده را الگو قرار می دهد و فکرمیکند سبک زندگی‌ای که آن‌جاست همین‌جا هم می باشد .

یوسف قوجق همچنین در رابطه جوایز ادبی در بخش کتاب‌های طفل و نوجوان و تأثیر آن بر کتاب‌های این مجموعه خاطرنشان کرد : جشنواره‌های مختلف با سیاست‌های مختلفی برگزار میشود , ترازو انتخاب کتاب‌ها هم متعدد است البته موضوعی که از آن غافل می‌شویم این است که این جایزه‌ها منقطع میباشند و روند منسجمی در سیاست‌گذاری‌ها نیست تا وقتی کتابی تقدیر یا این که برگزیده شد , درباره‌اش کاری انجام بدهند و در قالب‌های متعدد هنری عرضه شود . منطقی است وقتی که جایزه‌ای به کتاب داده میشود , نهاد های متعدد پیشگام شوند تا کتاب چشم شود , برای مثال در قالب نمایش نامه دربیاید , به کتابخانه مدرسه‌ها نفوذ پیدا کند , یا این که مسابقه کتاب‌خوانی با محوریت به عبارتی کتاب گذارده شود . یادگرفتن و رشد , ارگان کتابخانه‌ها , صدا و سیما و ارگانهای فرهنگی می توانند یاری نمایند . به‌نظر میرسد صدا و سیما در موضوع کتاب و کتاب‌خوانی و به خصوص در حوزه نوباوه و نوجوان غفلت نموده است . اینجانب تالیف کننده دلم خوشم است که کتابم برگزیده شده , ولی برگزیده شدن همانا و به کارگیری نکردن همانا . تنها برگزیده شدن کتاب در یک خبر درج میگردد . چه کسی قادر است کتاب‌ها را به دست مخاطبان برساند جز نهادهایی که از آن ها اسم بردم؟ سیستم کتاب و کتاب‌خوانی کمی فشل است و سیتماتیک نیست .

این تالیف کننده در توضیح کوتاهی در رابطه کتابش نیز اذعان کرد : «تاریخ با طعم زغال‌اخته» روایتی از دوران حکومت پهلوی است و به ماجراهای دوران رضاشاه می‌پردازد . این مسئله از عشق و علاقه یک زن و مرد به‌هم آغاز می‌گردد , زن و مردی که دو روحیه متفاوت داشتند , زن از مخالفان رضاشاه است و مرد از قزاق‌ها و کهنه‌سربازان وی .

نمایشگاه کتاب تهران و اخبار آن!

جدیدترین اخبار مرتبط با وضعیت نمایشگاه کتاب تهران

رئیس اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران با شرح نهایی تصمیم‌ها برای برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در شورای سیاست‌گذاری این اتفاق افتاد , از این که نمایشگاه کتاب مجازی نباید به اسم یک صنف و به کام یک‌سری نفر باشد خاطرنشان کرد و در رابطه تخفیف بالای کتاب در سایت‌ها و در ادامه آن خودزنی ناشران هشدار داد .

هومان حسن‌پور که پیش‌تر در رابطه برگزاری نمایشگاه کتاب به صورت مجازی گفته بود که «اگر توانستند المپیک را اینترنتی برگزار نمایند , می توانند نمایشگاه کتاب را هم به صورت عادلانه اینترنتی برگزار کنند» در گفت‌وگو با ایسنا درباره آخرین حالت برگزاری سی‌وسومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و تصمیم‌های مطرح‌شده برای جایگزینی رویدادی مجازی برای آن اعلام کرد : در آغاز اینکه شرایط بهداشتی کشور نسبت به قبل خیلی تغییر کرده نموده است و در هر حال می بایست این تصمیم گرفته شود که نمایشگاه کتاب برگزار بشود یا این که نشود . ولی هر رویدادی نیز که بخواهد به صورت مجازی برگزار بشود , نمایشگاه بین‌المللی کتاب سی‌وسوم نخواهد بود , زیرا هیچ‌کدام از کاربردها و عملیات‌هایی که در نمایشگاه حضوری بود , در‌این رویداد مجازی قابل دسترسی نخواهد بود .

وی خاطر نشان کرد

: شورای سیاست‌گذاری نمایشگاه کتاب هنوز تصمیمی درباره برگزاری نمایشگاه به صورت مجازی نگرفته است . ولی اگر آقای دکتر جوادی ( نائب رئیس فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ) فرموده‌اند که رویدادی مجازی برگزار می‌گردد , ممکن است معاونت فرهنگی تصمیمش را گرفته , یا این که از تصمیم ستاد ملی کرونا خبردار شده یا این که از دولت پاسخ گرفته است ; این‌ها مساله خاصی است که خودشان در جریان می‌باشند . هر چند از طرفی نیز برگزاری نمایشگاه به صورت فیزیکی غیرممکن شده‌است . ولی اگر روزی به‌این نتیجه برسیم که نمایشگاه می بایست به صورت مجازی برگزار شود , حتما بایستی تمام ملاحظاتی که از روز نخستین مطرح کردیم برای ساخت عدالت در نصیب فروشگاهی رعایت شود . در حالتی‌که بخواهیم این حادثه بیفتد , می بایست این دغدغه‌ها برطرف شود و به‌این سود برسند که دیگر چاره‌ای به غیر از برگزاری مجازی نیست .

حسن‌پور بابیان این که زمینه برگزاری نمایشگاه کتاب مجازی بیشتر از سوی معاونت فرهنگی وزارت ارشاد ارائه شده شده‌است توضیح داد : احتمالا معاونت فرهنگی از نظر دولت آگاه است , زیرا تا قبل از این نیز گفته بودیم شورای سیاست‌گذاری نیز درانتظار حیث دولت است . در سود ارگانیک است که نائب رئیس فرهنگی داده ها وسیع‌تر و به‌روزتری در این زمینه داشته باشد و معاونت فرهنگی متولی برگزاری نمایشگاه است . ولی هنوز در شورا درباره قضیه به‌این صورت مشاجره نشده , هرچند تصمیم شورا نیز مشروط بر این بود که لحاظ دولت را بداند . اینجانب فکر می‌کنم دلیل این اظهارنظرها این است که پاسخ مشخصی از ستاد کرونا به دست معاونت فرهنگی رسیده است .

وی در جواب به سوالی در رابطه جزئیات روی داد مجازی جایگزین برای نمایشگاه کتاب بیان کرد

نمایشگاه کتاب تهران

: اصلا هنوز پایه‌ای برای این مورد آماده نشده است . اگر هم قرار بر برگزاری این اتفاق افتاد باشد , می بایست ملاحظاتی برای آن درنظر گرفته شود و ما از حیث صنفی ملاحظات جدی‌ای در نصیب به نصیب آن داریم تا یک دسته نشود که نمایشگاه مجازی به نام یک صنف و به کام چندین نفر برگزار شود . در واقع می بایست سیستم‌هایی را طراحی کرد که اگر نمایشگاه مجازی برگزار شد , اجحافی به هیچ یک از ناشران نشود که تنها یک تعداد نادر بتوانند از این زمان به کار گیری نمایند .

هومان حسن‌پور پیرو به مشکلات پیش‌آمده برای ناشران در سامانه «کارا» اشاره و گفت : در سایت «کارا» یک‌ جمع به فیض رسیدند و توده متعددی نیز به سود نرسیدند و در قسمت‌های متعدد با آن مشغول می باشند . اکثری در بخش انتها فعالیت که مرتبط با بانک است با نقص‌ مواجه شده‌اند , زیرا چه بسا افرادی که در مراحل قبل تایید شده‌اند نیز بایستی از آن عبور نمایند که بانک‌ها بتوانند وام‌ها را پرداخت نمایند . آن قسمت نماید انجام می‌گردد . به طور کلی این سامانه فرآیندی است که شسته و رفته تمام نشده و خیلی از کارهایش ما‌نده است .

مدیر اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران ادامه داد

: البته بحث دیگری نیز وجود دارد که خدمت دکتر جوادی نیز مطرح کردیم . در واقع یکسری نکته دیگر نیز برای برون‌رفت از این قضایا توصیه دادیم . زیرا سایت «کارا» و نحوه پرداختی که دارد برای جامعه وزارت کاری پباده سازی شده و فرمولی نیست که برای واحدهای تولیدی انتشار پاسخ بدهد ; یعنی معیاری برای تعداد کارکنان و . . . نیست . بدین ترتیب وعده‌هایی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داده شده که از منابع دیگری بتوانند وام‌هایی تنظیم نمایند و کسری را از سوی دیگری جبران نمایند . تمهیداتی نیز برای کتاب‌فروشی‌ها چشم شده که ان‌شاءالله خود معاون وزیر خواهند ذکر کرد .

حسن‌پور آنگاه از آن‌چه ( یک مشکل خیلی بزرگ که انتشار و کتاب‌فروشان ما را تهدید میکند ( عنوان کرد اظهار‌کرد : این خلل درصدهای تخفیف بی‌حساب و کتابی است که در اینترنت داده می‌گردد ; دعوا ارزان‌فروشی نیست . این عمل چندین فاز دارااست ; فاز نخستین این‌جاست که کسانی فرصت طلب کتاب را چه بسا به صورت غیرقانون نسخه برداری و نشر غیرمجاز کرده‌اند و با درصدهای تخفیف بالا در سایت‌ها میفروشند . این اثر اول است البته اثر ثانویه خطرناک‌تر است . اثر ثانویه از آن‌جا ناشی می شود که ناشرها و کتاب‌فروشان که کتاب مهم را می فروشند , در فشار مالی شدیدی قرار گرفته‌اند و بعضا حتی به خودزنی رسیده و کتاب‌ها را با قیمت‌هایی زیر قیمت تمام‌شده و حتی کمتر میفروشند برای اینکه بتوانند با خلأ واردشده مقابله کنند و چرخ خویش را بچرخانند . یعنی یک چرخه باطل شروع شده‌است و از طرفی کتاب‌فروش‌ها در موقعیت خیلی بدی قرار گرفته‌اند . برای همین برخی از آن‌ها نیز کتاب‌ها را با قیمتی خیلی پایین‌تر از بها تمام‌شده می فروشند . برون‌ده این مسئله این خواهد شد که مخاطب چون از پشت مورد خبر ندارد , نسبت به کتاب‌فروش بی‌اعتماد می گردد و فکر می‌کند هر کتابی را می‌شود با ۶۰ , ۷۰ درصد تخفیف خرید و تا حالا گران خریده , ولی پشت پرده را که چه فرایند مخربی شروع شده و تکثیر , کتاب‌فروشی و تولید ایران دارد از بین می رود , نمی‌بیند .

وی ادامه داد

: چون این اتفاق ادامه پیدا می‌کند , خط بعدی مولفان و مترجمان هستند که به طور کامل از بین میروند و حذف می گردند . این داستان بالاخره تمام می‌شود , ولی چه کسی پاسخگوی اثرات آن است؟ فردا روزی که مولف قلمش را زمین بگذارد و دیگر ننویسد و کتاب‌فروش دیگر نتواند مغازه‌اش را بچرخاند چه کسی پاسخگوست؟ هنگامی ما مدت ها پیش گفتیم که زودتر بایستی این وام‌ها و پول‌ها تزریق شود برای این بود که جلو چرخ‌های مخرب را بگیریم . نظام فرهنگی کشور دارد به نیز می‌ریزد , دولت درصورتی که اصرار دارد سیستم‌ها را به سمت مجازی‌سازی پیروزشود , دست اتحادیه‌ها را بایستی گشوده بگذارد تا بتوانند از تخلفاتی که در وب انجام می شود دوری نمایند . زیرا اگر متخلفان از میان بروند دیگر سایر نیاز به خودزنی ندارند . زمانی کتاب منتشر کننده را اسکن میکنند و در وب می فروشند , وی نمی‌تواند درحالی که ارزیابی نویسنده , چاپخانه‌دار و صحافش دارد برگشت میخورد , برود و داد بزند که کتاب در اینترنت برای او نیست . اینجانب هشدار داده‌ام که با فعالیت کتاب از این شوخی‌ها نباید کرد , کتاب مواد غذایی نیست که مردم گشوده گرسنه‌شان شود ; اگر کتاب‌فروشی ببندد و برود , دیگر گشوده نمیکند .

اسفندیار قره باغی به کرونا مبتلا شد

اسفندیار قره باغی به کرونا مبتلا شد

خواننده مرگ بر آمریکا کرونا گرفت؟

یاشار قره باغی درباره آخرین حالت جسمانی پدرش اسفندیار قره باغی ( خواننده آهنگ «مرگ بر آمریکا» ) گفت : بابا از ماه‌ها قبل درگیر انسداد روده بود . وی طی دو مرحله در بیمارستان بستری شد . آخرین بار حدود سه هفته پیش بود که ۱۰ روز بستری بود و کار جراحی انجام داد . خوشبختانه کار با موفقیت انجام و مشکل بابا به کلی مرتفع و با تشخیص پزشک معالج از بیمار‌ستان مرخص شد .

او در رابطه مشکوک بودن ابتلای اسفندیار قره باغی به کرونا گفت : بعداز ترخیص از درمان گاه متاسفانه بابا خیلی نکات بهداشتی را رعایت نکرد و با وجود شیوع کرونا , در اجتماعات حضور غیر اضطراری داشت . ظاهرا به دلیل ضعف بدنی که ایشان داشتند و همینطور رعایت نکردن نکات بهداشتی به کووید ۱۹ مبتلا گردیده اند . اما هنوز پزشکان رسما اعلام نکردند که ایشان به کرونا دچار گردیده اند .

اسفندیار قره‌باغی

قره باغی در پایان اضافه کرد : پیاله سه یا این که چهار روز آینده معین می شود که بابا به کرونا دچار میباشند یا این که نه . تا این لحظه پدر علائمی دارند که مشکوک بودن ابتلای ایشان به کرونا را نشان می دهد . آنچه پزشک پیشنهاد کرده , استراحت مطلق در منزل است . خداوند را شکر تا الان وضعیت جسمانیشان بد نیست . ان شا الله بتوانند با رعایت نکات بهداشتی و استراحت , این بیماری را هم به زودی پشت سر بگذارند .

انتشار آلبومی جدید با عنوان در سلوک صبح

«در سلوک صبح» عنوان یک کدام از تازه‌ترین آثار منتشر شده در فرآیند فروش محصولات موسیقایی است که به آهنگسازی صیاد محمدی توسط تکثیر «نغمه هزار دستان» شنیدنی شد .

صیاد محمدی از جمله هنرمندان جوان موسیقی کشورمان است که در حوزه دکترای داروسازی مشغول به کار است . وی علاوه بر حضور در این حوزه , در موسیقی هم به فعالیت مشغول است و در این زمینه با استادانی , چون علی اکبر مرادی , هوشنگ کامکار , محسن الهامیان و حیدر کاکی همکاری نموده است .

آلبومی جدید

صیاد محمدی آهنگساز و نوازنده تنبور , مصباح قمصری تهیه باس و نوازنده بم کمان , حسین رضایی‌نیا نوازنده دف , درشن آنند نوازنده تبلا , راست گو نوری و مصباح قمصری صدابرداران , صادق نوری میکس , مسترینگ و ارزیابی بر ضبط و مینا طاهری طراحی جلد و گرافیست این آلبوم را تشکیل میدهند .

در توضیح این آلبوم آمده است : «آلبوم در سلوک صبح شامل ۱۳ آهنگ بی کلام در سبک موسیقی مقامی است . قطعات این آلبوم شامل سه بخش در سلوک صبح ( در مقام‌های سرترز و یاران و درون ) , مینایی ( در مقام‌های گل و دره , سرخیوی , پیشروی پردیوری ) و نیروانا و نوروروشنایی ( در منزلت ساروخانی ) هستند . ساز محوری قطعات این گالری , تنبور است و حال و هوایی عرفانی دارند .

عنا وین قطعات نیز از اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی و عنوان قطعه «تقدیر نامه» از مصراع حافظ وام گرفته شده‌است .

آلبوم «در سلوک صبح» با جواز شماره ۱۳۹۸ – ۵۵۷۷ از وزارت تمدن و ارشاد اسلامی و شماره واسپاری ۲۷۳۶۱ از کتابخانه ملی ایران در دسترس مخاطبان قرار گرفته است .

پرکارترین آهنگساز جهان درگذشت

انیو موریکونه پرکارترین آهنگساز سینمای جهان , درگذشت .

انیو موریکونه ایتالیایی به قدری در ساخت آهنگ تبحر داشت که به جای آنکه او برای فیلم موسیقی بسازد , فیلمساز روی موسیقی او فیلم می‌ساخت!

هانس زیمر , آهنگساز معروف اثرها موسیقی فیلم جهان که برای بیش از ۱۵۰ فیلم موسیقی متن نوشته است , در صفحه توئیترش با قرار دادن عکسی دو نفره درباره موریکونه نوشت :

«من هیچ‌وقت قصد نداشتم آهنگساز فیلم شوم . انیو موریکونه و سرجو لئونه , کارگردان معروف ایتالیایی وسترن به من اذن دادند تا جادوی آنان را تجربه کنم . انیو به من یاد اعطا کرد که ساده‌ترین و خالص‌ترین ملودی , سخت‌ترین آهنگ است . »

اسفندیار قره باغی

درگذشت موزیسین مشهور

زیمر , گذشته از مرگ موریکونه هم خلاقیت و بی‌مانندی او‌را حمد کرده و گفته بود : «او به خوبی از سبک باخ و موتزارت به کارگیری و آن را با موسیقی خاص خود تلفیق مینماید . او برای اولین بار , گیتار الکتریک را به وسترن آورد . آهنگ موریکونه وابسته به خود اوست . آوا که هر فردی آن را به خاطر پیام متواضعانه‌اش و نغمه‌هایی قشنگ و برخاسته از تکنیکی کامل در خلوت خویش پذیرش می کند . »

استیون اسپیلبرگ کارگردان معروف هالیوود هم در رابطه این هنرمند گفته بود : آوا «روزی روزگاری در غرب» , «روزی روزگاری در آمریکا» و «مأموریت» از شایسته ترین اثرها موریکونه است و اینجانب همواره آنان را دوست داشته‌ام . آنچه به حقیقت از موریکونه پسندیدم آن است که باکی از نوشتن ملودی در وی وجود نداشت . »

سرجیو لئونه کارگردان فیلم «خوب , بد , زشت» نیز درباره وی گفت : مدام موسیقى گویاتر از کلام است و همیشه گفته‌ام موریکونه شایسته ترین فیلم‌نامه‌نویس من بوده است . »

موریکونه در میدان بین المللی جوایز متعددی را کسب کرد ; از جمله یک جایزه اسکار , دو تندیس آکادمی سینمای اروپا , دو جایزه گرمی , سه گلدن گلوب , شش بفتا , قریه دیوید دی دوناتلو , یازده روبان نقره‌ای و جوایز دیگری , زیرا شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز ( ۱۹۹۵ ) , عقاب طلایی آکادمی سینمایی روسیه ( ۲۰۰۴ ) و جایزه پولار ( ۲۰۱۰ ) .

در سال ۲۰۰۷ آکادمی علم ها و هنر‌های تصاویر متحرک یک اسکار افتخاری هم برای یک قدمت دستاورد هنری به وی اهدا کرد . پیاده‌روی مشاهیر هالیوود هم ستاره‌ای را در سال ۲۰۱۶ به وی اختصاص داد . سرانجام وی در سن ۹۱ سالگی در کلینیکی در رم به دلیل شکستگی لگن درگذشت .

بازدید وزیر ارشاد از تالار وحدت

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از ماشینری و تجهیزات صحنه سالن وحدت مشاهده کرد . در این بازدید سید مجتبی حسینی معاون کارها هنری و لادن حیدری معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی , هادی جعفری‌نژاد رییس کارها تمدن , گردشگری و ورزش اداره برنامه و بودجه , مهدی افضلی مدیرعامل بنیاد رودکی و محمد الله یاری مدیر کل دفتر موسیقی همراهی می‌کردند .

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جریان بازسازی‌های انجام یافته در سال‌های اخیر و هم پاره‌ای نیاز‌های بخش ماشینری تالار وحدت قرار گرفت .

وزیر ارشاد

در‌این رویداد مدیر فنی و مسئولان بخش‌های ماشینری و صحنه تالار وحدت توضیحاتی را درباره ویژگی‌های فنی این سالن ارائه کردند . وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین از پهنه فرهنگی رودکی بازدید و بر ظرفیت‌های این پهنه برای اجرای رویداد‌های هنری تاکید کرد .

ارکستر سمفونیک تهران در رده B

رهبر ارکستر چه وظیفه هایی دارد؟

ارکستر سمفونیک تهران که پیش از شیوع ویروس کرونا در مملکت , حاشیه ها مختلفی را پشت سر نهاده بود , در اسفند ماه و با شیوع این ویروس همه فعالیت‌هایش تعطیل شد تا حالت جدیدی را تجربه نماید .

اکنون این ارکستر رهبر مشخصی ندارد و در چنین قوانینی سوالاتی از این دست مطرح می گردد که برنامه بنیاد رودکی برای این ارکستر چه خواهد بود؟ آیا قرار است این ارکستر باز هم با یک رهبر دایم به فعالیت خویش ادامه دهد و یا این که از رهبرهای میهمان برای ادامه کار آن استفاده خواهد شد؟ در صورتی‌که که قرار باشد از رهبرهای میهمان و یا این که رهبر ثابت برای ادامه فعالیت‌های این ارکستر استفاده شود , این بار چه رهبر یا این که رهبرهایی و در چه سطح و تجربه‌ای بهتر است در این ارکستر حضور پیدا نمایند که کمکی به بهبود سطح ارکستر شود؟

در نهایت با وجود اعلام رسمی نشدن برنامه بنیاد رودکی برای فصل‌های کاری آینده این ارکستر , در گفت‌وگویی با نصیر حیدریان ـ رهبر ارکستر و استاد دانشگاه ـ این مورد را از دید او بررسی نموده است تا شاید بتوان راه‌حل‌هایی را با توجه به تجربیات این رهبر برای بهبود وضعیت ارکستر مطرح کرد .

حیدریان که از ابتدای آغاز صحبت‌های خود سعی می نماید مسائل را به صورت ریشه‌ای بررسی کند , در ابتدا به بحث تحصیلات نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران می‌پردازد و میگوید : بایستی دید که نوازندگان ارکستر سمفونیک از چه دانشگاه یا این که هنرستانی وارد ارکستر می گردند و تحصیلات آن ها از کجاست ; ولی اکثر نوازندگان ارکستر سمفونیک در دانشگاه‌ها و هنرستانی‌های ایران آموزش موسیقی دیده‌اند .

او ادامه می دهد : در اروپا ممکن است در هر ۵۰ یا این که ۱۰۰ سال , یک سولیست از هر دانشگاه موسیقی فارغ‌التحصیل شود . مثلا دانشگاه موسیقی وین که به تازگی بهترین کالج موسیقی جهان نیز شناخته شده‌است , شاید در هر ۵۰ تا ۱۰۰ سال یک سولیست درجه یک مانند یهودی منوهین , لانگ لانگ , پلاسیدو دومینگو از آن فارغ التحصیل شود . در اروپا به این این مسئله آگاه شده‌اند که نوازندگان ارکستر باید در دانشگاه‌ها و هنرستان‌های موسیقی , رشته نوازندگی ارکستر را تحصیل نمایند ; مثلا در دانشگاه‌های موسیقی گراتس که در آنجا تدریس می کنم , استادان دانشجویان را برای حضور در ارکستر تربیت مینمایند ; به گونه‌ای که واحدهای درسی و قطعاتی که دانشجویان در مدت تحصیل تمرین میکنند , قطعاتی است که در ارکسترها نواخته میشود . در نتیجه وقتی که تحصیلاتشان تمام می شود و وارد ارکستر میگردند , میدانند که چه طور باید همنوازی کنند و نیازی ندارند که تازه در ارکستر همنوازی را یاد بگیرند .

نوازندگان ایرانی برای همنوازی در ارکستر آموزش نمی‌بینند

حیدریان ابلاغ میکند : اگر بخواهیم , می‌توانیم ارکستر استاندارد جهانی داشته باشیم ; چون فرهنگ ما خیلی غنی است و مردمان ایران در موسیقی بعد از حوزه شعر بسیار بااستعداد می باشند . البته به دلیل سیستمی که در هنرستان‌ها و دانشگاه‌های موسیقی وجود دارد , در تربیت نوازنده‌های ارکستر کم کاری شده است ; مثلا ارکستر موسیقی دانشگاه گراتس در سال , پنج کنسرت رسمی و دو اوپرا با رهبرهای خوب برگزار میکند . این امر برای این است که نوازنده‌ها در همان ابتدا که تحصیل را شروع می‌نمایند همنوازی در ارکستر را یاد بگیرند .

 ارکستر سمفونیک تهران

وی ادامه می دهد : البته از آنجا که این سیستم را در دانشگاه‌های موسیقی ایران نداریم , نمی‌توانیم مشکلات ارکستر سمفونیک را حل کنیم ; چون تازه بایستی به بعضی از نوازنده‌ها اعلام کرد که به چه شکل در ارکستر با هم کوک نمایند و همدیگر را بشنوند , ولی این فعالیت رهبر ارکستر نیست بلکه کار او این است که ارکستر را نظم ببخشد و زیبایی موسیقایی را از ارکستر خارج بکشد . در نتیجه در ایران نمی‌توان مشکلات ارکستر سمفونیک را تنها با رهبر حل کرد , بلکه تمام هنرجویانی که در هنرستان‌ها و دانشگاه‌ها تحصیل میکنند , باید با همنوازی در ارکستر آشنا شوند , به گونه‌ای که‌این مراکز حتما ارکستر داشته باشند چه بسا اگر کوچک باشند .

حیدریان تصریح می‌کند : ارکستر باید در یک سطح قابل پذیرش باشد ; به‌گونه‌ای که نوازنده خودش باید تکنیک لازم و رپراتوار داشته باشد و رهبر برای هر کنسرت کمک کند که قطعه متبوع به زیباترین صورت ممکن اجرا شود . همیشه به دانشجویان می‌گویم که می بایست با مرسدس بنز سالم بیایند نه ماشینی که هر پیچ آن را سفت کنی از طرف دیگر در برود .

ارکستر سمفونیک تهران در رده «سی»

وی درباره سطح ارکستر سمفونیک تهران اظهار می نماید : در جهان ارکسترهای «B» , «A» و «C» داریم ; یعنی ارکسترهای تاپ دنیا مثل ارکستر سمفونیک رویال , ارکستر سانفرانسیسکو یا ارکستر فیلارمونیک وین که ممکن است تعداد آنان به انگشتان دست می‌رسد بهترین نوازندگان را دارند . ارکسترهای «B» نیز سطح کمی پایین‌تر و دستمزد و بودجه کمتری دارند . ارکستر سمفونیک تهران در تراز «C» است . بار پایانی که در ایران اجرا داشتم با اعضای نوازنده در این زمینه صحبت کردم که گویا به غلط به آن ها گفته بودند که در مرحله جهانی ساز می‌زنند . در ایران نوازندگان خیلی خوبی داریم که چند باری که در آنجا اجرا داشتم از سطح نوازندگان تعجب کردم . نوازندگانی در ارکستر سمفونیک تهران داریم که اگر زودتر از ایران رفته بودند می‌توانستند در بهترین ارکسترهای «B» دنیا ساز بزنند با اینکه در خارج از کشور نیز تحصیل نکرده‌اند .

این رهبر ارکستر ادامه میدهد : در صورتیکه نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران از همان ابتدا در دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها با نوازندگی ارکستر آشنا می‌شدند اکنون این ارکستر در سطح «B» بود . اما اکثر نوازندگان ارکسترهای سمفونیک و ملی , ساز زدن برای ارکستر را با آغاز کار در‌این ارکسترها یاد گرفته‌اند .

چرا ارکستر سمفونیک تهران نتوانسته به مرحله «B» جهانی برسد؟

نصیر حیدریان پاسخ میدهد : مقصر این امر نوازندگان نیستند , مقصر آن رهبرهای ارکستر می باشند ; چون با توجه به تجربه‌های کنسرت‌هایی که با ارکستر داشته‌ام , نوازندگان پتانسیل این امر را دارند . برخی از نوازندگان می گویند که دوران فرهاد مشکات ( رهبر ارکستر و آهنگساز ) , دوران طلایی ارکستر سمفونیک تهران بود . اما در آن زمان ۹۰ درصد از اعضای ارکستر سمفونیک خارجی بودند که وقتی خود من وارد ارکستر شدم , استاد ترومبونم خارجی بود ; ولی هر سه استاد ساز ترومبون مجارستانی بودند که واقعا در عمل خود درجه یک بودند ; به گونه‌ای که وقتی از ایران به دانشگاه موسیقی وین رفتم و برای ساز ترومبون آزمون دادم و قبول شدم , از اینجانب پرسیدند که کجا نواختن ترومبون را آموخته‌ام که گفتم ایران . تعجب کردند و مدرس ترومبون آنجا از اینجانب پرسید اسم استاد ترومبونم چه بود؟ که هنگامی نام استادم را گفتم از اینکه در ایران درس می‌داده است تعجب کردند .

وی ادامه میدهد : زمانی که ۹۰ درصد از نوازندگان ارکستر , نوازندگان خوب خارجی بودند , نمی‌توان قبول کرد که دوران طلایی ارکستر سمفونیک تهران در زمان آقای مشکات بود . بعداز این که در سال ۵۷ نوازندگان خارجی رفتند , در ارکستر سمفونیک تنها ۲۰ نوازنده ایرانی باقی ماندند و اصلا نوازنده‌ای فقدان . ولی اکنون می‌توانیم سر خود را بالا بگیریم ; زیرا سه ارکستر سمفونیک , ملی , صداوسیما و تعداد متعددی ارکسترهای کوچک و بزرگ دیگر داریم . چرا بایستی این ارکسترها را با نوازندگان درجه یک اروپایی که آن موقع در ارکستر ساز می‌زدند مقایسه کنیم؟ هنگامی که اسم ارکستر , سمفونیک تهران است , پس بیشتر نوازندگان آن بایستی اهل ایران باشند ; اما ایرادی ندارد در صورتی‌که همین شرایط فعلی دولت از نوازندگان خارجی استفاده نماید ; زیرا داده ها جدید به نوازندگان ما اضافه خواهند کرد ولی مقایسه کردن آن غلط است . تا جایی که می‌دانم همه نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران در ایران تحصیل کرده‌اند .

نشریه ادبی چامه درباره منصور اوجی می گوید

نشریه ادبی چامه درباره منصور اوجی می گوید

دوازدهمین شماره دوماهنامه ادبی چامه ویژه تیر و مرداد ۹۹ , به‌تازگی پخش شده و به‌طور مکتوب و الکترونیک روی پیشخوان مطبوعات آمده است . پرونده ویژه این‌شماره چامه که مطالب و مقالاتی را در حوزه شعر و ماجرا شامل می گردد , منصور اوجی و کارنامه اوست .

در بخش یادداشت , نوشته‌هایی از ابوتراب خسروی , محمدکاظم اخوان , بهروز یاسمی , بهرام پروین‌گنابادی , یاشار هدایی , سیدعلی کاشفی خوانساری , آناهیتا برزویی , قدمعلی سرامی , رکسانا حمیدی , هادی خورشاهیان , دره دادجو , عاطفه آریان , محمدرضا شهبانی نوری , ابراهیم کارگرنژاد , معصومه حامی‌دوست , مژده نادری , میترا خواجه‌ییان و محمد بهمن‌بیگی مندرج شده‌است .

اشعار و شعر های آنها

در قسمت شعر نیز اشعاری از محمدرضا شفیعی کدکنی , فدوی‌الزیانی با ترجمه محمدالامین الکرخی , محسن حیدری , مهدی حسنی باقری , ایرج صف‌شکن , سیدعلی صالحی , پوران کاوه , منظور قلی‌پور , رضا اسماعیلی , مسعود میری , مسعود فرح , مهدی خالدی , مجتبی نورانی , لیلا طیبی رها , سعید فلاحی , علی خاکزاد سیدعلی صالحی , سیروس رادمنش , هرمز علیپور , بهاره نوروزی سده , رضا خان بهادر , روح‌الله رویین , سعید صدیق , مظاهر شهامت , عبدالله محمدزاده , خرم سعیدی , حجت دلگرم , حسن فرخی و مرتضی عابدپور لنگرودی به چاپ رسیده است .

مهدی شاطر , ندا چهارگانه , کامبیز نجفی , آرمین رزمجو , حدیث سلحشور و مریم علی‌اکبری نیز نویسندگانی میباشند که داستانشان در بخش داستان این‌شماره چامه چاپ شده‌است . در بخش داستان همینطور فصلی به‌نام کارگاه ترجمه است که در آن قصه لی هریک با ترجمه مسعود غفوری پخش شده شده‌است .

ویژه‌نامه , چامک , گپ و بررسی عنا وین ۴ بخش بعدی این‌مجله میباشند . در بخش ویژه‌نامه که مرتبط با منصور اوجی با عنوان «شاعر آه و ماه» است , نوشته‌هایی از این‌افراد چاپ شده‌است : احمد اکبرپور , سیروس نوذری , موسی بیدج , همایون یزدانپور , منصور اوجی , محمد ولی‌زاده , ضیاءالدین خالقی , امین فقیری , کوروش کمالی سروستانی , کاوس حسن‌لی و منیژه عبداللهی .

رای زنی با غلامحسین ابراهیمی دینانی در بخش گپ نیز از جمله مطالبی است که در این‌شماره خبر نامه مذکور چاپ شده‌است .

محمدصادق رحمانی صاحب‌امتیاز و مدیریت این‌مجله در جزء سرمقاله این‌شماره با عنوان «چامه‌ورزی» متن است :

«ما میخوانیم تا معرفت بیاموزیم یا این که می خوانیم تا حقیقت را بیافرینیم . این دو دسته نگاه , چالشی است که ذهن را به خویش درگیر میدارد . مارسل پروست در کتاب درباره‌ی خواندن با نگاهی موشکافانه نظر جان راسکین را رد می نماید . جان راسکین در کتاب کنجد و سوسن‌ها بر این اعتقاد و باور است که کتاب‌ها در برگیرنده آشنایی و حقیقت است و خواننده با مطالعه به ژرفای معرفت و حقیقت پی می برد . این در حالی است که پروست این نگرش را توهمی بیش نمی‌داند . در صورتی چنین که راسکین می گوید نیست , پس حقیقت داستان چیست؟

مارسل پروست بر این اعتقاد است که خواندن کتاب چیزی نیست جز محرکی که ذهن خواننده را به تحرک وامی‌دارد تا خویش دست به آفرینش بزند . پروست میگوید کتاب خواندن را نمی توان با گفت‌وگو قیاس کرد . تلاوت برخلاف گفت‌وگو برقرارکردن رابطه است با فکر ای دیگر , آن نیز در تنهایی . در حالی که گفت‌وگو در تنهایی صورت نمی‌گیرد . گفت‌وگو فورا تنهایی را از در میان میبرد .

و به حقیقت , یکی از خصوصیات کتاب مفید که نقش بنیادی در حیات فکری ما بازی می کند همین است : «فرجام‌ها برای مولف و برانگیزش‌ها برای خواننده . دانایی ما جایی آغاز می شود که دور اندیشی نویسنده به پایان می رسد . » راجع‌به خواندن مارسل پروست با ترجمه بنیامین مرادی را نشر مرکز منتشر نموده است . در یادداشت‌هایی که نویسندگان , شاعران و منتقدان در این شماره چامه نوشته‌اند به خوبی می‌توان این جور نگاه پروست را شعور کرد , زیرا اهل خودکار خود در عین حالی که خوانندۀ قهاری‌اند , مولف یا شاعر خلاقی نیز می‌باشند .

منصور اوجی و آب در خوابگه مورچگان

منصور اوجی در شعر صاحب امضا است

نوشته‌های سابق و کلاسیکی که سال‌هاست ما می خوانیم و کلماتش بوی کهنگی نمی‌دهد , علاوه بر آفرینشگری و خلاقیت نویسنده , به ماده خام آن هم باز میشود . زبانی که شاعران و نویسندگان بدان متن اند , زیبایی را دو برابر می کند , بویژه که زبان فارسی خویش ظرفیت‌ها و ظرافت‌هایی دارد که جنبه برانگیختگی ذهن را با خویش به همراه دارد .

منصور اوجی در شعر صاحب امضاء است . نیز از دیدگاه نوع به‌کارگیری زبان و نیز شیوه بیان خویش . چندی قبل کتابی با نام یک قدمت شاعری درباره وی و آثارش در تهران چاپ شد و در شیراز رو نمایی . راستی را که چنین عنوانی برازنده اوست . رد شعرهای او‌را از وسط ده سال سی خورشیدی در مطبوعات ادبی آن دوران می‌توان جست . اول کتاب او با عنوان باغ شب در سال ۱۳۴۴ صحیح در سالی که من به دنیا آمده ام به چاپ رسیده است . یاد بانمکی درباره نام‌گذاری این مجموعه شعر با مهدی اخوان ثالث دارد که خواندنی است .

منصور اوجی علاوه بر شعر , در سال‌های جوانی طراحی و نقاشی هم کرده است و با سنگ مجسمه‌های طبیعی هم می‌سازد . »

در اردیبهشت ماه که به شیراز رفته بودم و چه اردیبهشتی؟! به منزل ایشان زنگ زدم و تو می‌دانی که اوجی نه تلفن همراه دارد و نه خودرو . از قصد خویش برای اختصاص چامه شماره ۱۲ به ایشان سخن گفتم . وی پذیرفت و اذعان کرد هر کاری که می کنید حتماً به‌صواب است . این در حالی بود که نیز ضیاالدین خالقی و نیز بابک طیبی پیشاپیش به من گفته بودند که آقای اوجی هر آن‌چه را که درباره‌اش می‌نویسند ,

بازبینی مینماید . احتمالا برهان مدارایش با اینجانب دچاری‌اش به شکستگی استخوان پهلو بود . به هر روی اهل خودکار شیراز به همان مقداری که حتمی بود , با اینجانب همکاری کردند که درین شماره میتوانید ببینید و بخوانید . در این سفر که در بیستم اردیبهشت ماه اتفاق افتاد به دوست شاعر دیگری هم سر زدم . سیروس نوذری که اشتیاق دیدارش را داشتم . به خانۀ وی رفتم و ساعاتی را با وی درباره شعر و شعر کوتاه حرف زدم و البته بیشتر شنونده بودم .

 

این‌مجله با ۲۶۴ صفحه و قیمت ۵۰ هزار تومان منتشر شده شده‌است .

رودولفو آنایا در 84 سالگی از دنیا رفت

رودولفو آنایا خالق «اولتیما , مرا دعا کن» از دنیا رفت

رودولفو آنایا با نوشتن رمان اولتیما ادبیاتی را پایه‌گذاری کرد که در حقیقت جریانی از کتاب‌ها و رمان‌های نوشته شده توسط نویسندگان مکزیکی ساکن آمریکا بود . این جریان پس از جنگ جهانی دوم با کتاب داستان اولتیما آغاز شده‌است .

داستان کتاب آنایا درباره جوانی به نام آنتونیو است که در دوران جنگ جهانی دوم در نیومکزیکو زندگی دشوار و پردردسری دارد . آشنایی او با پزشکی به نام اولتیما که از خودش بزرگ‌تر است , چشم‌انداز تازه‌ای را پیش‌روی او قرار می دهد . این خانم دکتر با همیاری آنتونیو مبارزه‌ای شدید با نیروهای شیطانی در دهکده کوچک خویش آغاز می‌نمایند .

رودولفو آنایا

رمان رودولف آنایا

کتاب داستان آنایا در سال ۱۹۷۲ در آمریکا منتشر شد و بعد از آن تعدادی از قصه‌های مشابه از نویسندگان مکزیکی‌الاصل روانه بازار کتاب آمریکا شد که جریانی به اسم ادبیات چیکانو را ایجا کرد . آنایا در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۳ گفته بود که ایده نوشتن این رمان را از زندگی حقیقی پزشکی زن در همسایگی‌اش الهام گرفته است . اولین بار دانشجویان مکزیکی ساکن ایالات متحده به رمان آنایا عشق نشان داده و سپس سیلی از کتاب‌های مشابه وارد بازار کتاب آمریکا شد .

ریگوبرتو گونزالس شاعر و رمان‌نویس مکزیکی آمریکایی که شاگرد آنایا هم بود , درباره رمان اولتیما می گوید : این رمان بسیاری از نویسندگان و شاعران مکزیکی ساکن این کشور را تحت تاثیر جای دارد و در حقیقت آنایا را باید پدرخوانده نویسندگان مکزیکی ساکن ایالات متحده دانست .

رودولفو آنایا پس از این رمان تعدادی کتاب‌ها و داستان‌های جنایی با محوریت شخصیت سونی‌بکا کارآگاه مکزیکی – آمریکایی نیز نوشت که با استقبال زیادی روبرو شد . وی سال‌ها در دانشگاه نیومکزیکو نویسندگی خلاقانه را تدریس می کرد .
رفع اشکال مبحثی دروس عمومی و اختصاصی
اقساط بلندمدت خرید تلویزیون های فول اچ دی

نکته جالب درباره کتاب داستان آنایا با وجود محبوبیت بالای آن در میان دانشجویان و مهاجران مکزیکی ساکن ایالات متحده ممنوعیت این رمان در برخی از ایالت‌های آمریکا بود . بعضا از ایالت‌های آمریکا مانند آریزونا این رمان را در مدارس ممنوع کرده بودند زیرا اعتقاد داشتند عقایدی را ترویج می‌نماید که ضد دولت فدرال است که البته به شدت از سوی منتقدان ادبیات آمریکای لاتین رد میشد .