کتابفروشی در آذربایجان و مشکلات مربوط به آن

کتابخوان ها کمتر از کتاب باز ها کتاب می خرند

کتاب‌فروشان استان آذربایجان‌غربی در سال‌های اخیر با مشکلات زیادی در مورد کتابفروشی روبه‌رو بوده‌اند . کاهش شایان توجه آمار خرید کتاب و حذف غیررسمی این کالای استراتژیک از سبد خانوار و مشکلات اقتصادی کتابفروشی‌ها و تغییر تحول شغل بسیاری از آنان به عطرفروشی و لوازم‌التحریر فروشی , از تبعات این مشکلات بوده است .

در پاساژ دو طبقه‌ای ارک در شهرستان ارومیه بنا شده در خیابان امام خمینی ( ره ) که طبقه پائین آن لباس‌فروشی است و طبقه بالا نیز از بین نزدیک به 40 مغازه‌ متروکه و خالی , یک کتابفروشی با کلیه مشکلات و موانع اقتصادی , کماکان مشغول به کار است ; کتابفروشی «فضولی کتاب ائوی» . با «رحمان حسین‌زاده» مدیریت این کتابفروشی درباره مشکلات کار در عرصه فروش کتاب , به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه از دید مخاطبان می‌گذرد .

چگونه به کتاب عشق و علاقه پیدا کردید؟

دوران کودکی‌ام در روستا گذشت ; در دل طبیعت و با کارهای دامداری و کشاورزی . در هفت سالگی در دبستان ایرانشهر برای علم آموزی ثبت‌نام و سال ۱۳۵۰ کلاس ششم را تمام کردم . علاقه‌مندی‌ام به کتاب و مطالعه‌ به همین روز ها برمی‌گردد . با توجه به این‌که آن وقت‌ها رسم بود شب‌های فصل پاییز و فصل زمستان خانواده‌ها بدور کرسی جمع می‌شدند و برای هم
مردم انتظار دارند که کتاب بایستی خیلی ارزان باشند تا آن را بخرند ; بارها پیش میاید که هر که چند صد هزار تومان و چند ده میلیون بابت خرید لباس و اتومبیل هزینه مینماید , سر قیمت کتاب بحث کرده و تقاضای تخفیف دارد
قصه و بایاتی می‌خواندند , پدرم داستان‌های کوراوغلو , اصلی‌کرم و پادشاه اسماعیل را از بَر برایمان می‌گفت و با نغمه خوشی ترانه‌ها را میخواند . وی ترانه‌های متعددی از برداشت . در صحرا و در هنگام عمل ; ترنم ترانه‌هایش هنوز در گوشم طنین‌انداز است . کنجکاو بودم که‌این داستان‌ها را یاد بگیرم و کتاب‌های مربوط به آن‌ها را پیدا کنم . آن وقتها جستن کتاب به زبان ترکی کار سختی بود . یادم میباشد برای اولین بار کتاب کوراوغلو را پیدا کردم و بعدتر کتاب‌های اشعار کریمی و شاه اسماعیل را . این فعالیت ادامه داشت تا به کتاب‌های مذهبی و تاریخی علاقه‌مند شدم و قرآن را در همین زمان از همسایه یاد گرفتم . تا سال ۱۳۵۳ این وضعیت ادامه داشت . سال ۱۳۵۴ من هم برای درس خواندن و هم کار کردن از «یکان» کوچ کردیم . در کلاس‌های شبانه ثبت‌نام کردم و آمدنم به شهر , قابلیت مطالعه را برایم بیشتر کرد . زمان ها فراغتم بیشتر با مطالعه و در مراسم مذهبی مساجد می‌گذشت . با شنیده شدن صدای انقلاب , ما نیز علاقه‌مند شدیم به‌ویژه به قرائت کتاب‌های صمد بهرنگی و علی شریعتی , که مخفیانه می‌گرفتیم و می‌خواندیم . هجده دی‌ماه ۱۳۵۷ انقلاب در پیرانشهر کلید خورد و اولین تظاهرات برگزار شید و آن گاه دیگر ادامه‌‌ی درس را رها کردیم و بیشتر و بیشتر به مطالعه و اما کارهای انقلاب علاقه‌مند شدیم .

کتابفروشی
چه شد که کتابفروشی را به عنوان شغل خودتان گزینش کردید؟

همان روز ها در بازار شاغل شدم تا سال ۱۳۷۳ برای خودم به همراه بابا و برادرانم مغازه و خانه خریدم و اعتبار خیر کسب کردم . متأسفانه یک پیشامد ناگوار , یک عمر اندوخته‌ ما‌را بر باد اعطا کرد و بعد از مدتی , بیکاری و کارگری , در سال ۱۳۷۹ مغازه را اجاره کرده و کتابفروشی را دایر کردم و بعداز 1سال هر چه اندوخته و دارایی داشتم , جمع کردم
دایر کردن کتابفروشی , شاید برای بعضی‌ها از روی عشق باشد ; اما این عشق تا وقتی خوب است که فرد , تأمین مالی باشد . کتابفروشی از شغل‌های کم‌‌درآمد است و به همین خاطر در یک کتابفروشی , نوشت‌افزار , فتوکپی و برخی صحافی , تایپ , فاکس , حتی کهنه‌فروشی و ورقه باطله نیز می بینیم ; که حکایت از کم‌درآمد بودن رشته کتابفروشی دارد
و این مغازه را خریدم ; که تا به حال هم ادامه دارد .

چرا نام «فضولی کتاب ائوی» را برای کتابفروشی‌تان انتخاب کردید؟

این نام به دلیل ارادت خاص من به دکتر ملامحمد فضولی است . این مرد بزرگ نه‌تنها به آذربایجان و ملت تُرک بلکه در سطح جهان شناخته شده‌است . ولی من برای تمام شاعران , نویسندگان , و به کسانی که دارای فکر و اندیشه میباشند , احترام خاصی قائل هستم و خواندن آثارشان و جویای حال آنان‌را بدهی خودم به این اشخاص می دانم .

در زمینه‌ی شیوه کار کتابفروشی‌های دیر باز بگوئید؟ روش کارشان چه‌گونه بوده است؟

کتابفروشی‌ها در دیرباز شآن و جایگاه مختص خودش را داشتند . مردمان با دید یک کسب یگانه به آن نگاه می‌کردند و اعتبار شخصیتی خاصی نیز برایش قائل بودند .

آتی شغل کتابفروشی را چه‌طور می‌بینید؟ فکر می‌کنید فناوری‌های جدید آینده کتابفروشی را به چه سمت و سویی خواهد برد؟

فعالیت کتابفروشی‌ها در ایران فراز و فرودهای فراوانی داشته است ; در بحبوبه انقلاب , استقبال از این شغل زیاد بود ولی به تدریج و با گذر زمان و گران شدن ورقه , بازار سرد شد و به سمت تحت سقوط کرد . در بازه بیست سالی که اینجانب به این حرفه مشغول هستم , می‌توانم بیان کنم که در 10 سال اخیر , این وضعیت بدتر شده‌است . بعضی از مشتریان فقط برای تزيین منزل , کتاب میخرند , خود من نیز یک کتابخانه درون خانه‌ام داراست که کتاب‎ها را باطن آن جای داده‌ام ; بالاخره باطن هر قفسه , کتابی می‌باشد که در طول سال‌ها خاک بخورد . به جرات می‌توانم بگویم که کتاب‌بازها بیشتر در سمت خرید کتاب میروند تا کتابخوان‌ها . مردم توقع دارند که کتاب می بایست خیلی ارزان باشند که آن را بخرند ; بارها پیش میاید که هر که چند صد هزار تومان و چند آبادی میلیون بابت خرید جامه و ماشین هزینه می‌کند , سر قیمت کتاب مشاجره کرده و تقاضای تخفیف دارد .

با اعتنا به گرایش اکثر کتابفروشان به نوشت‌افزارفروشی و تغییر کاربری کتابفروشی‌ها در سال‌های اخیر , دلیل استقامت شما در این حرفه چیست؟

دایر کردن کتابفروشی , شاید برای بعضی‌ها از روی علاقه باشد ; اما این علاقه تا وقتی خوب
در‌حالتی که بخواهیم دو تومان برای یک کتاب 10 تومانی اضافه کنیم , آن نیز چاپ گذشته , دادِ مشتری بلند می‌شود و صحبت از قانون و مدارا و گرانفروشی می‌شود ; وقتی هم توضیح می دهیم و مقایسه می کنیم با گرانی کالاها و مایحتاج زندگی روزمره , میگویند کتاب فرق مینماید
است که فرد , تأمین مالی باشد . کتابفروشی از شغل‌های کم‌‌درآمد است و به همین خاطر , در یک مغازه کتابفروشی , نوشت‌افزار , فتوکپی و بعضا صحافی , تایپ , فاکس , چه بسا کهنه‌فروشی و ورقه باطله نیز میبینیم ; که حکایت از کم‌درآمد بودن رشته کتابفروشی است . فروشگاه عبد و بنده , به‌علت این‌که در طبقه بالای این پاساژ ( ارک ) قراردارد و از سمت دیگر کلِ پاساژ هم کم‌رونق است و عمدتا نیمه‌باز , چندان تعریفی ندارد . به‌علت سرقفلی بالای مغازه‌ها و نداشتن تمکن مالی , نقل مکان هم برایم میسر نیست ; تغییر شغل نیز همینطور ; چون امکانات و سرمایه بالایی می‌طلبد که متأسفانه ما فاقد آن هستیم و به همین خاطر مجبوریم با این درآمد کم – که هیچ درآمد دیگری نداریم – هزینه خانواده چهار نفری خودمان را دربیاوریم . حالت کتابفروشی‌ها را که خودتان می‌بینید ; کتابخانه‌ها نیز مانند ما خلوت و بی‌مشتری می‌باشند . در همین خیابان شهر ارومیه , زمانی چند کتابفروشی بود , حال به‌جای آن‌ها وسایل آرایشی فروشی , طلافروشی , لباس‌فروشی و عطر و ادکلن‌فروشی دایر شده‌است .

کتاب بدن هرگز دروغ نمی گوید

معرفی کتاب بدن هرگز دروغ نمی گوید

کتاب بدن هرگز دروغ نمی گوید با تیتر انگلیسی The Body Never Lies و هم با عنوان فرعی اثرات پایدار تربیت وحشیانه اثری از آلیس میلر نویسنده سوئیسی است که در آن به بررسی رنج‌های ما در کودکی و طبیعتاً اثرات آن به هنگام بزرگ شدن می پردازد . ممکن است در مواجهه با این کتاب احساسات متمایز داشته باشیم البته در هر صورت مباحث مطرح شده توسط میلر شایسته توجه می باشند .

آلیس میلر , روانکاو و مولف سوئیسی متولد لهستان , کتاب‌های زیادی درباره علل و نتایج کودک‌آزاری و خشونت علیه کودکان متن است . وی با نظریه‌های سنتی روان‌کاوی مخالف است و اعتقاد دارد تنبیه بدنی و دیگر روش‌های تحقیرآمیز تربیت کودک , آسیب جدی به مغز کودک وارد مینماید . میلر چند اثر نیز درباره خشونت‌ها و دوران کودکی دیکاتورهای بی‌رحم متن است .

پشت جلد کتاب بدن هرگز دروغ نمی‌گوید چنین آمده است :

آلیس میلر , روانشناسی که آوازه جهانی دارد با تحلیل تجارب بیمارانش و سرگذشت شخصیت‌های سرشناس نظیر ویرجینیا وولف و فرانتس کافکا و مارسل پروست , نشان می دهد چطور تحقیر و سرخوردگی و خشم فروخورده در دوران کودکی , خود را در بزرگسالی بروز میدهد ; با بیماری‌هایی مانند سرطان , سکته و دیگر ناخوشی‌ها .

کتاب دلهره‌های کودکی اثر پرفروش آلیس میلر درباره آسیب‌های روانی دوران کودکی , برای این نویسنده شهرتی جهانی به ارمغان آورد و او‌را به یکی از پیشروان عرصه روانشناسی کودک بدل کرد .

 

کتاب بدن هرگز دروغ نمی‌گوید

آلیس میلر خویش می‌گوید قضیه اصلی تمامی کتاب‌هایش بررسی اثراتی است که در فیض انکار رنج‌های دوران کودکی در ما باقی میماند . و در هر کدام از کتاب‌هایش به جنبه خاصی از این تاثیرات اشاره مینماید . در این کتاب هم به بررسی تاثیراتی میپردازد که انکار هیجانات قوی و واقعی روی بدن ما می گذارد . میلر در این مورد در پیشگفتار کتابش می‌نویسد :

طبق دانش و تجربه شخصی من از روان‌درمانی , و هم روایت‌هایی که از افراد زیادی شنیده‌ام , کسانی که در کودکی آزار دیده‌اند تنها زمانی می توانند فرمان چهارم از ده فرمان* را انجام دهند که از احساسات واقعی خویش مسافت بگیرند و آنان را به‌شدت سرکوب نمایند . این افراد نمی‌توانند پدر و مادر خویش را دوست داشته باشند و به آن‌ها احترام بگذارند , چون هنوز ناخودآگاه از آنان می‌ترسند ; آنان هر قدر هم تلاش کنند نمی‌توانند رابطه‌ای راحت و مطمئن با والدین خود برقرار نمایند .

*ده فرمان منظور دستورهای مذهبی است که از جانب خدا بر موسی وحی شد . فرمان چهارم میگوید : «پدر و مادر را احترام بگذار . »

شخصاً نسبت به  کتاب بدن هرگز دروغ نمی گوید  هزاران شم متناقض را تجربه کردم . در اینجا تلاش می کنم با نوشتن در مورد آن حس خودم نسبت به کتاب‌ را پدیدار کنم . بنابراین مطالبی که در اینجا می خوانید صرفاً واکاوی خوانده‌ها و نتیجه‌گیری‌های شخصی من از این کتاب است .

از آموزه‌های سرخپوست‌ها ( که کتاب‌های زیادی در‌این ارتباط معرفی کرده‌ام مانند : کتاب جبین بر خاک نه – کتاب فاجعه سرخپوستان آمریکا – کتاب متولد شده با یک دندان و… ) می‌توان آموخت که دقت به ندای بدن و اعضا و جوارح‌مون‌ مارا با ابعاد جدیدی از روحمان آشنا میکند . عضو آسیب دیده مدام حرف‌های اکثری برای اعلام کردن دارد که دقت به آن می‌تواند ما را به زخم‌های خون‌چکانی در کودکی رهنمون نماید . و متعاقب آن دقت , درد ناپدید می‌شود . از سویی نظیر هر درد جسمانی , توسل به مسکن‌ها می‌تواند ما‌را فرسنگ‌ها از هدف دور نماید .

کتاب بدن هرگز دروغ نمی گوید

کتاب بدن هرگز دروغ نمی گوید  یا احتمالا بتوان گفت تمام آن حول همین موضوع می گردد که «شما مجبور نیستید والدین بی‌رحمی که در کودکی با شما بدرفتاری میکردن را دوست داشته باشید!» بدین ترتیب بیاید با خودمان صادق باشید . صرف این که خدا و جامعه می گویند یا زیرا آن‌ها پدر و مادرتون میباشند و ‌شما با عفو قلب خودتان را صاف می کنید , نباید همت فرمایید حس واقعی‌ای که دارید نادیده بگیرید . اگر نسبت به آنان احساس خشم و‌ نفرت میکنید خودتان را ندامت نکنید . احساسات خویش را بپذیرید تا دردهای ناشناخته‌ای که به واسطه‌ی این انکار به بدن‌تان زور کردید بهبود پیدا نمایند . اما که لازم نیست تجربیات دلخراش کودکی‌تان را‌ به دیده‌ی اغماض بنگرید و آنگاه تلاش نمایید حسی که در شما نیست را به فرزندان‌تان منتقل نمایید . اگر شما در کودکی عشقی از والدین خویش اخذ نکرده باشید در بزرگسالی همیشه به دنبال جبرانی برای آن می‌گردید و قادر نخواهید بود عشقی نیز به دیگران ارزانی نمائید .

تا به این‌جای عمل به لحاظ گفته‌های نویسنده بسیار مهم و قابل قبول است البته حالا موضوعاتی که باعث سردرگمی ‌می‌شود . به عقیده من چینش مطالب اصلا روی روال فقدان . بدین خاطر که در بخش‌هایی از کتاب نویسنده اشاره می کند خانمی در جلساتش شرکت می کرد که مدعی بوده هیچ آزاری از سمت پدرومادرش ندیده البته وقتی اعترافات دیگرافراد را می‌شنود پی میبرد که او نیز تجربیاتی مشابه داشته . اینجانب به صدق نتوانستم تشخیص بدهم تعریف خانم میلر از آزار یا تربیت وحشتناک دقیقا چیست؟ آیا یک عتاب و خطاب ساده یا این که مثلا بی‌توجهی مفرط هم‌ می تواند در زیرمجموعه این تعریف ذکر شود یا صرفا کتک زدن و آزار جسمی و‌ جنسی شامل این این مسئله می شود .

اما درجایی از کتاب بدن هرگز دروغ نمی گوید می خوانیم که نویسنده می گوید نبود این موارد می‌تواند منجر بی‌اشتهایی عصبی فرد در بزرگسالی شود :

رابطه عاطفی اصیل , بدون دروغ , بدون «دغدغه‌های» غیرواقعی , فارغ از احساس گناه , سوای سرزنش , بدون ترس , بدون فرافکنی . این شکلی از رابطه است که در شرایط ایده‌آل , بایستی فرآیند اولیه‌ی زندگی بین مادر و فرزند وجود داشته باشد ; زیرا هدف مادر از بچه‌دار شدن داشتم چنین ارتباطی بوده است . ( کتاب بدن هرگز دروغ نمی‌گوید اثر آلیس میلر – برگه ۱۸۱ )

در پی همین موضوع در سخن پایانی کتاب که ده صفحه‌ی انتها آن می‌شود میلر نهایتاً میگوید تعریف من از خشونت این است : «منظور من از بدرفتاری بیشتر تعرض به انسجام روانی و ذهنی کودک برمی‌گردد . » یعنی عملاً ما در انتها کتاب است که با این روشنگری روبه‌رو می‌شویم که به اعتقاد من از مشکلات با اهمیت کتاب است .

و این‌که این تابوشکنی به طرز بارزی در تمام کتاب به صورت یک حکم قطعی است تا اینکه در اواخر کتاب ذکر میشود اگر حس خوبی به پدر و مادر خود‌ دارید به همین روال ادامه بدهید!

ولی افرادی که هرگز در کودکی کتک نخورده‌اند و آزار جنسی ندیده‌اند , نیازی ندارند این عمل ( ابراز احساس واقعی نسبت به والدین – مثلا خشم و نفرت ) را انجام دهند . آن ها می‌توانند از احساس خوشایندی که با بابا و مادرشان دارند لذت ببرند و به صدق اسم آن را عشق بگذارند . ( کتاب بدن هرگز دروغ نمی‌گوید اثر آلیس میلر – برگه ۱۵۶ )

به لحاظ من این نکته باید در یک سری جا لابه‌لای حرفهای خانم میلر ذکر و تاکید روی اون بیشتر می‌بود . از سمت دیگر لحن نویسنده برای من چندان دلچسب نبود . خانم میلر معاند سرسخت آموزه‌های فروید است و خویش را خط‌شکنی میدانند که تابوها رو می‌شکند و همین باعث میگردد لحن نوشته‌هایش‌ مقداری شبیه «شاخ‌و‌شونه‌ای» به نظر رسد . البته شاید این تنها برداشت اینجانب باشد و دیگران چنین احساسی نداشته باشند .

معرفی کتاب خطاب به عشق

معرفی کتاب خطاب به عشق

بیش از نیم قرن می بایست می‌گذشت تا مکاتبات عاشقانه نویسنده‌ای بزرگ و بازیگری مشهور در کتابی به اسم خطاب به عشق منتشر شود و خبرش به گوشه و کنار جهان رسد . کاترین کامو در سال ۱۹۷۹ این نامه‌ها را از ماریا کاسارس تحویل می‌گیرد تا پس از نیم قرن در انتشارات گالیمار منتشر شود . این شرکت شامل نامه‌های آلبر کامو و معشوقه‌اش , ماریا کاسارس , بوسیله نشر نو در چهار مجلد راهی بازار خواهد شد . کتاب حاضر – خطاب به علاقه – اول جلد از این مجموعه است که نامه‌های این دو در سال‌های ۱۹۴۴ تا انتها سال ۱۹۴۹ را شامل میشود . این یادگارها به کوشش دختر آلبر کامو , کاترین , جمع‌آوری و گردآوری شده‌است .

بی‌راه نیست اگر بگوییم که‌این نامه‌ها را می‌توان مثل یک رمان خواند و از روش این گفت‌وگوی کمابیش بی‌وقفه شگفت‌انگیز به بعدها تازه‌ای از افراد و رویدادها و مکان‌های دوچندان پی برد ; رمانی با دو شخصیت یا این که دو راوی که عشقی زاینده و فرساینده را دوازده سال رعایت کردند , تا در کمال خود به یک تصادف ناتمام بماند . ( آلبر کامو در اثر تصادف ماشین در سال ۱۹۶۰ درگذشت . )

در قسمتی از نوشته پشت جلد کتاب چنین میخوانیم :

آلبر کامو در یک کدام از نامه‌ها آویشنی را که از دامنه کوهی در فلاتی وحشی کنده است می گذارد و برای ماریا کاسارس می‌فرستد و ماریا در نامه‌ای آرزو می‌نماید که ای کاش در جیب‌های آلبر جا می‌گرفت و همه‌جا همراهش می‌بود .

از جمله کتاب‌های کامو که در کافه‌بوک معرفی شده‌اند :

رمان مرگ خوش
نمایش‌نامه سوءتفاهم
کتاب اسطوره سیزیف
رمان طاعون
کتاب بیگانه
کتاب حکومت نظامی
کتاب خطاب به عشق
توقع برای رسیدن جواب نامه , چندباره تلاوت آن با لذت و آن گاه نگهداری از آن همچون یک شئ گرانب‌ها , این‌ها لذت‌هایی است که از یاد برده‌ایم . در عصر ارتباطات که همه‌چیز با سرعتی غیرقابل تصور در دست ماست , دیده می دوزیم به تیک اول پیام و بعد از آن تیک دوم و کافیست تا لامپ هر دو تیک روشن شود تا ما مطمئن شویم پیاممان به دلدار رسیده است . البته لحظه‌ای فکر کنید در بحبوحه جنگ جهانی , یک شیدا سینه‌سوخته چه مصیبت‌هایی می کشد برای آنکه از معشوق خبری بگیرد .

«هولناک است که باید یکدیگر را وقت مخاطره و شک و تردید هم دوست بداریم , در قعر دنیایی که فرو میپاشد و در تاریخی که زندگی آدم پشیزی نمی‌ارزد . » ( خطاب به عشق و علاقه – طومار کامو به ماریا کاسارس . ۷ ژوییه ۱۹۴۴ – برگه ۲۲ )

کامو , متفکر , مولف و اندیشمند فرانسوی که با رمان‌ها و نمایشنامه‌هایش در عالم شناخته شده‌است اولین بار در ششم ژوئن سال ۱۹۴۴ در پاریس , همزمان با پیاده شدن نیروهای متفقین در ساحل نرماندی , ماریا کاسارس را ملاقات کرد . ماریا بیست و یک ساله و آلبر سی ساله بود . ماریای اسپانیایی‌تبار در چهارده سالگی به همراه خانواده‌اش به پاریس آمده بود . پدرش که از مردان صاحب منصب اسپانیا بود در جمهوری دوم اسپانیا وزیر و رییس دولت بود . البته با روی فعالیت آمدن فرانکو , مجبور به تبعید تن سپرد .

کتاب خطاب به عشق

در مقدمه کتاب خطاب به عشق به قلم کاترین کامو می خوانیم :

کامو که در آن زمان بجهت اشغال فرانسه به دست ارتش آلمان , از همسرش , فرانسین فور , جدا باقی‌مانده بود , به عضویت نهضت مقاومت در میاید . وی از طرف جد مادری‌اش اسپانیایی بود , مسلول مانند سانتیاگو کاسارس کیروگا و نظیر او در تبعید از کشور مادری‌اش الجزایر . در اکتبر ۱۹۴۴ وقتی فرانسین فور غالب می‌شود عاقبت به همسرش بپیوندد , ماریا کاسارس و آلبر کامو از نیز جدا میگردند . البته ششم ژوئن ١٩۴٨ در بلوار سن‌ژرمن به هم برمی‌خوردند , همدیگر را بازمی‌یابند و دیگر از نیز جدا نمی شوند .

این نامه‌نگاری , بی‌وقفه , به مدت دوازده سال سرشت حقیقی علاقه مقاومت‌شکن آن‌ها را به خوبی نشان می دهد . ماریا می‌نویسد : «ما همدیگر را اتفاقی دیدیم , همدیگر را گشوده شناختیم , تسلیم نیز شدیم , عشقی آتشین از بلور ناب ساختیم , آیا به خوشبختی‌مان و آنچه نصیبمان شده حواست هست؟»

نامه‌های شخصیت‌های بزرگ تاریخ , از آن نظر حائز اهمیتند که وجوه نهفته یا این که کمترشناخته‌شده‌ی آنها‌را به مخاطب می‌شناساند . کامو در آثارش مردی دغدغه مند و در جستجوی حکمت زندگی , مرگ , پوچی و فنا است . ولی در مقابل ماریا , دلداده‌ای عاشق‌پیشه است که تمام دلایلش برای حیات را در وجود این زن جست‌وجو می نماید . ماریای بازیگر میکوشد به وجوه احساسی این عاشق صورت بدهد همان‌گونه که خویش در این کوره می‌گدازد و صورت میگیرد . قلم کامو در نامه‌هایش سرشار از عشق , تمنا و احساس است . قلمی که همچون بقیه نوشته‌هایش در تمنای زندگی و در جست‌وجوی چرایی آن است . چرایی که معطوف به یک نفر است , و او ماریاست .

در اولِ آشنایی , ماریای کم‌‌سن‌وسال ابراز علاقه آلبر را چندان جدی نمی‌گیرد . رفتاری سبکسرانه پیشه می کند و از هر پنج نامه‌ی آلبر جواب یکی را می دهد . آلبر التماس می کند برایش بنویسد , بیشتر و مفصل , تا ممکن است آبی باشد بر آتش جان این عاشق شوریده .

«اگر نمی‌آیی عزیزم , حداقل از جزئییات زندگی‌ات , از کارهایت به اینجانب دقیق‌تر خبر بده… نمونه‌پرسش‌هایی که شاید برای قلب شیفته پیش بیاید : تو به مودون می‌روی . به خانه‌ی کی؟ با کی؟ روز شنبه ساعت ۶ غروب در خیابان آلری , در منطقه‌ی ۱۵ که محل تو نیست چه کار می‌کردی؟ و غیره . می‌بینی ماری , عزیزکم؟ تمام این‌ها ممکن است بر ذهن مردی بیکاره و عاطل و فسخ آوار شود . مردی که چیزی ندارد تا اشتیاق لبریزش را بر آن بیاویزد . » ( کتاب خطاب به عشق – برگه ۲۴ )

تارا جون وینچ برنده جایزه 2020 استرالیا شد

تارا جون وینچ برنده جایزه 2020 استرالیا شد

تارا جون وینچ نویسنده بومی استرالیایی برای نوشتن کتابی با عنوان «محصول» یا این که «بازده» به عنوان پیروز سال ۲۰۲۰ این جایزه گزینش شد .

این اول باری است که برنده این جایزه به صورت آنلاین و از طریق یوتیوب معرفی شد و دلیل این امر توسعه و گسترش شیوع بیماری کرونا بود .

«محصول» ترکیبی از سه داستان کوتاه است که نشان میدهد چگونه تاریخ بومیان این کشور از ورای رنج و درد هنوز آکنده‌از شقفت , مقاومت , وقار و طنز و انسان‌دوستی است .

این جایزه به خواست مایلز فرانکلین نویسنده مشهور استرالیایی تاسیس شده تا از ارایه زندگی استرالیایی در ادبیات تجلیل نماید . خود او بیشتر از همه به خاطر نخستین رمانش یعنی «مسیر فوق‌العاده من» شناخته میشود .

تارا جون وینچ

جایزه 60 هزار دلاری خانم ویچ!

خانم وینچ سال جاری این جایزه ۶۰ هزار دلاری را برای «محصول» دریافت کرد که از سوی هیات داوران تحت عنوان رمانی جذاب و موفقیت‌آمیز تعریف شده‌است .

این مولف به این ترتیب به گروهی از نویسندگان ممتاز استرالیایی ملحق شده که قبلا چیره به کسب این جایزه شده بودند . سال پیش ملیسا لوکاشنکو برای «بیش از حد تفسیری» به عنوان موفق این جایزه گزینش شد .

ریچارد نویل رییس هیات داوران همین سال گفت : به زبان انگلیسی «محصول» نشان دهنده چیزی است که از زمین برداشت میشود . در گویش بومی این کلمه در معنای چیزهایی است که شما از دست می‌دهید , انعطاف پذیری و امید و فاصله در میان چیزهاست .

این رمان به جا مانده خشونت استعماری , رودربایستی , ترومای بین‌نسلی و نابودی محیط زیست را مورد بررسی قرار می دهد .

«محصول» از فهرست نهایی‌ای گزینش شده که مشتمل بر چهار تالیف کننده سرشناس بود که پیشتر این جایزه را تصاحب کرده بودند و دربرگیرنده تونی بریچ , پگی فرو , فیلیپ سالوم و کری تیفانی میشد . یک تالیف کننده نوقلم یعنی جان هیوز هم به این فهرست راه یافته بود .

هر مورد از فینالیست‌ها هم یک جایزه ۵ هزار دلاری دریافت مینمایند .

وینچ با سپاس از انتخابش ابراز امیدواری کرد که نویسنده‌های بیشتری ترغیب شوند تا قصه‌های بومی‌های این کشور را در داستان‌هایشان روایت نمایند و ایمان داشته باشند که زمان شنیده شدن صدایشان در صنعت نشر استرالیا وجود دارد .

جایزه مایلز فرانکلین از سال ۱۹۵۷ تاسیس شده و تاکنون بیشتراز ۱ . ۲ میلیون دلار به نویسندگان استرالیایی جایزه داده است .

«کیمیا دختر مولانا» به فارسی ترجمه شد

«کیمیا دختر مولانا» اثر موریل مافروی به فارسی ترجمه شد

بنگاه ترجمه و انتشار کتاب پارسه رمان «کیمیا دختر مولانا» اثر موریل مافروی را با ترجمه یاسین عبدی در ۳۲۸ صفحه و بهای ۴۹ , ۵۰۰ تومان در انقطاع رقعی چاپ و منتشر نموده است .

راز پی‌بردن به جهان مولانا و رویدادهای حرم و شبستان او همواره به شیوه‌ای شگفت و سحرانگیز کمند خواننده را گرفته و رهایش نمی‌سازد . افسون جان‌سوز حکیم عقل‌ها و قلب‌ها چنان شورانگیز است که آهوی خیال را خرامان‌خرامان به چمن‌زاری باصفا و پرطراوت می‌کشاند و چنان اورا همراه و مشتاق خویش می‌سازد که از فرط شادمانی و خرسندی سر از پا نمی‌شناسد . آدمی را آن‌چنان مست و شیفته می‌نماید که در بازار محبت و در طلب سودای عشق , خود را به دست فراموشی سپارد . نثر شیوا و روان این رمان , خواننده را غرق در دنیا خیال می‌سازد , جهانی آرمانی , زیبا , دل‌انگیز و پراحساس که خواننده آرزو می‌کند هیچ‌گاه به جهان حقیقت بازنگردد .

رویدادهای کتاب «کیمیا دختر مولانا»

«کیمیا دختر مولانا»

سفری معنوی و قصه عشق و سرگذشت کیمیا دختر معنوی و پرورده حرم مولاناست . روایت عشق کوچه‌پس‌کوچه‌های قونیه است و نجواکنان در گوش ما می گوید که علاقه , مقدس‌ترین پیوند و رشته ارتباطی میان انسان‌هاست و غنچه روح آدمی را شکوفا می‌سازد و زهر را انگبین می نماید و سیاهی و تاریکی را روشنایی می بخشد و زندان را باغ و گلستان می‌سازد و مس وجود آدمی را طلاگون می کند . به ما میاموزد که علاقه آموختنی و فراگرفتنی با درس و مشق نیست و بلکه آن ارمغانی الاهی برای قلب‌های پاک و پالوده است . عشق اقیانوسی ژرف و کرانه ناپیداست و بایستی شناگر و غواص بسیار متبحر و باتجربه‌ای بود تا بتوان از آن صید مروارید کرد . از نفس‌های گرم قلندری همچون شمس و طپش قلب کوچک کیمیا پی خواهیم برد که عشق و علاقه تنها بهانه زندگی‌ست و همو می تواند زنگار آیینه قلب‌ها را بزداید و در عین درحال حاضر هم آیینه تمام نمای همه زیبایی‌های دنیا شود . در دنیا عشق , انتظار ; هم طاقت فرسا و جان‌کاهست و هم لذت‌بخش و جان‌افزا . چشم به راهِ معشوق‌بودن , آدمی را به اوج و عروج میرساند . گاهی عشق , آدمی را چنان شاد و طربناک می‌سازد که به رقص و پایکوبی وادارش می‌کند و گاهی هم او را همچون مصیبت‌زده‌ای به فغان و فغان می‌اندازد که صدای آن تا گنبد مینا هم می رسد .

سطور و صفحات این نوشتار روایتگر عشق و دلدادگی شمس تبریزی و کم یاب دختر خوانده مولاناست . دخترِ مادری مسیحی و پدری مسلمان که بازی روزگار او‌را به شبستان مولانا آورده و تقدیرش را به معاش قلندر دریای علاقه و عرفان , شمس تبریزی گره می‌زد . کیمیا که پرورش‌یافتة حرم مولاناست در به عبارتی عنفوان جوانی بنا به خواسته شمس تبریزی , مرید و مرشد مولانا به تزویج شمس در می آید و دل به عشق وی می دهد ولی افسوس که با کینه‌توزی‌های حاسدان و دشمنان عشق آنان دیری نمی‌پاید و خیلی زودهنگام روح کیمیا از قفس بدن او عروج می‌کند و شمس هم برای همیشه از نظرها غائب می شود .

تالیف کننده  رمان «کیمیا دختر مولانا»  که خویش دانش‌آموخته زبان و ادبیات پارسی در مؤسسه مطالعات زبان‌های شرقی و آفریقایی است سالیانی متمادی به تتبع و تفحص در منابع و مآخذ تاریخی و عرفانی نگاشته شده در رابطه مولانا جلال‌الدین بلخی و شمس تبریزی پرداخته و زوایای عارفانه – عاشقانه‌ای از زندگانی این دو قلندر دریای عشق و علاقه و عرفان را ماجرا می‌نماید که خواننده را با خویش به قونیه آن روز ها میبرد . به گفته ناشر انگلیسی این کتاب داستان , پرفروش‌ترین پس از کتاب داستان «کیمیاگر» پائولو کوئیلو بوده و به زبان‌های مختلفی هم ترجمه شده‌است . ترجمه عربی آن هم از پرفروش‌ترین رمان‌های جهان عرب بوده و از طرف چندین ناشر عرب تاکنون چاپ و منتشر شده شده‌است .

کالسون وایت‌هد برنده جایزه دیگری شد

کالسون وایت‌هد برنده جایزه دیگری شد

کارلا هیدن رییس کتابخانه کنگره آمریکا اظهار‌کرد که کالسون وایت‌هد , تالیف کننده رمان‌های برنده جایزه پولیتزر «نیکل بویز» و «خط آهن زیرزمینی» در جشنواره کتاب ملی کتابخانه کنگره ۲۰۲۰ که بین روزهای بیست‌وپنجم تا بیست‌وهفتم سپتامبر برگزار میشود , جایزه ادبیات داستانی کتابخانه کنگره ایالات متحده را اخذ مینماید .

وایت‌هد ۵۰ ساله جوان‌ترین شخصی است که به خاطر مجموع آثارش موفق به کسب این جایزه میشود .

هیدن ذکر کرد : «آثار کالسون وایت‌هد با استفاده از بینش‌هایی عمیق در وضعیت انسانی و هم‌دلی با اشخاصی که با اعماق تیره زندگی دست‌وپنجه نرم می نمایند خلق میشوند . او در رمان‌های خویش گستره رخدادهای تاریخی را افزایش داده و آن‌ها را تبدیل به استعاره‌هایی از دنیای امروزی نموده است . »

هیدن گفت برنده امسال با انتخاب این نویسنده از سوی ۶۰ چهره ادبی شاخص از جمله برندگان گذشته این جایزه و نویسندگان و منتقدان ادبی شناخته‌شده سراسر جهان انتخاب شده‌است .

کالسون وایت هد

امسال مراسم اهدای جایزه به صورت آنلاین برگزار می گردد .

جایزه هر ساله ادبیات داستانی ایالات متحده که یکی‌از مهم‌ترین جوایز اهداشده توسط کتابخانه کنگره است , به تجلیل از یک نویسنده ادبی آمریکایی میپردازد که بدنه کاری‌اش نه تنها به خاطر استادی در هنر بلکه به خاطر اصیل بودن ذهن ها و تصوراتش متمایز است . این جایزه می خواهد صداهای قدرتمند , یگانه و مانایی را تحسین نماید که در مسیر حرفه‌ای کاری‌شان چیزی تازه از تجربه زندگی آمریکایی بیان کرده‌اند .

وایت‌هد گفت : زمانی بچه بودم , در قالب اردو یا تکلیفی برای مدرسه وارد کتابخانه‌های بزرگ نیویورک سیتی از جمله شومبورگ و میدمنهتن می‌شدم و حسی عمیق از شگفتی داشتم , انگار که وارد یک گوشه مقدس از شهر شده‌ام .

وی اضافه کرد : به این امیدوارم که همین حالا یک کودک مشابه من , می‌بیند که کتابخانه کنگره هنرمندان سیاهپوست را به رسمیت میشناسد و به این خاطر حس می کند میتواند بینش و رویایش را دنبال نماید و منبع الهام مقدس خودش را کشف نماید .

کتابخانه کنگره بزرگ‌ترین کتابخانه جهان است و به بازدیدکنندگان اجازه دسترسی به آرشیوی خلاقانه از ایالات متحده و سراسر جهان را هم به صورت فیزیک و هم به صورت آنلاین میدهد . این کتابخانه همچنین خانه دفتر کپی‌رایت آمریکاست .

کالسون وایت‌هد متولد ۶ نوامبر ۱۹۶۹ سال ۱۹۹۱ از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد . او تاکنون ۲ جایزه پولیتزر اخذ کرده و هفته پیش برای نوشتن رمان «پسرهای نیکل» یا این که «نیکل بویز» غالب به کسب جایزه جورج اورول هم شد . او نخستین رمانش را با عنوان «اندیشمند» سال ۱۹۹۹ منتشر کرد و با «راه‌آهن زیرزمینی» که سال ۲۰۱۶ منتشر شد جایزه کتاب ملی برای ماجرا و جایزه پولیتزر را از آن خویش کرد . «روزهای جان هنری» در سال ۲۰۰۱ , «غول در نیویورک» در سال ۲۰۰۳ , «ساگ هاربور» در سال ۲۰۰۹ و «آپکس صدمه را پنهان می کند» در سال ۲۰۱۱ از سایر آثار او می‌باشند .

صحبتی با برنده «قلم زرین» یوسف قوجق

صحبتی با برنده «قلم زرین» یوسف قوجق

یوسف قوجق شتابزدگی و برخورد ساده‌انگارانه را از مساله ادبیات کودک و نوجوان میداند و معتقد است ما در محتوای کتاب‌های مان هم ضعف داریم و نویسندگان عموم نوجوانان را درنظر نمی‌گیرند و به اصطلاح لاکچری می‌نویسند . وی همچنین با انتقاد از نهادهای گوناگون , معتقد است برگزیده شدن کتاب در حد یک خبر و جشنواره باقی میماند .

این تالیف کننده که کتاب «تاریخ با طعم ذغال‌اخته» وی به عنوان برگزیده بخش داستان کودک و نوجوان جشنواره «قلم زرین» شناخته شده‌است , در گفت‌وگو با ایسنا درباه وضعیت ادبیات داستانی نوجوان ها , با اشاره به تأثیر وضعیت اقتصادی بر نشر کتاب و نویسندگی اظهار‌کرد : دورادور کتاب‌های دوستان را می‌خوانم و احساس می کنم نوعی شتابزدگی در کار دوستان وجود دارد , انگار میخواهند زود به حق تألیفی برسند . در واقع وضعیت مادی بر مساله فنی و محتوایی کارها غلبه نموده است . مورد دیگر این است که شم می کنم دوستانی که تازه در این میدان شروع به عمل کرده‌اند پاره ای در کارهای‌شان پرحرفی میکنند و عامل آن را نمی‌دانم . آنها مخاطب را خیلی معمولی گرفته‌اند و طول و تفصیل زیادی در کارهای‌شان موجود هست , کارهای‌شان عمیق نیست و بیشتر شرح ماوقع است . قصه تنها شرح ماوقع نیست بلکه چیزهای اکثری وجود دارد که روایت را قصه مینماید ; از جمله نثر عالی , مفاهیم عمیق تربیتی , اخلاقی و مساله انسانی . قصه‌نویس می بایست این‌ها را در تار و پود قصه‌اش مطرح نماید و به مخاطب لذت کشف بدهد .

وی بابیان این که ساده‌نویسی خیلی هم عالی نیست , خاطر نشان کرد : نویسنده‌ها خیلی سخت نمی‌گیرند و روی کارهای‌شان فکر نمی کنند , به‌ویژه در فعالیت نوقلمان این موضوع بیشتر چشم میگردد . تالیف کننده می بایست پاره ای زحمت کشف لذت را به مخاطب بدهد و نباید مساله را خیلی ساده مطرح نماید , قصه بایستی لایه‌های زیرین و نهفته نیز داشته باشد . ولی این مسئله به معنای این نیست که پررمز و راز بنویسد بلکه مخاطب را مقداری درگیر نماید . این ضعف‌ها موجود است .

قوجق با تأکید بر اهمیت محتوا برای ادبیات کودک و نوجوان بیان کرد : در کشورمان فرهنگ خاص و سبک زندگی خودمان را داریم , اما احساس می کنم بعضی از نویسندگان از آن طرف بام افتاده‌اند و یک‌سری مساله ضدارزش را مطرح می‌کنند که باعث فاصله افتادن بین داستان‌ها ‌و سبک زندگی عموم مردم میگردد . فکر می‌کنم داستان‌های‌مان باید دربرگیرنده سبک زندگی ایرانی باشد تا قشر خاصی از ایرانیان . ما در محتوا دچار مشکل شده‌ایم و محتوای داستان‌هایی که برای نوجوانان نوشته می‌شود افت و خیز زیادی دارد , هم از حیث پیام‌هایی که در داستان‌ها مطرح می‌شود و هم به لحاظ مضامین . اگر خیلی مصداقی بگویم داستان‌ها را لاکچری می‌نویسند , در حالی که عموم نوجوانان ما زندگی آن‌چنانی را تجربه نکرده‌اند .

یوسف قوجق

وی بابیان این که کتاب‌های ترجمه دراین باره بی‌تأثیر نیستند , اظهار کرد : من مخالف کتاب‌های ترجمه نیستم البته یک‌سری آسیب‌شناسی میخواهد . ناشر چون کپی‌رایت را رعایت نمی کند , خیلی راحت کتاب‌های کشورهای دیگر را ترجمه میکنند و تالیف کننده هم خبر ندارد . گاه آثاری به زبان پارسی ترجمه میشود که تماما با سبک زندگی و فرهنگ ما مختلف است . دو زمینه در ترجمه با اهمیت است ; یکی این‌که فرم تازه‌ای در کتاب وجود داشته باشد و دیگری محتوا . من مولف دوست دارم کتاب‌هایی که فرم و تکنیک جدیدی در نوشتن دارند بخوانم , ولی زمانی که کتاب را میخوانم می بینم نه فرم و قالب تازه‌ای دارد و نه محتوایش با فرهنگ و سبک زندگی‌مان یکی ‌است . مخالفتی با این کتاب‌ها ندارم البته دیگر ترجمه کتاب‌ها به‌ویژه کتاب‌های کودک و نوجوان خیلی ول شده و به یک آسیب‌شناسی نیاز دارد . مخاطب نوجوان کتاب‌های ترجمه‌شده را می‌خواند و زیرا قوه تشخیص ندارد تأثیر می‌پذیرد , غرب را مدینه فاضله‌ای تجسم می‌کند و زیست‌بوم‌های بخش ها متفاوت کشورمان را در سایه می‌بیند .

یوسف قوجق گفت : نوک فلش به سمت ما هم می باشد , هنگامی که من نویسنده از فرهنگ بومی خودم در داستان‌هایم بهره نمی‌برم و به مخاطب نوجوان عرضه نمی کنم خلایی وجود خواهد داشت . خودمان به سبک زندگی خودمان نمی‌پردازیم و انتظار داریم این کتاب‌ها ترجمه نشود و مخاطب هم آنان‌را نخواند . در ۳۰ – ۴۰ سال اخیر ورود کتاب‌های ترجمه به بازار کتاب بی‌قاعده شده‌است . بلبشویی که در ادبیات کودک و نوجوان می‌باشد در ادبیات بزرگسال کمتر دیده می گردد , کم کم آثاری منتشر می‌شود که کیفیت خوبی به لحاظ محتوا و ساختار تکنیکی نداشته باشد . نهادهای فرهنگی در ترجمه اثرها بچه و نوجوان بی‌سیاست و بی‌کیاست عمل مینمایند . هرکسی مترجم شده و اثراتی را ترجمه می کند . کتاب‌های ترجمه‌ای حساب‌شده نیستند , نتیجه‌اش را نیز میبینیم . نویسندگان یواش یواش کارهای‌شان شبیه آثار ترجمه شده‌است , نویسند می‌بیند مخاطب آنها را میخواند , پس کتاب‌های ترجمه‌شده را الگو قرار می دهد و فکرمیکند سبک زندگی‌ای که آن‌جاست همین‌جا هم می باشد .

یوسف قوجق همچنین در رابطه جوایز ادبی در بخش کتاب‌های طفل و نوجوان و تأثیر آن بر کتاب‌های این مجموعه خاطرنشان کرد : جشنواره‌های مختلف با سیاست‌های مختلفی برگزار میشود , ترازو انتخاب کتاب‌ها هم متعدد است البته موضوعی که از آن غافل می‌شویم این است که این جایزه‌ها منقطع میباشند و روند منسجمی در سیاست‌گذاری‌ها نیست تا وقتی کتابی تقدیر یا این که برگزیده شد , درباره‌اش کاری انجام بدهند و در قالب‌های متعدد هنری عرضه شود . منطقی است وقتی که جایزه‌ای به کتاب داده میشود , نهاد های متعدد پیشگام شوند تا کتاب چشم شود , برای مثال در قالب نمایش نامه دربیاید , به کتابخانه مدرسه‌ها نفوذ پیدا کند , یا این که مسابقه کتاب‌خوانی با محوریت به عبارتی کتاب گذارده شود . یادگرفتن و رشد , ارگان کتابخانه‌ها , صدا و سیما و ارگانهای فرهنگی می توانند یاری نمایند . به‌نظر میرسد صدا و سیما در موضوع کتاب و کتاب‌خوانی و به خصوص در حوزه نوباوه و نوجوان غفلت نموده است . اینجانب تالیف کننده دلم خوشم است که کتابم برگزیده شده , ولی برگزیده شدن همانا و به کارگیری نکردن همانا . تنها برگزیده شدن کتاب در یک خبر درج میگردد . چه کسی قادر است کتاب‌ها را به دست مخاطبان برساند جز نهادهایی که از آن ها اسم بردم؟ سیستم کتاب و کتاب‌خوانی کمی فشل است و سیتماتیک نیست .

این تالیف کننده در توضیح کوتاهی در رابطه کتابش نیز اذعان کرد : «تاریخ با طعم زغال‌اخته» روایتی از دوران حکومت پهلوی است و به ماجراهای دوران رضاشاه می‌پردازد . این مسئله از عشق و علاقه یک زن و مرد به‌هم آغاز می‌گردد , زن و مردی که دو روحیه متفاوت داشتند , زن از مخالفان رضاشاه است و مرد از قزاق‌ها و کهنه‌سربازان وی .

نمایشگاه کتاب تهران و اخبار آن!

جدیدترین اخبار مرتبط با وضعیت نمایشگاه کتاب تهران

رئیس اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران با شرح نهایی تصمیم‌ها برای برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در شورای سیاست‌گذاری این اتفاق افتاد , از این که نمایشگاه کتاب مجازی نباید به اسم یک صنف و به کام یک‌سری نفر باشد خاطرنشان کرد و در رابطه تخفیف بالای کتاب در سایت‌ها و در ادامه آن خودزنی ناشران هشدار داد .

هومان حسن‌پور که پیش‌تر در رابطه برگزاری نمایشگاه کتاب به صورت مجازی گفته بود که «اگر توانستند المپیک را اینترنتی برگزار نمایند , می توانند نمایشگاه کتاب را هم به صورت عادلانه اینترنتی برگزار کنند» در گفت‌وگو با ایسنا درباره آخرین حالت برگزاری سی‌وسومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و تصمیم‌های مطرح‌شده برای جایگزینی رویدادی مجازی برای آن اعلام کرد : در آغاز اینکه شرایط بهداشتی کشور نسبت به قبل خیلی تغییر کرده نموده است و در هر حال می بایست این تصمیم گرفته شود که نمایشگاه کتاب برگزار بشود یا این که نشود . ولی هر رویدادی نیز که بخواهد به صورت مجازی برگزار بشود , نمایشگاه بین‌المللی کتاب سی‌وسوم نخواهد بود , زیرا هیچ‌کدام از کاربردها و عملیات‌هایی که در نمایشگاه حضوری بود , در‌این رویداد مجازی قابل دسترسی نخواهد بود .

وی خاطر نشان کرد

: شورای سیاست‌گذاری نمایشگاه کتاب هنوز تصمیمی درباره برگزاری نمایشگاه به صورت مجازی نگرفته است . ولی اگر آقای دکتر جوادی ( نائب رئیس فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ) فرموده‌اند که رویدادی مجازی برگزار می‌گردد , ممکن است معاونت فرهنگی تصمیمش را گرفته , یا این که از تصمیم ستاد ملی کرونا خبردار شده یا این که از دولت پاسخ گرفته است ; این‌ها مساله خاصی است که خودشان در جریان می‌باشند . هر چند از طرفی نیز برگزاری نمایشگاه به صورت فیزیکی غیرممکن شده‌است . ولی اگر روزی به‌این نتیجه برسیم که نمایشگاه می بایست به صورت مجازی برگزار شود , حتما بایستی تمام ملاحظاتی که از روز نخستین مطرح کردیم برای ساخت عدالت در نصیب فروشگاهی رعایت شود . در حالتی‌که بخواهیم این حادثه بیفتد , می بایست این دغدغه‌ها برطرف شود و به‌این سود برسند که دیگر چاره‌ای به غیر از برگزاری مجازی نیست .

حسن‌پور بابیان این که زمینه برگزاری نمایشگاه کتاب مجازی بیشتر از سوی معاونت فرهنگی وزارت ارشاد ارائه شده شده‌است توضیح داد : احتمالا معاونت فرهنگی از نظر دولت آگاه است , زیرا تا قبل از این نیز گفته بودیم شورای سیاست‌گذاری نیز درانتظار حیث دولت است . در سود ارگانیک است که نائب رئیس فرهنگی داده ها وسیع‌تر و به‌روزتری در این زمینه داشته باشد و معاونت فرهنگی متولی برگزاری نمایشگاه است . ولی هنوز در شورا درباره قضیه به‌این صورت مشاجره نشده , هرچند تصمیم شورا نیز مشروط بر این بود که لحاظ دولت را بداند . اینجانب فکر می‌کنم دلیل این اظهارنظرها این است که پاسخ مشخصی از ستاد کرونا به دست معاونت فرهنگی رسیده است .

وی در جواب به سوالی در رابطه جزئیات روی داد مجازی جایگزین برای نمایشگاه کتاب بیان کرد

نمایشگاه کتاب تهران

: اصلا هنوز پایه‌ای برای این مورد آماده نشده است . اگر هم قرار بر برگزاری این اتفاق افتاد باشد , می بایست ملاحظاتی برای آن درنظر گرفته شود و ما از حیث صنفی ملاحظات جدی‌ای در نصیب به نصیب آن داریم تا یک دسته نشود که نمایشگاه مجازی به نام یک صنف و به کام چندین نفر برگزار شود . در واقع می بایست سیستم‌هایی را طراحی کرد که اگر نمایشگاه مجازی برگزار شد , اجحافی به هیچ یک از ناشران نشود که تنها یک تعداد نادر بتوانند از این زمان به کار گیری نمایند .

هومان حسن‌پور پیرو به مشکلات پیش‌آمده برای ناشران در سامانه «کارا» اشاره و گفت : در سایت «کارا» یک‌ جمع به فیض رسیدند و توده متعددی نیز به سود نرسیدند و در قسمت‌های متعدد با آن مشغول می باشند . اکثری در بخش انتها فعالیت که مرتبط با بانک است با نقص‌ مواجه شده‌اند , زیرا چه بسا افرادی که در مراحل قبل تایید شده‌اند نیز بایستی از آن عبور نمایند که بانک‌ها بتوانند وام‌ها را پرداخت نمایند . آن قسمت نماید انجام می‌گردد . به طور کلی این سامانه فرآیندی است که شسته و رفته تمام نشده و خیلی از کارهایش ما‌نده است .

مدیر اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران ادامه داد

: البته بحث دیگری نیز وجود دارد که خدمت دکتر جوادی نیز مطرح کردیم . در واقع یکسری نکته دیگر نیز برای برون‌رفت از این قضایا توصیه دادیم . زیرا سایت «کارا» و نحوه پرداختی که دارد برای جامعه وزارت کاری پباده سازی شده و فرمولی نیست که برای واحدهای تولیدی انتشار پاسخ بدهد ; یعنی معیاری برای تعداد کارکنان و . . . نیست . بدین ترتیب وعده‌هایی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داده شده که از منابع دیگری بتوانند وام‌هایی تنظیم نمایند و کسری را از سوی دیگری جبران نمایند . تمهیداتی نیز برای کتاب‌فروشی‌ها چشم شده که ان‌شاءالله خود معاون وزیر خواهند ذکر کرد .

حسن‌پور آنگاه از آن‌چه ( یک مشکل خیلی بزرگ که انتشار و کتاب‌فروشان ما را تهدید میکند ( عنوان کرد اظهار‌کرد : این خلل درصدهای تخفیف بی‌حساب و کتابی است که در اینترنت داده می‌گردد ; دعوا ارزان‌فروشی نیست . این عمل چندین فاز دارااست ; فاز نخستین این‌جاست که کسانی فرصت طلب کتاب را چه بسا به صورت غیرقانون نسخه برداری و نشر غیرمجاز کرده‌اند و با درصدهای تخفیف بالا در سایت‌ها میفروشند . این اثر اول است البته اثر ثانویه خطرناک‌تر است . اثر ثانویه از آن‌جا ناشی می شود که ناشرها و کتاب‌فروشان که کتاب مهم را می فروشند , در فشار مالی شدیدی قرار گرفته‌اند و بعضا حتی به خودزنی رسیده و کتاب‌ها را با قیمت‌هایی زیر قیمت تمام‌شده و حتی کمتر میفروشند برای اینکه بتوانند با خلأ واردشده مقابله کنند و چرخ خویش را بچرخانند . یعنی یک چرخه باطل شروع شده‌است و از طرفی کتاب‌فروش‌ها در موقعیت خیلی بدی قرار گرفته‌اند . برای همین برخی از آن‌ها نیز کتاب‌ها را با قیمتی خیلی پایین‌تر از بها تمام‌شده می فروشند . برون‌ده این مسئله این خواهد شد که مخاطب چون از پشت مورد خبر ندارد , نسبت به کتاب‌فروش بی‌اعتماد می گردد و فکر می‌کند هر کتابی را می‌شود با ۶۰ , ۷۰ درصد تخفیف خرید و تا حالا گران خریده , ولی پشت پرده را که چه فرایند مخربی شروع شده و تکثیر , کتاب‌فروشی و تولید ایران دارد از بین می رود , نمی‌بیند .

وی ادامه داد

: چون این اتفاق ادامه پیدا می‌کند , خط بعدی مولفان و مترجمان هستند که به طور کامل از بین میروند و حذف می گردند . این داستان بالاخره تمام می‌شود , ولی چه کسی پاسخگوی اثرات آن است؟ فردا روزی که مولف قلمش را زمین بگذارد و دیگر ننویسد و کتاب‌فروش دیگر نتواند مغازه‌اش را بچرخاند چه کسی پاسخگوست؟ هنگامی ما مدت ها پیش گفتیم که زودتر بایستی این وام‌ها و پول‌ها تزریق شود برای این بود که جلو چرخ‌های مخرب را بگیریم . نظام فرهنگی کشور دارد به نیز می‌ریزد , دولت درصورتی که اصرار دارد سیستم‌ها را به سمت مجازی‌سازی پیروزشود , دست اتحادیه‌ها را بایستی گشوده بگذارد تا بتوانند از تخلفاتی که در وب انجام می شود دوری نمایند . زیرا اگر متخلفان از میان بروند دیگر سایر نیاز به خودزنی ندارند . زمانی کتاب منتشر کننده را اسکن میکنند و در وب می فروشند , وی نمی‌تواند درحالی که ارزیابی نویسنده , چاپخانه‌دار و صحافش دارد برگشت میخورد , برود و داد بزند که کتاب در اینترنت برای او نیست . اینجانب هشدار داده‌ام که با فعالیت کتاب از این شوخی‌ها نباید کرد , کتاب مواد غذایی نیست که مردم گشوده گرسنه‌شان شود ; اگر کتاب‌فروشی ببندد و برود , دیگر گشوده نمیکند .

نامه های سنایی به خیام را گوش جان بسپاریم

نامه های سنایی به خیام را گوش جان بسپاریم

«مکاتیب سنایی» مجموعه‌ای شامل ۱۷ نامه از سنایی است که به بزرگان و اندیشمندانی چون قدمت خیام نوشته شده شده‌است . این نامه‌ها از منظر زدودن غبار اوهام جهالت از پیرامون شخصیت‌های دوران حکیم دارای اهمیت است .
چاپ دوم «مکاتیب سنایی» با تصحیح و کوشش پروفسور نذیر احمد , از پژوهشگران صاحب‌نام هندوستانی , از سوی بنیاد موقوفات افشار در اختیار علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک و عرفانی قرار گرفت .

این اثر که برای نخستین‌بار در دهه 80 نشر داده شده , مجموعه‌ای است متشکل از 17 ‌نامه از سنایی غزنوی که حکیم آنها را برای اشخاص و شخصیت‌های مختلف عصر خویش نگاشته است . نوشته هر یک از نامه‌ها با نشانه‌ها , احادیث و اشعار همراه شده‌است .

در میان مخاطبان نامه‌های سنایی اسم بزرگانی چون حکیم عمر خیام و بهرامشاه غزنوی هم به چشم می‌خورد . این نامه‌ها که حاوی آیات , احادیث , اقوال , ضرب‌المثل‌ها و اشعار عربی و فارسی است , علاوه بر ظرایف ادبی از فواید تاریخی هم برخوردار است .

حکیم سنایی

حکیم سنایی در طراز نخستین گویندگان فارسی به حساب میآید . او اول شاعری است که ذهن ها تصوف و عرفان را با ذوق شعری آمیخته و در قالب نظم درآورده است . مکاتیب یا نامه‌های سنایی که اگر‌چه از نظر کمیت در قبال اثر ها منظوم این‎ شاعر , زیاد اندک است , ولی از نظر کیفیت , شیوه بیان , سبک نگارش , تبیین و روشن کردن حقایق تاریخی , نمایان کردن شخصیت بزرگان و محققان معاصر سنایی و زدودن غبار اوهام جهالت از پیرامون شخصیت نوابغی چون حکیم عمر خیام نیشابوری , از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است .

نثر این کتاب بینابین و در واقع نمونه‌ای است از نثر منشآت و ترسلات در این دوره که از نثر مرسل فنی‌تر است ; هرچند مکاتیب سنایی تمام مختصات نثر فنی را کم‌وبیش داراست ولی از مقایسه اجمالی آن با دیگر آثار منثور این زمان درمی‌یابیم که مختصات نثر مصنوع در آثار گذشته از آن مانند چهار مقاله نظامی عروضی کم‌رنگ‎تر و در آثار بعد از آن مثل منشآت خاقانی پررنگ‎تر است ; یعنی ضمن این‌که سیر تکاملی نثر را از ساده به مصنوع نشان میدهد , بیانگر این است که سنایی در کاربرد خصوصیات نثر فنی جانب اعتدال را فرو نگذاشته است .

5 ورژن از مکاتیب

فقط پنج ورژن از مکاتیب از گذر مورخ به دست ما رسیده است که نذیر احمد براساس همین نسخه ها , مکاتیب را اصلاح و عرضه نموده است . مصحح در مقدمه کتاب از چگونگی دست‌یابی به نسخه‌ها و شیوه اصلاح خویش صحبت گفته است و گاه در زیرنویس نوشته هم ورژن بدل‌ها را آورده است . کتاب دارنده حاشیه ها و تعلیقات در دو بخش است ; بخش در آغاز در رابطه اشخاصی است که حکیم به آن‌ها طومار متن و بخش دوم هم مطالب نامه‌ها توضیح داده شده‌است . در انتهای اثر هم چهره‌ای از نسخه‌های خطی بیان شده شده‌است .

بعضا از دانشمندان معتقدند که ساختار نامه‌ها گاه با نیز مختلف است . از سمت دیگر , مکاتیب در حین حیات سنایی تحت عنوان یک اثر ادبی جمع آوری نشده و بعد از حیات وی این پیش آمده است . با اعتنا به‌این موردها بعضی از دانشمندان معتقدند که ممکن است بعضی از نامه‌هایی که به عنوان مکاتیب سنایی یاد میگردد , به مداد این شعر سرا نباشد و در درستی انتساب آن دچار تردید می‌باشند .

بنیاد موقوفات افشار چاپ دوم این اثر را به تازگی در 418 صفحه و به قیمت 75 هزار تومان منتشر نموده است .

9 رمان برتر جهان کدامند؟

9 رمان برتر جهان کدامند؟

 

۱ . رمان پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی

به جرات می‌توان گفت هر کسی بعداز خواندن رمان کوتاه پیرمرد و دریا به شخص متفاوتی تبدیل میگردد . داستان این رمان درباره سانتیاگو , پیرمردی ساده و فقیر است که ۸۴ روز شده که نتوانسته ماهی صید کند اما در روز ۸۵ – ام با اطمینان درسمت دورترین نقطه دریا می‌رود تا به صید بپردازد . همینگوی در این رمان روایت این صید را روایت می‌نماید که به خواننده نشان میدهد «آدم را برای شکست نساخته‌اند . آدم ممکنه از بین بره , ولی شکست نمی‌خوره . » در پیرمرد و دریا ما با درد و رنج , ایستادگی و مقاوت و همچنین چرخه زندگی آشنا می‌شویم که خود می تواند بزرگ‌ترین درس زندگی برای هر خواننده‌ای باشد . ویلیام فاکنر که خود از بزرگ‌ترین نویسندگان جهان است , اعتقاد دارد پیرمرد و دریا شاید بهترین نوشته در میان همه نوشته‌ها باشد .

۲ . کتاب ۱۹۸۴ اثر جورج اورول

کتاب داستان ۱۹۸۴ کتابی است که به شکل گسترده وارد زندگی واقعی , دنیای ادبیات , دنیای سینما و… شده‌است . ۱۹۸۴ یک کتاب داستان تخیلی محسوب می‌شود که در آن حزب حاکم کلیه جنبه‌های معاش شخصیت‌های داستان و در واقع همه مردم را در دست گرفتن می کند . چیزی به نام امنیت و اطراف سری که یکی از دغدغه‌های مهم انسان است در این رمان نیست . اورول در‌این رمان تصویری از شوروی ارائه می‌کند که بسیار خوفناک است . این کتاب از جمله پرفروش‌ترین کتاب‌ها در سراسر تاریخ هم است .

رمان های برتر دنیا

۳ . رمان همه می‌میرند اثر سیمون دوبوار

این رمان از ادبیات فرانسه , شاهکاری است که دید هر شخصی را نسبت به زندگی تغییر میدهد . این کتاب داستان زندگی یک بازیگر تئاتر است که در سفرهایش به شهرهای مختلف , یک روز با فردی عجیب به نام – رایموندو فوسکا – که شخصیت اصلی رمان است آشنا میشود . فوسکایی که در برهه‌ای از زمان به دنیا آمد که در آن توسط یک معجون سبز زندگی ابدی پیدا کرد و رمان کلیه می‌میرند خاطراتی از ذهن فوسکا است که برای رژین تعریف میشود . در این رمان ما پی می‌بریم که جاودنگی و ابدیت به چه معناست و همچنین پی می‌بریم که مرگ چگونه می‌تواند دید ما‌را به زندگی عوض نماید . ارزش و احترام قائل شدن برای زندگی از سراسر این کتاب دریافت می‌گردد .

۴ . رمان محاکمه اثر فرانتس کافکا

دنیای کافکایی در ادبیات بسیار معروف است و هنگامی که رمان محاکمه را بخوانید به خوبی متوجه می شوید منظور از دنیای کافکایی چیست . داستان کتاب محاکمه از این قرار است : «یوزف کا . » مشاور ارشد بانک است و در آستانه به دنیاآمدن سی سالگی‌اش است یک روز صبح در اتاقش به شکل عجیبی بازداشت میگردد . او نمی‌تواند حدس بزند که آیا این طنز همکارانش برای غافلگیر کردن اوست و یا واقعا قانونی را زیر پا گذشته است . تقریبا هیچ‌چیز در کتاب محاکمه عادی نیست . نه جرمی که به واسطه آن یوزف کا .

بازداشت شده عادی است نه دادگاهی که در آن محاکمه می گردد و نه حتی فرایند محاکمه . خواننده هم دقیقا نمی‌داند با چه نوع دادگاهی روبه‌رو است اما هرچه بیشتر همراه شخصیت اصلی در مسیر حرکت می‌نماید , پی می‌برد که احتمالا محکومیت یوزف کا . به خود او مربوط است . در واقع چیزی در درون او موجود است که به این محکومیت دامن میزند . این‌طور نیست که فقط یوزف کا . در برابر دادگاه حضور داشته باشد , دیگران هم در مسیر چشم می‌شوند البته داستان کا . متفاوت است . بنابراین رمان محاکمه بدون شک در لیست ۹ رمان برتر دنیا قرار خواهد گرفت .

۵ . کتاب برادران کارامازوف اثر داستایفسکی

برادران کارامازوف که شاهکار بی‌مانند نویسنده بزرگ روس است یک رمان سرشار از طغیان , سرشار از جدال بین نیروی‌های عالی و بد , جدال بین شک و ایمان با مفاهیم فوق‌العاده خوشگل و عمیق از جمله بخشش , اشتراک در گناه , اشتراک در رستگاری , عذاب کشیدن و بسیاری مورد ها دیگر است . به نظر میرسد این رمان در فرایند نوشته شدن کتابخانه‌ی کوچکی را بلعیده باشد : رمان پر‌از نقل‌قول , تقلید و تلمیح است . شخصیت‌هایش فقط سخنگو نیستند , بیش‌ترشان نویسنده هم می‌باشند : نامه , مقاله , شعر , جزوه , رساله , خاطرات و یادداشت می‌نویسند . شخصیت‌ها نمایش اجرا می‌کنند , سخنرانی می‌کنند , لطیفه می‌گویند یا این که موعظه و اعتراف می‌کنند . در مطالعه این رمان تردید نکنید .

۶ . کتاب خوشه‌های خشم اثر جان اشتاین‌بک

این رمان درباره زندگی سخت کارگران آمریکایی است که به دنبال زندگی بهتر در اکنون مهاجرت میباشند . داستان اصلی رمان در رابطه خانواده جادها است اما در فصل‌های کوتاه هم به بررسی کلی زندگی کارگران مهاجر پرداخته میگردد . این رمان در رابطه مردم بیچاره‌ای است که جز امید هیچ چیز دیگری ندارند . در سخت‌ترین شرایط سعی مینمایند دل‌هایشان را به چیزایی خوش نمایند که حتی وجود خارجی نیز ندارد اما می دانند اگر امیدشان را از دست بدهند نابود می‌شوند و حتی در طول رمان کسانی از این خانواده از ادامه دادن قطع آرزو می نمایند . خوشه‌های خشم در محکومیت بی‌عدالتی نوشته شده شده‌است . یک بی‌عدالتی بسیار گسترده که در حدود دویست هزار نفر آن را تجربه‌ کرده‌اند . بی‌عدالتی علیه مهاجرانی که از روی ناچاری و شقاوت ناچار به هجرت شدند . اشخاصی که از سرزمین‌های خودشان خارج انداخته شدند و در سرزمین‌های نو نیز تحقیر و طرد شدند .

۷ . کتاب زوربای یونانی اثر نیکوس کازانتزاکیس

زوربای یونانی اثر برجسته‌ای از بزرگ‌ترین مولف معاصر یونان , نیکوس کازانتزاکیس است . جوانی فردی به نام زوربا را با خودت به جزیزه کرت میبرد , کسی است که معنای زندگی خود را میان کتاب‌ها جستجو می نماید . نگاهی که او به مسائل و اتفاقات دارد برگرفته از آثاری است که خوانده و در واقع فلسفه زندگی این جوان , برگرفته از کتاب‌هاست .

اما در مقابل , الکسیس زوربا کسی است که فلسفه زندگی‌اش را خودش تعیین نموده است . زوربا به معنای واقعی کلمه , به استقبال معاش و ماجراهای آن رفته , به جاهای مختلفی سفر کرده و شغل های بسیار زیادی انجام داده و فلسفه وی نتایج همین تجربیاتش است . برخورد این دو دیدگاه , همسفر و هم‌نشینی این دو تفکر , کتاب خواندنی است که نیکوس کازانتزاکیس تقدیم مخاطب خود می‌نماید . زوربا , مردی است که زندگی را ارج نهاده و از آن نهایت استفاده را برده است , خاطره‌ها دارد و در هر موقعیتی می‌تواند خاطره‌ای شیرین و شنیدنی نقل کند . بعید است کسی این رمان را مطالعه کند و شخصیت زوربا را فراموش نماید .

۸ . کتاب مادام بوواری اثر گوستاو فلوبر

یک اثر کلاسیک و جذاب اثر فلوبر , نویسنده فرانسوی . شخصیت اصلی این کتاب زنی است که می‌خواهد زندگی را تسلیم خویش نماید . درباره شخصیت مادام بوواری می‌توان زیاد نوشت . شخصیتی که فلوبر به شکل بسیار ظریف و عالی در کتاب پیش روی ما قرار میدهد . اِما در روستا زندگی آرامی داشته است . سراسر آسوده با خیالی راحت . زندگی‌ای که شاید آدم شهری در‌پی آن باشد

تا ممکن است به همان آرامشی رسد که اِما از آن برخوردار است . البته می‌بینیم که اِما از قبل این آرامش و آسودگی را تجربه کرده و به دنبال چیز دیگری است . به همین منظور است که با شارل ازدواج می‌نماید و از محیط زندگی‌اش در روستا خارج می گردد . وی دیگر دریای آرام را دوست ندارد و «دریا را تنها به خاطر توفان‌هایش دوست می‌داشت» . اِما واجب داشت خودش را رها نماید و هیجان را تجربه نماید . سرنوشت اما بوواری از جمله مشهورترین موارد در دنیای ادبیات است .

۹ . کتاب آنا کارنینا اثر لئو تولستوی

روایت کتاب از اینجا شروع میشود که زن و شوهری به نام‌های استپان آرکادیچ و داریا الکساندرونا با نیز اختلافی خانوادگی دارند . آنا کارنینا خواهر استپان آرکادیچ است و از سن پترزبورگ به منزل برادرش می آید تا اختلاف آن‌ها را حل نماید . به‌این دلیل به آنا , «کارنینا» گفته می گردد که همسرش «کارنین» اسم دارد . آنا بعد از اینکه به دیدن زن بردارش ( داریا ) برای حل اختلاف داریا و استپان می‌رود با مردی مجرد آشنا می‌شود و روابط نامشروع پیدا می کنند . این اثر کلاسیک و سرنوشت شخصیت اصلی آن دقیقا مانند اما بوواری از جمله مهم‌ترین مورد ها در دنیای ادبیات است .