گراهام گرین

معرفی کتاب آمریکایی آرام / اثر گراهام گرین 

معرفی کتاب آمریکایی آرام / اثر گراهام گرین

آمریکایی آرام | گراهام گرین

گراهام گرین می گوید آدمی هرگز برای خرابیهایی که به بار آورده چنین انگیزه‌­های خوبی نداشته است . . . یک روزنامه­‌نویس انگلیسی به اسم فاول , که نقش نظاره‌­گر آسان­­‌طلب و بی‌­غم را ایفا می­‌کند ; فوئنگ , معشوقه زیبای ویتنامی وی که نه زیاده اهل معنی است و خیر زیاده شهوی ; و آلدن پایل , برنا آمریکایی اهل بوستون . . . فاولر ناچار می‌­شود کینه خود را به عنوان عاشقِ معشوق از کف داده پیدایش دهد .

آمریکایی آرام [The Quiet American] گراهام گرین

آمریکایی آرام [The Quiet American] . رمانی از گراهام گرین ( 1904 – 1992 ) , نویسنده انگلیسی , که در 1955 نشر یافت . نویسنده , در پی اقامت خود در مالزی و هندوچین , از مشاهدات خویش تحت عنوان خبرنگار جنگی به کارگیری کرده , ضد آمریکایی بودن خود را در قالب اثری طنزآمیز , بیشتر مشابه مرد سوم تا رمانهای به صبغه «مابعد طبیعی» خود , ابراز می‌­دارد . او با طنزی مؤدبانه و سهولت بیانی براق , روش تامل آمریکایی را به محاکمه می­‌کشاند . یک روزنامه­‌نویس انگلیسی به اسم فاولر  , که نقش نظاره‌­گر آسان­­‌طلب و بی‌­غم را ایفا می­‌کند ; فوئنگ  ,

گراهام گرین

معشوقه زیبای ویتنامی او که خیر زیاده اهل مضمون‌ است و خیر زیاده شهوی ; و آلدن پایل  , جوان آمریکایی اهل بوستون که به میدان نبرد کشانیده شده‌است و رستگاری عالم را به قبول ارگان های شگفت دموکراسی آمریکایی وابسته می­‌داند , چهره‌­های داستانی مهم این رمان­‌اند . «آدمی هیچ وقت برای خرابیهایی که به توشه آورده چنین انگیزه‌­های نیکی نداشته است . » از این­ رو , پایل درصدد «بازخرید» فوئنگ برمی‌­آید و او‌را از چنگ فاولر به درمی­‌آورد و با خویش به نیوانگلند می‌­برد . او که از استقلال زیادی برخوردار است و فقط زیر نفوذ به اصطلاح کارشناسی به اسم هاردینگ است , درین تردیدی به دل شیوه نمی­‌دهد که , به بهانه پاسداری از ویتنام , کودکانی را قربانی نماید .

تصمیم نهایی فاولر

فاولر خویش را ناگزیر می‌­بیند که مقابل ابتکارات پایل , هر کس جان او را نجات داده است بایستد و به نابودسازی او کمک کند . در اینجا , از ورای افشای مانورهای آمریکایی‌ها , رمز از موضوع مسئولیت فردی درمی‌­آوریم : فاولر بدون چاره می‌­شود کینه خویش را تحت عنوان عاشقِ معشوق از کف داده بروز دهد , انگیزه­‌های خویش را تحقیق کند , و خلاصه از موضع بی­‌طرفانه‌­ای که اصل و قاعده زندگی خویش را بر آن ساخته بود , دست بردارد . کتاب داستان با کشف جسد پایل آغاز می­‌شود و از یاد‌آوری ماجراهای قبل به فراوانی استفاده می­‌کند , البته راوی قصه فاولر است ; در حالی که کماکان ترتیب ساده وقتی را رعایت می­‌کند . این اثر , اگر چه فاقد بُرد روایت اصل زمینه است , از نظر تعادل و سبک نگارش موفقیتی خیره‌­کننده شمرده می­‌شود .

کتاب «یزد، یادگار تاریخ» در جلد دوم منتشر شد

کتاب «یزد , یادگار تاریخ» در جلد دوم منتشر شد

سید خلف حوتی‌نژاد , معاون فرهنگی و رسانه‌ای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد , با اشاره به معرفی کتاب «یزد، یادگار تاریخ» گفت : جلد دوم این کتاب به تالیف حسین مسرت , نویسنده یزدی منتشر شد .

او خاطر نشان نمود : این کتاب دارنده شش بخش شامل گفتارهای تاریخی , نام آوران و بزرگان , آداب و فرهنگ , نقد کتاب , معماری و هنر و مردم شناسی درباره یزد است که از سمت نشر یزدا در دسترس هواداران تاریخ قرار گرفته است .

معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد اظهار‌کرد : جلد دوم از  کتاب «یزد، یادگار تاریخ» همچون دفتر در آغاز آن , بازچاپ گفتارهای پرخواستار تالیف کننده فقط در حوزه یزدشناسی و یزدپژوهی است که در کتاب‌ها , نشریه‌ها , تارنماهای جمهوری اسلامی ایران و نیز سخنرانی‌های او مابین سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۶ جمع آوری شده و با ساماندهی و ویراستاری پیام شمس‌الدّینی آراسته چاپ شده‌است .

کتاب «یزد، یادگار تاریخ»

او اعلام کرد :

کتاب «یزد، یادگار تاریخ»  با سرمایه‌گذاری علی زهرایی یکی فرهنگ‌دوستان یزدی تبار و با همیاری میرزا محمّد کاظمینی و سعید افضلی‌پور منتشر شده شده‌است .

حوتی‌نژاد گفت : کتاب دارنده ۲۴ صفحه دیباچه , مقدّمه و فهرست مندرجات , ۶۷۰ کاغذ متن , ۲۴ صفحه تصاویر رنگی از جاذبه‌های تاریخی و توریسم استان یزد است .

او گفت : کتاب , دارنده ۱۷۵ مقاله کوتاه و بلند , یک مقدمه ادبی به پارسی و هشت مقدمه به زبان‌های آلمانی , اردو , اسپانیایی , انگلیسی , ایتالیایی , عربی , فرانسوی , هندی است که به ترتیب با ترجمه کرستین نول کریمی , مسعود بهجو , فاطمه سماواتی , خوزه کوتیاس فرر , هیوا رحیمی , به‌دنبال دونینی , رضا افخمی عقدا , شهاب صرافیان و فاطمه سماواتی در رابطه یزد است .

معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد بیان کرد

: این مقالات از بین حدود ۸۰۰ مقاله گلچین و سعی شده همچون دفتر نخست , تنوع موضوعی داشته باشد .

او اذعان کرد : هم اکنون جلد سوم این کتاب , با همان ترتیب , گردآوری و حروف چینی شده و در دست ویراستار است و امیدواریم تا پایان سال ۱۳۹۹ چاپ شود .

حوتی‌نژاد ادامه داد : حسین مسرت این نوبسنده یزدی در تلاش است تا بتواند دفتر چهارم این کتاب را هم در سال ۱۴۰۰ چاپ و منتشر نماید که در بردارنده دیگر گفتارهای یزد و نمایه‌هاست .

نمایشگاه مجازی کتاب نیازمند مجوز!

صدور مجوز برای برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب

در حالیکه خانه کتاب و ادبیات ایران اعلام کرده مجوزی برای برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب صادر نکرده است , ‌ مدیر شرکت ایران زوم مجری برگزارکننده نمایشکاه کتاب مجازی کشور ایران می گوید : برای اخذ مجوز اقدام کرده بود , البته معاونت گفته است مجوزی برای صدور ندارد .
حامد ذوالفقاری مدیریت شرکت ایران زوم و مجری برگزارکننده نمایشگاه کتاب مجازی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم , ‌ در رابطه برگزاری نمایشگاه کتاب مجازی بدون جواز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت : ما برای برگزاری نمایشگاه با معاون فرهنگی وزارت ارشاد ارتباطی برقرار کردیم که در این رابطه مسئول دفتر معاونت فرهنگی به گزارش آقای جوادی مطرح کرد که وزارت ارشاد برای برگزاری نمایشگاه مجازی مجوزی برای ارائه یا این که عدم ارائه ندارد .

نمایشگاه مجازی کتاب

او ادامه داد :

طبق پروتکل و قانون مدنی فروشگاه‌های اینترنتی ما در اساسنامه خود مجوز برگزاری نمایشگاه‌های فیزیکی و مجازی را دریافت کردیم , طبق آن اعلاتم کردیم ما شرکت خصوصی هستیم و هزینه نمایشگاه نیز رایگان است , ‌ البته انتفاعات مالی که برای ایران زوم خواهد داشت , ‌ صرف ساخت کیت‌های سولزی کرونا و نصب تونل‌های یووی درب هیئت‌های مذهبی برای ماه محرم خواهد شد , که جواز آن را هم از وزارت بهداشت دریافت کرده‌ایم .

ذوالفقاری در پاسخ به این پرسش که اگر برای اخذ جواز به سراغ معاون فرهنگی رفته‌اید پس اطلاعیه‌ای صادر شده از سوی موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران چه بوده است , ‌ اذعان کرد : ‌ ما هم از تکثیر این اطلاعیه تعجب کردیم و با معاونت فرهنکی وزارت ارشاد طرح زمینه کردیم که مشخص شد این اطلاعیه به نوعی از زبان وزارت راهنمایی تقل شده است . اکنون ما برای شنبه خواهش ملاقات حضوری از معاون فرهنگی وزارت ارشاد داریم که در صورتیکه لازم است و وزارت ارشاد نظری در این زمینه دارد , ‌ هم مطرح شود تا مشکلی پیش نیاید .

او افزود :

حتی روز گذشته با آقای صفری در موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران هم مذاکره تلفنی داشتم و مطرح کردم که ما حاضر هستیم که زیرساخت آماده شده برای نمایشگاه را به صورت رایگان در اختیار وزارت ارشاد در اختیار بگذاریم , ‌ شما هم به ما کمک کنید که‌این مسیر را تا پایان به پیش ببریم خوب بود در صورتیکه نهاد دولتی به کمک بخش خصوصی می‌آمد و از این زیرساختی که در آن تجربیات بسیاری وجود دارد بهره میبرد .

او در رابطه علت ورود به بحث نمایشگاه مجازی کتاب به وسیله شرکت متبوعش خاطرنشان کرد : ‌ من یک سرمایه‌دار داخلی هستم که از خارج از کشور وارد ایران شده‌ام‌ , در اردیبهشت یک سری از دسوتان منتشر کننده من که در حوزه کتب اسلامی عمل می کنند , ‌ به من مراجعه کردند و از وضع بازار بد کتاب شکایت داشتند , ‌ توصیه کردند که با توجه به ورشکستگی انتشار در زمان شیوع کرونا , ‌ من در فروشگاه اینترنتی ایران‌زوم کتاب‌های آن‌ها‌را عرضه کنم .

ذوالفقاری افزود : ‌ از آنجایی که ما زیرساخت لازم برای برگزاری نمایشگاه دیجیتال را در اختیار داریم , ‌ خوبتر دیدم که اقدام به برگزاری نمایشگاه کتاب مجازی کنیم که ناشران بتوانند با هر میزان درصد تخفیفی که می‌خواهند کتابهایشان را عرضه نمایند .

او گفت : ‌ طبق قراردادی که با ناشران داریم , از روش تبلیغات در سایت انتفاع مالی برای ایران زوم به دست خواهد آمد , ‌ هم‌چنین از هر 100 هزار تومان خرید از ناشران در میان هزار تا 5 هزار تومان سود برای ایران زوم خواهد بود .

سه گانه سورنا دو کتاب خویش را چاپ کرد

سه گانه سورنا دو کتاب خویش را چاپ کرد

دو جلد اولیه سه‌گانه  سورنا نوشته مسلم ناصری به‌تازگی به وسیله نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شده‌اند . جلد اولیه این‌مجموعه «سورنا و جلیقه آتش» و جلد دوم «سورنا و تابوت ققنوس» اسم دارد .

قصه این‌سه‌گانه درباره شاهزاده‌ای ایرانی به‌نام سورنا است که در مجموع , یک اثر فانتزی و اساطیری است و بسیاری از قهرمانان افسانه‌ای ایرانی در آن حضور دارند . سورنا نیز شاهزاده‌ای است که پدرش او را از خود رانده و این‌اتفاق باعث می شود شاهزاده موردنظر سرانجام عجیبی داشته باشد .

جلد نخستین این‌سه‌گانه , سال ۱۳۸۲ چاپ شده بود و برای چاپ‌دوباره در قالب یک‌سه‌گانه , مورد بازبینی قرار گرفت و حالا در کنار جلد دوم این‌سه‌گانه به چاپ رسیده است . به‌گفته مولف اثر , مخاطب نوجوان در این‌سه‌گانه با شاهزاده‌ای روبرو است که از رفاه و آسایش زده می‌شود و سه رویکرد را در پیش میگیرد ; اولین رویکردش , سفر به خویشتن است که جلد اول را شامل میشود . در جلد دوم , وی رویه کمک به سایرافراد را در پیش می‌گیرد که به معنی کمک به پدرش است و در جلد سوم نیز به جامعه کمک میکند که یعنی سعی دارد با غلبه بر پلیدی‌ها , جامعه و اطرافیانش را نجات دهد .

سومین جلد این‌ سه‌گانه هم «سورنا و حوض اناری‌ها» اسم دارد که بعداز این‌دو کتاب منتشر می‌شود . طراحی و تصویرگری مجلدات این‌سه‌گانه توسط پژمان رحیمی‌زاده انجام شده و می گردد .

 اولین‌کتاب این‌سه‌گانه , ۲۲ فصل دارد که در قسمتی از آن‌ می خوانیم :

آب چنان می خروشید و به هم می‌پیچید که می شد حدس زد رودی بسیار عمیق پیش رویشان است . در میان غرش سهمناک آب سورنا فریاد زد : «تنها راه نجاتمان همان صخره‌ داسی‌شکل است . بیا بپریم آن‌طرف . »

سورنا وقتی مطمئن شد جای کتاب محکم است اعلام کرد : «بعد از من بپر . هیچ ترسی ندارد , فقط به پایین نگاه مکن . » دستانش را مشت کرد و فریادزنان با جهشی بلند پرید . یاربخت چشمانش را بست تا سقوط او‌را در رودخانه نبیند .

این‌کتاب با ۲۴۰ صفحه , شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۹ هزار تومان منتشر شده شده‌است .

«سورنا و تابوت ققنوس» نیز به‌عنوان جلد دوم سه‌گانه در ۲۶ فصل مندرج شده‌است . قسمتی از این‌کتاب به‌ترتیب تحت است :

آرشین کمانش را بالا پیروزی و به دخترها اشاره نمود و تمامی شیوه افتادند . سورنا فی مابین لاشه‌های حیوان ها تعجب آور و دخترهایی که جزغاله شده بودند گام می‌زد و همراه با دخترها در سوی قله‌ای میرفت که در دوردست چشم می شد . به کلمه‌های آرشین فکر میکرد . کشمار , ثروت فرورفته دربین لجنزار , دخترکان زنده به گور . دور میشد که صدای آتش‌زر را شنید : «سرورم مرا با این دخترها تنها نگذارید . »

دخترانی که دورتادور او ایستاده بودند , خنده‌کنان گفتند : «از ما می‌ترسی؟»

آتش‌زر آب دهانش را فرو داد .

این‌کتاب هم با ۲۴۰ کاغذ , شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۹ هزار تومان پخش شده شده‌است .

رمان «سنگ لحد»

رمان «سنگ لحد» به دومین چاپ رسید

رمان های «سنگ لحد» و «خرشیفتگی» به دومین چاپ رسیدند

دو رمان «سنگ لحد» نوشته ساسان فقیه و «خرشیفتگی» متن بهاءالدین مرشدی به‌تازگی توسط انتشارات آوند علم به چاپ دوم رسیده‌اند . این‌کتاب‌ها از عناوین گروه «نقطه سرخط» هستند که این‌ناشر در قالب آن , داستان‌های نویسندگان ایرانی را چاپ می کند .

«سنگ لحد» , قصه یک‌پسر جوان وسواسی است که در قالب روایتی فانتزی و رمزآلود ارائه شده شده‌است . ساسان فقیه نویسنده این‌کتاب متولد سال ۱۳۷۲ در نوشهر و دانش‌آموخته کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی است . وی با مطبوعات همکاری دارد و سال ۹۷ , نمایش «سنگ‌ها برای آنتیگون» را روی صحنه موفقیت .

انوش شخصیت اصلی داستان «سنگ لحد» , ۱۴ سال دارد و ساکن تهران است . وی ۱۴ سال پیش بابا خود را از دست داده و فقط فرد زندگی‌اش مادرش است که در چالوس زندگی میکند . انوش به موبایل اعتقاد و باور ندارد و هرکس کارش دارد می بایست به منزلش زنگ بزند . یک‌روز که همه نحسی‌های ممکن به سر انوش نازل میگردند , روی پیام‌گیر تلفن خانه‌اش پیامی عجیب می‌شنود . سولماز دختری که انوش او را دوست دارد , پیام فرستاده و گفته صدای عجیبی تمام دیشب از پنجره اتاقش شنیده می‌شده است . . .

کتاب داستان پیش‌رو درباره قبلی و حال است . زیرا انوش با شنیدن صدای عجیب , می‌ترسد و هول میکند . او این‌صدا را ۱۴ سال پیش کشته و دفن کرده است . حالا می بایست برود و زمین را بکند تا ببیند جنازه هنوز آن‌جاست یا نه .

رمان «سنگ لحد»

در قسمتی از این‌کتاب می خوانیم :

سمت چپ صورتم کاملا سرد شده بود و نفس‌های گرمم داشت اسم آهو را روی شیشه محو میکرد که مجدد صدایش توی گوشم پیچید . نباید اشتباهِ شبِ پیشین را تکرار می کردم . سرم را از روی شیشه برداشتم . گوشم را چسباندم به شیشه و چشم‌هایم را بستم . وقتی گوشم را به شیشه بخار گرفته پنجره چسباندم , خیسی و سرما از لابه‌لای صدایی که از بیرون می‌آمد توی گوشم پیچید . خودش بود . مطمئن شده بودم . سرم را از روی شیشه برداشتم . با کفِ دستم بخارِ روی شیشه را پاک کردم . دیگر هیچ‌چیز روی شیشه فقدان , نه قلب و خیر اسمِ آهو . کفِ دستم خیس شده بود . سرم را به شیشه پنجره نزدیک کردم . صدا هنوز می‌آمد . خارج بدون نور بود و تقریبا هیچ‌چیزی معلوم فقدان . باران بی‌وقفه می‌بارید . کمی سایه افتاده بود روی شیشه و نمی‌توانستم بیرون را ببینم . سرم را نیز که نزدیک پنجره میکردم تا سایه‌ها محو بشوند , از گرمی نفس‌هایم شیشه بخار می‌گرفت .

چاپ دوم این‌کتاب با ۱۴۶ برگه , شمارگان ۵۰۰ نسخه و بها ۳۴ هزار تومان منتشر شده شده‌است .

رمان «سنگ لحد» هم برداشتی آزاد از کتاب داستان دن‌کیشوت اثر سروانتس نویسنده شهیر اسپانیایی است . شخصیت‌های این‌رمان نیز همان‌شخصیت‌های دن‌کیشوت هستند ; با این‌تفاوت که قاطر سانچو خادم دن‌کیشوت و اسب دن‌کیشوت هم در قصه حضور دارند و تاثیرگذارند .

قاطر این‌داستان , از نظر دن‌کیشوت بازدارنده ظهور صلح و متانت در جهان است و اسب خودش نیز نماینده ذهن ها عمومی است . خر سانچو در این‌داستان از این‌جهت اهمیت دارااست که وضعیت‌های ماجرا همگی خر اندر خر یا این که به قول معروف خر تو خری می‌باشند .

بهاءالدین مرشدی مولف این‌کتاب که ۶ رمان و مجموعه‌داستان در کارنامه دارد , این‌کتاب را سال ۱۳۸۷ متن است ; زمانی که به قول خودش نو ۳۰ ساله شده بوده و شور و شوق متعددی داشته است . وی در آن‌دوران اندیشه می‌کرده می‌تواند با نوشته‌هایش جهان را تغییر دهد ; درست مثل دن‌کیشوت .

در جزو رمان «خرشیفتگی» می خوانیم :

ولی رئیس از اسبش افتاد البته تا جایی که از ابعاد ماجرا پیداست , از اصل نیافتاده . خودم رئیس رو چک کردم .

( اینجانب به عنوان خر سانچو شهادت میدهم که سانچو از دور مدیر رو چک کرد و تا جایی که معلوم بود هنوز رئیس از اصل نیفتاده . )

_ وا! خر سانچو جون می‌بینی چه کارایی دستته . به جای این کارا یه‌کم به من اعتنا کن .

اما باید اذعان کنم که اسب رئیس داره از آب گل‌آلود ماهی می‌گیره .

_ وا! سانچو جون گفتی آب , من تشنمه .

اما من هم یک جواب دندان‌شکن به اسب مدیریت دادم .

_ خب برو آب بخور .

اسب سانچو در حالی که تمام توجهش معطوف به خر من بود , رفت که آب بخوره و صحنه رخداد رو ترک کرد و البته به‌دلیل همین امر که اون نیز جزوی از ماجرای تصادف بوجود آمده بود و صحنه را ترک کرده بود , مقصر شناخته شد و قرار بر این بود که تنبیه بشود .

چاپ دوم این‌کتاب نیز با ۱۴۶ صفحه , شمارگان ۵۰۰ نسخه و ارزش ۳۲ هزار تومان عرضه شده است .

«رژه اشباح» تنکوئری چاپ شد!

«رژه اشباح» برای پنجمین بار در کتابفروشی ها دیده شد

رمان «رژه اشباح» نوشته کاترین تَنکوئری به‌تازگی با ترجمه فرانک معنوی امین به وسیله نشر پیدایش منتشر و راهی بازار نشر شده‌است . این‌کتاب یکی از عناوین گروه «رمان‌های راحت‌خوان» است که این‌ناشر چاپ میکند .

برای برقراری ارتباط خوبتر با «رمان راحت‌خوان» , می بایست آن را راس سوم مثلثی دانست که دو ضلع دیگرش , «آنیمه» ( انیمیشن ژاپنی ) و «مانگا» ( کمیک ژاپنی ) می‌باشند . رمان‌های راحت‌خوان , میتوانند هر ژانر و مضمونی داشته باشند و ممکن است مطلوب مخاطبان کودک یا این که بزرگسال باشند . البته به‌هرحال نوعی فلسفه و مساله اخلاقی در آنها موجود است و ولی خواندنشان برای مخاطب راحت است .

تا به‌حال مجموعه‌کتاب‌های «دیگری» ‌ , «سائو , هنر شمشیرزنی آنلاین» و «بیداری» در قالب ۴ جلد , ۴ جلد و ۶ جلد در تیم «رمان‌های راحت‌خوان» , چاپ شده‌اند . دو رمان تک‌جلدی «دفترچه مرگ» و «دیو و پسرک» نیز دیگر آثاری میباشند که در قالب این‌مجموعه چاپ شده‌اند .

کتاب «دیگری» نوشته یوکیتو آیاتسوجی , درباره اتفاقاتی می باشند که ۲۶ سال بعداز مرگ دانش‌آموز با استعدادی به نام میساکی رخ می دهند . میساکی دختری محبوب بوده که در مکتب راهنمایی یومی‌یاما علم آموزی می‌کرده است .

در کتاب «سائو , هنر شمشیرزنی آنلاین» نوشته رکی کاواهارا نیز کلیت داستان به این‌ترتیب بود که یک‌بازی به نام «شمشیرزنی آنلاین» یا «بازی مرگ» وجود داشت که بازیکنانش را به درون دنیا مجازی می‌کشاند و آنها‌را زندانی می‌کرد که بازیکنانی که در واقعیت مجازی کشته می‌شدند , در دنیا واقعی نیز جانشان را از دست می‌دادند .

«رژه اشباح»

در مجموعه «بیداری» نیز , داستان درباره دختری به‌نام کارا هارپر است

که با پدرش به ژاپن سفر کرده تا پس از مرگ مادرش , یک‌زندگی جدید را شروع نماید . زندگی جدید کارا و پدرش مشقت بار است , به‌ویژه‌که همه شیاطین ژاپنی کارایی دارند شکارش نمایند . . .

کتاب داستان «دیو و پسرک» درباره یک دیو و یک پسر نوجوان است . پسر , یتیمی است که جایی برای رفتن ندارد و دیو نیز جنگجویی است که دلیلی برای جنگیدن ندارد . این‌دو شخصیت در نقطه‌ای به نیز می‌رسند و با همدیگر برای تغییر جهان قدم برمی‌دارند . . .

«دفترچه مرگ» نیز دربرگیرنده یک رمان پلیسی برای نوجوانان و در رابطه یک قاتل در لس‌آنجلس است . در ابتدای ماجرا این‌رمان , قتل‌های هولناکی در لس‌آنجلس صورت داده‌اند و آدم کش سرنخ‌هایی در صحنه قتل به‌جای نهاده است . کشف سر این قتل‌ها از عهده پلیس خارج است . شاید وقتش شده باشد آدمی به هوشمندی قتل کننده وارد صحنه شود ; کسی مانند L کارآگاه مشهور با قدرت‌های ورای انسان . . .

ولی در کتاب جدید گروه «رمان راحت‌خوان» که «رژه اشباح» اسم دارد , ماجرا درباره نوجوانی به‌نام ساکی یاماموتو است که مجبور شده برای تعطیلات به منزل مادربزرگش برود . وی می بایست برای شرکت در مراسم و برنامه‌های سنتی خسته‌کننده هم خویش را آماده نماید . بدین ترتیب برای خانه مادربزرگ و کلیه مراسم‌های سنتی خود را مهیا کرده البته انتظار گیر افتادن در نفرین اشباح را ندارد .

در ادامه قصه , ساکی ناچار می‌گردد از ۳ شبح محافظ کمک بگیرد تا نفرین باستانی را بشکند و اگر این‌کار را نکند تا ابد در جهان اشباح اسیر می‌گردد .

«رژه اشباح» در ۲۳ فصل نوشته شده شده‌است .

در قسمتی از رمان «رژه اشباح» می خوانیم :

در نمایش اوبانِ شب قبلی , ساکی نگران مادربزرگ بود , البته وی حالا روحیه‌اش خوب به نظر میرسید . زمانی ساکی جعبه‌کفشی پر از نامه‌ها و عکس‌های کهن را که پشت دسته‌ای لوازم ورزشی نهفته شده بود پیدا کرد , صورت مادربزرگ گل انداخت . او تنی چند از نامه‌های قدیمی را که پدربزرگ وقتی جوان بودند برایش نوشته بود , به ساکی نشان داد .

ساکی چایش را نوشید . «شما چروک نیستین مادربزرگ . شما… باتجربه‌ای . » چای مالت طعمی زمینی و لطیف داشت و انرژی‌اش را تجدید کرد .

مادربزرگ خندید و جرعه‌ای از چای خودش نوشید . «درست می‌گی . ممکن بود خیلی بدتر از این باشه . می‌گن هوای کوهستان برای خون خوبه . نظر تو چیه؟»

«خب , هواش که قطعاً خون رو به جریان می‌اندازه . »

ساکی باقی چایش را هم سر کشید و فنجان را کنار پایش روی زمین گذاشت . با تمام اتفاقاتی که افتاده بود , به کلی فراموش کرده بود کیسه تیله را به مادربزرگ نشان بدهد و پاسخ سوالش را هیچ گاه نگرفته بود . هم اکنون آنان تنها بودند و پدر و مادر یا برادرش آنجا نبودند تا حرف‌هایشان را بشنوند .

ساکی گلویش را صاف کرد .

این‌کتاب با ۳۹۲ کاغذ , شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه و بها ۶۰ هزار تومان منتشر شده شده است .

کتاب «بازگشت یک فرشته» روانه بازار شد

کتاب «بازگشت یک فرشته» روانه بازار شد

کتاب «بازگشت یک فرشته» نوشته ابراهیم شیری به تازگی به وسیله انتشارات سبزان منتشر و روانه بازار نشر شده‌است .

ابراهیم شیری که پیش از این تولید کننده دو کتاب با نام‌های «کتیبه آتشین» و «نبرد تهمتن» بود متولد ۱۳۶۹ است . «کتیبه آتشین» او‌لین کتاب منتشر شده این نویسنده جوان در حوزه داستان‌نویسی برای نوجوان ها است , سه سال پیش به چاپ رسید . کتابی دیگر هم با تیتر «بازگشت یک فرشته» در قالب اثری فانتزی و معنوی به تازگی به خودکار این نویسنده منتشر شده شده‌است .

این کتاب در رابطه دختری است که صاحب سرزمین جادویی است و خود از آن بی‌اطلاع است . شیطان مدتی است این میهن را به تصرف خویش درآورده است . ندا نریمان قهرمان این داستان است که ماهیتی فرشته‌گونه دارد . وی به کمک آناهید اسطوره ایرانی و لپرکان اسطوره ایرلندی در صدد بازپس‌گیری این سرزمین برآمده تا مردم آن را نجات دهند و این سرزمین را از چنگ ابلیس دربیاورند .

در واقع این رمان حضور اساطیر اهل ایران , اسکاندیناوی و ایرلندی همراه با قهرمان داستان که برای دفع شر و بدی شیطان تلاش می کنند به تصویر میکشد .

کتاب «بازگشت یک فرشته»

در پشت جلد این کتاب آمده است :

موجودی در حال پدید وارد شدن بود ; خاک‌های وجود او رفته‌رفته به گل تبدیل شدند و سفت گشتند . ملائکه و عزازیل ساکت بودند . سپس خدا چشمان درخشان و مهربانش را به آرامی بست , دستانش را به نیز گره کرد و ناگهان توده‌ای کوچک سپید , غبارآلود و پرتلالو از جسم پروردگار بیرون آمد . خداوند دستانش را گشوده کرد و به آرامی به جسم مخلوق خاکی رفت .

مخلوق آرام‌آرام رنگی تقریباً کرمی , بشاش و سرزنده پیدا کرد . دست‌ها و پاهایش جنبش خوردند و لبخند بر لبان وی نمایان گشت . بر خویش دوری زد و چشمانش به معبود خورد . سپس معبود به فرشته جوان سمت چپش نگاهی انداخت و فرشته برنا با لبخندی جنبش کرد و از میز بزرگ‌تری که مقابل او بود لباسی برداشت و آن را به بشر بخشید . آدم با شگفتی و نشاط لباس را گرفت و پوشید و به خداوند سجده کرد و اظهار‌کرد : سلام بر آفریننده یکتا , تشکر از لطف و نعمت تو ای خدا .

آفریدگار بیان کرد : برخیز ای مخلوق .

انسان برخاست . آنگاه خداوند گفت : ما تورا بشر نام نهادیم . به جمع مخلوقات خوش آمدی ای عبد ما .

کتاب داستان «بازگشت یک فرشته» با شمارگان ۲۰۰ نسخه و با قیمت ۲۲ هزار تومان به وسیله نشر سبزان منتشر شده شده‌است .

رمان «شلغم میوه بهشته»

رمان «شلغم میوه بهشته» علی محمد افغانی به چاپ نهم رسید

رمان «شلغم میوه بهشته» علی محمد افغانی به چاپ نهم رسید

رمان «شلغم میوه بهشته» نوشته علی‌محمد افغانی به‌تازگی توسط نشر نگاه به چاپ نهم رسیده است .

این‌کتاب به‌عنوان اثری متفاوت از تالیف کننده رمان مشهور «شوهر آهوخانم» شناخته میگردد و داستانش در رابطه دو خانواده است که در خانه‌ای کوچک و قدیمی زندگی می نمایند . این‌دوخانواده از نگاه سلیقه و درک‌شان از زندگی تفاوت متعددی دارند . یکی خانواده‌ها از براتعلی و نرگس و فرزندشان عابدین تشکیل شده که در اتاق شمالی خانه زندگی می نمایند . اصل داستان این‌رمان درباره پسر این‌خانواده یعنی عابدین است . خانواده دوم هم خانواده مشدی محرم و همسرش گل‌عنبر است .

عابدین پسربچه‌ای ۱۲ ساله است که هر روز چاق‌تر از دیروز به چشم می‌آید و تا جایی چاق می‌شود که وزنش به ۱۰۰ کیلوگرم میرسد . علت چاقی عابدین , علاقه زیادش به شلغم است ; تا حدی که دور و بری ها به فکر راه حل برای نجات این‌پسر از علاقه افراطی به شغلم می گردند .

یک کتاب متفاوت با عنوان متفاوت .

قصه کتاب درباره‌ی سرنوشت دو خانواده است که در خانه‌ای قدیمی و کوچک معاش می کنند و از لحاظ سلایق زندگی , وضعیت بسیار مختلفی با نیز دارا‌هستند . براتعلی و نرگس و فرزندشان عابدین درون اتاق شمالی معاش مینمایند و قصه درباره‌ی عابدین پسر بچه‌ی دوازده ساله ایست که هر روز نسبت به روزها پیش چاق‌تر میگردد . تا اندازه‌ای که وزن وی به صد کیلو رسیده . برای آنکه وی علاقه‌ی بخش اعظمی به تناول کردن شلغم دارد و زندگی دور و بری ها را پایین تاثیر بیماری خویش قرار داده , به صورتی که تمامی به تامل راه حل افتاده‌اند …

چاپ نهم این‌کتاب با ۱۷۶ صفحه , شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت

در آغاز رمان «شلغم میوه ی بهشته» می‌خوانیم :

در یکى از کوچه‌هاى باریک پشت بازارچه سر پولک چهار راه سیروس , تهران , منزل قدیمى کوچکى قرار داشت که در آغاز این مورد سى سال از عمر بناى آن مى‌گذشت . خانه‌اى بود یک طبقه از آجر سرخرنگ معروف به بهنازى , که در شمال کوچه قرار داشت . در چوبى آفتاب‌خورده و رنگ و رو رفته آنکه پرده‌اى جلویش آویخته بود سوای هیچ‌گونه دهلیزى به تراس وصل مى‌شد . مساحت تراس به زحمت از شصت متر تجاوز مى‌کرد که از موزائیک چهارگوش راه راه پوشیده شده بود و یک سومش را باغچه‌اى تشکیل مى‌داد که در بین آن یک درخت تنومند افرا و چند بوته گل به دیده مى‌خورد . ضلع شمالى حیاط شامل دو اتاق بود , هرکدام با دو پنجره که قرینه‌وار به‌وسیله ایوانى از نیز جدا مى‌شدند . در ضلع شرقى تنها یک اتاق قرار داشت , باز هم با یک ایوان که ظاهرآ بزرگتر از خود اتاق بود .

براى یک تازه وارد در اولین نگاه آشکار مى‌شد که در این منزل دو خانواده زندگى مى‌کردند که از نظر سلیقه زندگى وضع یکسانى نداشتند . دو اتاق شمالى حیاط با شیشه‌هاى سالم و براق و پشت‌درى‌هاى شسته و اتو زده و وضع از هر حیث مرتب , حکایت از این مى‌کرد که کدبانوئى دقیق و منظم و سختگیر اداره‌کننده آن بود . اتاق ضلع شرقى با تیکه پاره‌هاى وسائل و خرت و پرت‌هاى بى‌ارزشى که اینجا و آنجا روى هم انباشته شده یا به در و دیوار آویخته بود ,

بلافاصله در بیننده این گمان را تولید مى‌کرد که صاحب آن نمى‌باید از نظم و ترتیب یا ذوق و سلیقه که نام دیگرش هنر خوب زیستن است و به نظر برخى کسان آئینه شخصیت یا این که خود دوم وجود آدمى است بوئى برده باشد . اگر این موضوع درست باشد که سلیقه یعنى قلبى براى دوست داشتن و مدام یک سلیقه بد خوب تر است از بى‌سلیقگى , به سادگى نتیجه مى‌گیریم که‌این خصوصیت جزئى است از غریزه آدمى براى بهتر زیستن که کسی که و هر خانواده متناسب با تربیت و امکانات خود کم و بیش از آن بهره‌اى دارد . لکن براى آنکه در مورد این دو خانواده که تصادفآ از نظر کسب و کار یا برداشت‌هاى زندگى تفاوت چندانى با هم نداشتند دچار پیش‌داورى نادرستى نشده باشیم ناگزیر به توضیحات بیشترى هستیم .

رمان «شلغم میوه بهشته»

خانه براتعلی

این خانه را دوازده سال پیش از آن براتعلى چراغ‌ساز ضمن سندى عادى از یک دامدار اهل ورامین اجاره کرده بود به ماهى یکصد تومان , براتعلى , خودش بود و زنش نرگس که اهل محله به او ننه عابدین مى‌گفتند و یک بچه , که در همان اتاق‌هاى تمیز شمالى مى‌نشستند . مرد
که سى سال از عمرش مى‌گذشت و اصلا اهل اسدآباد همدان بود در بازار آهنگرها منشعب از خیابان بوذر جمهرى , دکان چراغ‌سازى داشت . تعمیر یا تمیز کردن چراغ‌هاى خوراک‌پزى و تورى از هر قبیل , تعدادى نیز چراغ تورى ( زنبورى ) داشت که به دوره‌گردان بازار کرایه مى‌داد از قرار شبى پنج یا ده ریال و دلیل آنکه شب‌ها دیرتر از موقع به منزل مى‌آمد یکى این بود که مى‌ایستاد تا این جور مشتریان کارشان به اتمام برسد و چراغ‌ها را با کرایه شب بازگردانند . در حقیقت منشا اصلى درآمد وی از همین کرایه دادن لامپ بود .

براى مجلس‌هاى پای کوبی یا این که سوگوارى روز ها محرم در مسجدها و تکیه‌ها هم , از وی لامپ مى‌گرفتند . چراغ‌هاى اساس بلند یک‌سری شعله‌اى که ساخت و نصب پایه‌هاى آن کار خود او بود . کار و کسب او , اما اگر پاسبان‌ها گاه با سختگیرى‌هاى افراطى مزاحم چرخچى‌ها و دوره‌گردان نمى‌شدند , پربد نبود . خرج زن و بچه‌اش را به خوبى درمى‌آورد و این‌قدر بود که با وجود یک زن مراقب و دلسوز در توى منزل سر و وضعى به زندگى‌اش بدهد .

صرفا خلل یا این که ناراحتى براتعلى در وضع فعلى که بازدارنده مى‌شد گسترش بیشترى به کارش بدهد تنگى جا براى نگاهدارى چراغ‌هایش بود . این بود که هنگام روز بیشتر وسائلش را از مغازه خارج مى‌آورد و توى معبر که گذرگاه عام بود مى‌چید , یا این که به در و دیوار نصب مى‌کرد . هنگام شب مجدد آنها را به درون دکان مى‌برد و هر روز این کارش بود . بعضى از این گونه وسائل از جمله یک میز چوبى سنگین وزن با گیره آهنى نصب شده روى آن شب و روز مدام بیرون بو

رمان «نیستیِ آرام» نوشته مرتضی کربلایی چاپ می شود

رمان «نیستیِ آرام» نوشته مرتضی کربلایی چاپ می شود

رمان «نیستیِ آرام» نوشته مرتضی کربلایی‌لو به‌زودی بوسیله نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر می شود . این‌کتاب صدوچهل‌وچهارمین داستان ایرانی و نود و سومین رمانی است که این‌ناشر چاپ می‌نماید .

ماجرا این‌کتاب در رابطه زندگی چهار زن و یک‌مرد است . مرد داستان , مصطفی اسم دارد که یک راننده تاکسی است . ولی زن‌های قصه از این‌قرارند ; همسر مصطفی که ارتباط عجیبی با وی دارد و زنان دیگری که مصطفی با آنان هم‌سخن است و معاشرت دارد . این‌زنان قراراست موتیف‌هایی از ساختار زیستی و فکری حاکم بر محیط پیرامون زندگی خویش را به نمایش بگذارند .

کربلایی‌لو «نیستی آرام» را بعد از چندسال دوری و فاصله از بازار نشر نوشته

و منتشر نموده است . این‌کتاب تجربه جدید این‌داستان‌نویس در حوزه ادبیات داستانی و در واقع یک‌تجربه تلفیقی است . تا پیش از این , برخی از منتقدان , نگاه این‌نویسنده به زنان را نمی‌پسندیدند و آثارش را دربردارنده تصاویر ناشایست از زنان برمی‌شمردند . وی در «نیستی آرام» چهار زن را به‌عنوان راوی انتخاب کرده و داستان خود را از بازخوانی روایت‌های آن‌ها ساخته است . از این‌جهت , رمان «نیستی آرام» حاوی چندنظرگاه مختلف درباره زندگی است .

موضوعات فلسفی و فلسفه ملاصدرا من جمله بن‌مایه‌های محتوایی و دغدغه‌های کربلایی‌لو برای نوشتن روایت میباشند . وی در کتاب جدید خود نیز سراغ پاسخ‌گویی به چنین سوالاتی رفته است : در بین بشر و غم چه رابطه‌ای وجود دارد؟ چه اتفاقی آدم را به سوی فنا و پاک‌کردن خویش از ذهن و یاد دور و بری ها سوق می‌دهد؟ چرا و چگونه می‌شود که انسانی در معاش , تن‌دادن به نابودی را ترجیح می‌دهد؟ این‌رمان در رابطه این است که چگونه می‌گردد انسانی را که کلیه عکس‌هایش را پیش از گم‌شدن خود از در میان برده , پیدا کرد؟ آیا باید شک کرد که چنین‌انسانی ابدا وجود داشته است و یا این که . . .

اندوه به‌عنوان چیزی که با عشق میاید و چشم‌انداز را مه‌آلود می‌کند و با عشق میرود , من جمله مفاهیم کلی موجود در «نیستی آرام» است .

 

در بخشی از این‌رمان می‌خوانیم :

گفت : «مصطفی! این فرودگاه امام خمینی میرود . پروازش سه‌ساعت دیگر است . وقت داری . احتیاط کن نزنند به‌ت . باران تازه گرفته و خیابان‌ها هنوز چرب است . »

بلند شدم و قبض را گرفتم و «چشم»ی گفتم و راه افتادم . توی یکی‌از فرعی‌های خیابان شیراز دوبله پارک کردم و پریدم پایین و زنگ را زدم و گفتم که از آژانس آمده‌ام . برگشتم در انتظار نشستم توی خودرو و آینه بغل را جمع کردم که به آینه ماشین‌هایی که رد می شوند نگیرد . در گشوده شد و دو پسر بیست‌وپنج‌ساله‌طور با چهار تا ساک و کوله بزرگ به‌زور خودشان را از لای در خارج کشیدند و با چشم دنبال من گشتند . از شباهت فوق‌العاده‌شان دستم آمد که دوقلویند . دست بالا آوردم . دیدند و با ابروهای توی هم رفته از قطرات باران دویدند سمت خودرو . یکی‌شان گفت : «آقا زود در را باز کن! زود . زود!»

رمان «نیستیِ آرام»

روایت داستان رمان «نیستیِ آرام»

درزا شدم درِ عقب و سپس درِ جلو را براشان باز کردم . چریکی , ساک و کوله را انداختند کناره صندلی عقب . سریع یکی‌شان عقب نشست و برادرش نیز آمد صندلی جلو . به‌ محض اینکه نشستند قفل‌ درهای سمت خودشان را زدند . برادری که عقب نشسته بود دست دراز کرد و قفل درهای سمت منرا نیز زد . اخوی جلوی عینکش را درآورد و با دستمالش قطره‌ها را کم آب کرد . همزمان ذکر کرد : «آقا حرکت کن تا اینا نیامده‌اند . » آن‌گاه دستمال را داد عقب , دست برادرش .

خواستم دنده را جا بزنم که دو زن و یک مرد از منزل بیرون آمدند و شتاب‌زده خودشان را رساندند به اتومبیل . زن‌ها چادر سرشان کرده بودند . یکی پنجاه‌ساله که چادر مشکی داشت و دیگری سی‌ساله که چادر گلدار سرش بود . دست به دستگیره گرفتند و دیدند قفل است . آن دو جوان با تکان‌های دست گفتند : «برگردید شما را به خداوند . »

این‌کتاب با ۵۰۱ صفحه , شمارگان ۷۷۰ نسخه و ارزش ۶۸ هزار تومان به چاپ میرسد .

داستان های برگزیده جایزه ارغوان چاپ شد

داستان های برگزیده جایزه ارغوان چاپ شد

کتاب «شب» شامل داستان‌های برگزیده دومین دوره جایزه ارغوان با گردآوری اوژن حقیقی و واقعی به‌تازگی بوسیله نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شده‌است .

دومین‌دوره جایزه داستان‌کوتاه ارغوان سال ۹۸ برگزار شد و دبیری آن به‌عهده اوژن حقیقی بود که اکنون داستان‌های برگزیده این‌رویداد را در قالب یک‌مجموعه گردآوری نموده است . نشر مرکز , پیش‌تر کتاب «آخرین روزهای سال» را با گردآوری واقعی چاپ کرده که داستان‌های برگزیده اولین‌دوره جایزه مذکور را شامل می‌گردد .

این‌کتاب مقدمه‌ای دارد که پیش از داستان‌های برگزیده آمده و به قلم حسین‌سناپور نویسنده و پژوهشگر نوشته شده شده‌است . مقدمه سناپور با عنوان «صدای بلند داستان‌های کوتاه» در این‌کتاب درج شده شده‌است . پس از داستان‌ها هم گزارش دبیرخانه جایزه ارغوان از دومین دوره این‌جایزه و چگونگی برگزیده‌شدن داستان‌های نوشته شده در کتاب , آمده است .

جایزه ارغوان

عناوین داستان‌های برگزیده  جایزه ارغوان چاپ‌شده در کتاب و نویسندگانشان به این‌ترتیب است :

«شب پادشاه ستمگر و ننه‌اش» نوشته زهرا گودرزی , «شب‌کاری» نوشته سارا ( عظیمه ) کنعانی , «یک قوطی نرم‌کننده» نوشته سیده فاطمه حجازیان , «روسیاه» , نوشته منوچهر زارع‌پور , «کابوس‌های شبانه» نوشته فیروزه زارع , «فروردین , ماه اول پاییز» , نوشته محمدصادق افشاری , «فصل کشتار» نوشته محمدرضا عزیزی , «می‌شه بخوابم؟» نوشته آرمیتا زراسی و «شبِ نازبانو» نوشته فرناز ( زینب ) قربانی .

در بخشی از داستان «فروردین , ماه اولیه پاییز» از این‌کتاب می خوانیم :

وقتی توی اتومبیل نشستم ساعت پنج‌ونیم شده بود .

می بایست می‌رفتم سمت افسریه . مقداری هوا گرگ‌ومیش شده بود و این یعنی خطر طلوع خورشید وجود دارد .

بهترین راهم آزادگان بود . هنگامی آزادگان را با بیشترین سرعت ممکن به سمت شرق می‌رفتم , آفتاب از روبه‌رویم کم‌کم بالا می‌آمد .

نسبتاً مطمئن شده بودم به منزل نمی رسم . با یک معکوس سرعتم را بالا بردم . دیگر آفتاب آمده بود بیرون . به‌سختی خودرو را کشیدم کنار بزرگ راه . دیگر نمی شد ادامه داد . اتومبیل عین اوراقی‌ها شده بود . تکیه دادم به گاردریل کنار خودرو و سیگار روشن کردم . موبایلم را درآوردم . شماره سعید را گرفتم . حتما آن‌موقع توی خط ونک – میدان صنعت بود . برای سومین‌بار که گرفتم , پاسخ داد . هنوز الو نگفته بودم که قطع شد . صفحه موبایل سیاه شده بود .

این‌کتاب با۸۶ صفحه , شمارگان ۹۰۰ نسخه و قیمت ۱۹ هزار و ۸۰۰ تومان منتشر شده شده‌است .